X
تبلیغات
گروه های آموزشی

گروه های آموزشی
منطقه بلداجی 

قوانین زیبای زندگی

قانون یكم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست.

قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی كرده‌اید كه "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی كنید

قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یك سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناكام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند

قانون چهارم: درس آنقدر تكرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشكال مختلف آنقدر تكرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع كنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید

قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست كه در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید

قانون ششم: قضاوت نكنید، غیبت نكنید، ادعا نكنید،سرزنش نكنید،تحقیرو مسخره نكنید، وگرنه سرتون میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چكار می‌كنید.

قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنكه منعكس كننده چیزی باشد كه درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این كه با آنها چه می‌كنید، بستگی به خودتان دارد.

قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها كاری كه باید بكنید این است كه نگاه كنید، گوش بدهید و اعتماد كنید.

قانون دهم : خیرخواهِ همه باشید تا به شما نیز خیر برسد..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجربه ( نکته ها )  

 85 سال زندگي در 15 جلسه

گابريل گارسيا مارکز نويسنده کلمبيايي که به بيماري نا شناخته اي مبتلا شده  است حاصل 85 سال زندگي خود را در 15 جمله ارائه کرده که در زير بيان ميکنم .

*  در 15 سالگي آموختم که مادران از همه بهتر مي دانند و گاهي اوقات پدران هم .

*  در 20 سالگي ياد گافتم که کار خلاف فايده اي ندارد حتي اگر با مهارت انجام شود .

*  در 25 سالگي دانستم که نوزاد ، مادر را از داشتن يک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن  يک شب هشت ساعته ، محروم مي کند .

*  در 30 سالگي پي بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن .

*  در 35 سالگي متوجه شدم که آينده چيزي نيست که انسان به ارث ببرد ، بلکه چيزي است که خود مي سازد .

*  در 40 سالگي آموختم که رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست که کاري را که دوست داريم انجام دهيم ، بلکه در اين است که کاري را که انجام ميدهيم ، دوست داشته باشيم .

*  در 45 سالگي ياد گرفتم که 10 درصد از زندگي ، اتفاقاتي است که براي انسان مي افتد و 90 درصد زندگي آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان مي دهد .

*  در 50 سالگي پي بردم که کتاب بهترين دوست انسان و پيروي کور کورانه بدترين دشمن وي است .

*  در 55 سالگي پي بردم که تصميمات کوچک را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب .

*  در 60 سالگي متوجه شدم که بدون عشق مي توان ايثار کرد ، اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد .

*  در 65 سالگي آموختم که انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آن چه لازم است ، آن چه را که ميل دارد را نيز بخورد .

*  در 70 سالگي ياد گرفتم که زندگي در اختيار داشتن کارت هاي خوب نيست ، بلکه خوب بازي کردن با کارت هاي بد است .

*  در 75 سالگي دانستم که انسان تا وقتي فکر مي کند نارس است ، به رشد و کمال خود ادامه مي دهد و به محض آن که گمان کرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود .

*  در 80 سالگي پي بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن ، بزرگترين لذت دنياست .

*  در 85 سالگي دريافتم که  همانا زندگي زيباست .

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 8:28 توسط حسن ولی پور | 2 نظر  

 

[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 8:29 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

مطالب جالب و خواندنی

 بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

 

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

 

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

 

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

 

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

 

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

 

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

 

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

 

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

 

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

 

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

 

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

 

* آنکه  خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

 

* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

 

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

 

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

 

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

 

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

 

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

 

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

 

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

 

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

 

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

 

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

 

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

 

www.ravanshena30

 

 

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 13:15 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

نوآوري و خلاقيت معلم

خود باوري و          اعتماد بنفس معلم

بكارگيري رسانه هاي مناسب

عوامل مهم در جشنواره الگوهاي تدريس

استفاده از الگوهاي نو     و فعال تدريس

زمان بندي مراحل تدريس

برقراري ارتباط با فرگيران

رعايت فرايند تدريس

ارزشيابي فرايند مدار

ويژه نامه جشنواره تدريس ،( نمونه طرح درس )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


·        معلم خوب هيچ گاه خود را از تغذيه ي فكري ( مطالعه كردن) بي نياز نمي بيند .

·        معلم خوب كسي است كه بين فراگيرانش ( بد ) نمي شناسد .

·        معلم خوب با تشويق معلمي مي كند تا با تنبيه .

·        معلم خوب كسي است كه به فراگيرانش يك جا هم درس معاد مي دهد و هم ئرس معاش .

·  معلم خوب وقتي فراگيران حرف هايش را نمي پذيرند ترجيح مي دهد تحمل كند ولي حرفهايش را تحميل نكند .

* بهترين معلم گسي است كه داراي قابليت خلق روش ها ي تازه است و بهترين روشها ، روش خاصي نيست . بلكه يك هنر است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طرح درس

مشخصات كلي

شماره طرح درس :

نام درس :

موضوع درس

 

نام آموزگار:

تاريخ :

زمان تدريس:

نام آموزشگاه:

كلاس :

تعداد دانش آموزان :

     كلي

 

                       روش

                        تدريس

 

                         رسانه

                       آموزشي

 

 

          فعاليت معلم

فعاليت فراگير

                 جمع بندي و

                  نتيجه گيري

 

 

 

                    ارزشيابي

                    تكويني

                ( تشخيصي)

 

 

 

                  تعيين تكليف

 

 

 

·        پرنده براي رسيدن به بلنداي مقصدش ( بال ) مي خواهد و معلم (حال)

 

 

 

 

طراحي فعاليت هاي آموزشي

روش نگارش و تنظيم طرح درس روزانه

طرح درس روزانه شامل پيش بيني مجموعه فعاليت هايي است که معلم از پيش براي رسيدن به يک يا چند هدف آموزشي در يک جلسه تدريس، تدارک مي بيند. طرح درس جلسات آموزشي سبب مي شود که معلم فعاليت هاي آموزشي را به ترتيب و يکي بعد از ديگري در مراحل و زمانهاي مشخص و به شيوه اي منطقي اجرا کند و نتايج حاصل از آن را براي تدريس در مراحل بعدي آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحي هر جلسه آموزشي، سازماندهي و ارزيابي دائمي جريان فعاليت هاي ياددهي - يادگيري را سبب مي شود.

در طول برنامه هاي آموزشي، گاهي، وقت و تلاش زيادي به دليل تکراري بودن مطالب و فعاليتها به هدر مي رود و يا حذف عمومي يا غيرعمدي بعضي مطالب ضروري به دليل کمبود وقت و يا فعاليت هاي بيهوده، به جريان آموزش آسيب مي رساند. مهمترين کارکرد طراحي آموزشي آن است که از تکرار مطالب بيهوده و حذف موارد ضروري جلوگيري مي کند.

طرح درس جزئيات لازم براي آموزش يک يا چند درس در مورد يک موضوع را تعيين مي کند. درسها ممکن است کوتاه و سي دقيقه اي باشند و چند ساعت به طول بينجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهني و فعاليت هايي که دانش آموزان بايد انجام دهند. از عواملي هستند که مدت زمان تدريس را مشخص مي سازند البته بدون نوشتن و تدوين برنامه و طرح درس هم مي توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم مي خواهد از کارآيي مؤثر در فرآيند تدريس برخوردار باشد. بايد طرح درس خود را دقيقاً تنظيم نمايد. در تنظيم طرح درس، اهداف رفتاري، انتخاب محتوا و فعاليت هاي آموزشي بايد در هسته مرکزي آن قرار گيرند. از فوايد توجه به سازه هاي فوق در فرآيند طراحي، موارد زير را مي توان نام برد:

1. به معلمان در فرآيند تدريس کمک مي کند.

2. براي انتخاب مواد آموزشي، بسيار مفيد مي باشد.

3. در تعيين تکاليف درسي تک تک دانش آموزان مؤثر است.

4. براي انتخاب و ساختن سؤالهاي ارزشيابي، ارزشمند هستند.

5. در خلاصه کردن و اعلام نتايج ارزشيابي به معلم کمک مي کند.

6. در "خود ارزيابي" دانش آموزان عامل بسيار مفيدي است.

7. دانش آموزان را به ياد گيرندگاني خودکفا تبديل مي کند.

 

علاوه بر موارد فوق، دلايل مختلفي براي اثبات لزوم تهيه طرح درس وجود دارد. يک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر مي سازد که در طول دوره ي آموزشي خود به دقت در مورد همه چيز فکر کند. در تنظيم و انتخاب منابع مورد نياز کمک بزرگي محسوب مي شود و مي تواند معلم را در زمينه هاي زير ياري دهد:

1.انگيزه هاي لازم را ايجاد کند.

2. بر قسمتهاي مختلف درس از جمله تجارب يادگيري دانش آموزان به نحو مطلوب تأکيد کند.

3. اطمينان دهد که کليه اطلاعات مورد نياز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.

4. امکان استفاده از وسايل آموزشي را فراهم مي سازد.

5. طرح سؤالهاي مناسب را پيش بيني مي کند.

6. تدريس معلم براساس برنامه اي منظم و از پيش تعيين شده انجام مي شود.

 

معلمان کارآمد معمولاً تلاش مي کنند طرح درس، دقيق با جزئيات کامل بنويسند و براساس آن فعاليت هاي آموزشي را دنبال مي کنند. البته گاهي مي توان از طرح درسهايي که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهاي مورد نظر را خود شخصاً تنظيم نمايند و در طول دوره هاي آموزشي همواره به اصلاح و تکميل آن بپردازند. طرح درس به دليل اين که مراحل تدريس را مشخص مي کند، راهنماي معلم در فرآيند تدريس است. يک طرح درس شامل فهرستي است که در هر ستون آن يکي از مراحل تدريس به شرح زير نوشته مي شود:

1. هريک از واحدها و يا درسها و زماني که بايد صرف آن شود.

2. فعاليت هايي که دانش آموزان بايد در آن درس يا واحد يادگيري انجام دهند.

3. مطالبي که بايد به وسيله ي معلم به دانش آموزان ارائه شود.

4. نکات کليدي موجود در محتواي کتاب درسي يا ساير منابع مورد استفاده ي دانش آموزان مشخص مي شود.

5. وسايل يا فعاليت هاي آموزشي مانند فيلمها، بازديدهاي علمي ... و همچنين فعاليت هاي مربوط به ارزشيابي دانش آموزان را مشخص مي کند.

  

مراحل نگارش و تنظيم طرح درس روزانه

رعايت مراحل و نکات زير براي تدوين يک طرح درس خوب لازم و ضروري است:

1- موضوع يا عنوان درس

عنوان درس بايد به طور دقيق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاريم، عنوان گويايي نيست، بلکه بهتر است بنويسيم: «چگونه مي توان از دماسنج استفاده کرد» يا «طريقه ي استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزيه و تحليل موضوعات مسلط باشد بهتر مي تواند براي آن، عنوان مناسب انتخاب کند.

 

2- تعيين و نگارش عناوين فرعي يا رئوس مطالب

پس از تعيين و نوشتن موضوع درس، طراح بايد عناوين فرعي موضوع درس را مشخص سازد، ترتيب و توالي مناسب عناوين فرعي همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. عناوين فرعي، بهترين راهنماي نگارش هدفهاي جزئي است؛ زيرا براساس هر عنوان فرعي مي توان يک هدف جزئي نوشت.

 

3- نوشتن هدف کلي درس

نوشتن هدف کلي يک جلسه تدريس، همانند هدف کلي يک دوره ي آموزشي است؛ اما در قالب يک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهاي کلي جلسات بايد موجب تحقيق اهداف کلي دوره شوند. به عبارت ديگر اهداف کلي هر جلسه ي تدريس، عناصر يا مراحل رسيدن به اهداف کلي دوره را مشخص مي کنند. در نوشتن هدف کلي هر جلسه نيز معمولاً از افعال کلي استفاده مي شود. ذکر شرايط و معيار در اين نوع از اهداف ضرورتي ندارد.

 

4- نگارش و تنظيم هدفهاي جزئي درس

ساده ترين راه نوشتن اهداف جزئي يک درس، اين است که براساس هر موضوع فرعي يک هدف جزئي نوشته شود. ماهيت اهداف جزئي همانند هدف کلي درس است؛ اما در قالب موضوعي ريزتر و محدودتر. به عبارت ديگر، هدفهاي جزئي درس، اهداف زيرمجموعه هدف کلي درس مي باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئي و تنظيم درست توالي آن، مي تواند موجب نظم بيشتر فعاليت هاي آموزشي شود و در نهايت، تحقق هدف کلي را تضمين نمايد.

 

5- نگارش و تنظيم هدفهاي رفتاري درس

پس از نوشتن هدفهاي جزئي، طراح بايد هدفهاي جزئي را تبديل به هدفهاي رفتاري نمايد. هدفهاي رفتاري هر جلسه تدريس بايد با توجه به شرايط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حيطه هاي يادگيري تنظيم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و يا به صورت پيش نياز و پس نياز مرتب گردد. در هدفهاي رفتاري: عملکرد (نوع رفتار)، شرايط و معيار دقيقاً بايد مشخص شود.

 

6- تعيين رفتار ورودي دانش آموزان

پس از نوشتن هدفهاي رفتاري درس، رفتار ورودي دانش آموزان يا پيش نيازهاي تحقق هدفهاي رفتاري بايد مشحص شوند. گروهي معتقدند كه ابتدا بايد رفتارهاي ورودي دانش آموزان در بررسي، مشخص و سپس هدفهاي رفتاري نوشته شوند. چنين رويكردي در نظامها يا دوره هايي صادق است كه محتوا و كتاب مشخصي ارائه نشده باشد و معلم كاملاً در انتخاب و سازماندهي مطالب درسي آزاد باشد. در نظام آموزشي ايران به دليل متمرکز بودن، اجراي چنين پيشنهادي تقريباً غيرممکن است.

 

7- ارزشيابي تشخيصي

اغلب سؤال مي شود که معلمان چگونه مي توانند اطلاعات پيش نياز يا رفتار ورودي دانش آموزان را تشخيص دهند؟ اين امر توسط ارزشيابي تشخيصي ممکن مي باشد.

 

معلم بر اساس تخصص و مهارتي که دارد بايد ابتدا رفتار ورودي را پيش بيني کند و سپس براساس دانش پيش نياز درس مورد تدريس، سؤالهايي طرح نمايد. سؤالهاي طرح شده بايد در ستون ارزشيابي طرح درس نوشته شود. اين سؤالها قبل از تدريس بايد از دانش آموزان پرسيده شوند، تا وجود يا عدم وجود پيش نياز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پيش نياز درس مورد تدريس، مخصوصاً زماني که موضوع درس با موضوعات قبلي و بعدي ارتباط تسلسلي داشته باشد، حتماً بايد رفتار ورودي ترميم گردد.

 

8- نگارش مراحل اجراي تدريس

 

در آموزشهاي مستقيم تنظيم نحوه ي ارائه محتوا به ترتيب اهميت به چند مرحله به شرح زير تقسيم مي شود:

الف- مرحله ي آمادگي

مرحله ي آمادگي خود، شامل قسمتهاي زير مي باشد:

- آمادگي معلم

بديهي است براي انجام هر کاري بايد آمادگي داشت. موضوع تدريس نيز نمي تواند از اين قاعده مستثني باشد. معلم بايد پيش بيني کند که در کلاس درس چه فعاليتي را مي خواهد انجام دهد و چگونه مي خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه مي خواهد در کلاس درس انگيزه ايجاد کند و اين انگيزه را تا پايان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه مي خواهد کلاس را به پايان برساند؟

- آمادگي دانش آموزان

اگر دانش آموزي به درس معلم توجه نکند و در اجراي فعاليت هاي آموزشي با او همکاري ننمايد، عمل تدريس به مفهوم واقعي آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاري آنها مستلزم آماده شدن براي فعاليت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلي هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدي متوجه کلاس و فعاليت هاي مورد نظر نمايد. معلمان با تجربه در اين مرحله از روشهاي مختلفي استفاده مي کنند.

علاوه بر موارد ذکر شده، معلم بايد قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسايل آموزشي مورد نياز را در کلاس آماده نمايد. چنانچه در کاربرد بعضي از وسايل مهارت چنداني نداشته باشد، بايد قبل از رفتن به کلاس و به کارگيري وسايل در حضور دانش آموزان، تمرين لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نمايد. معلم نه تنها بايد وسايلي را که خود براي تدريس لازم دارد آماده کند، بلکه بايد وسايلي را که دانش آموزان براي کسب تجارب و انجام دادن تمرين بدان نيازمندند، نيز تهيه کرده، در اختيار آنان قرار دهد.

 

ب- مرحله معرفي و بيان هدفهاي صريح آموزشي

معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، بايد موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفي کند. معرفي درس و اهداف آن بايد به گونه اي صورت گيرد که متناسب با ساختار شناختي دانش آموزان باشد.

 

معرفي درس و هدفهاي رفتاري آن، دانش آموزان را براي آشنايي با تجارب يادگيري و سعي در دستيابي به آنها آماده مي سازد. معلم بايد انتظارات خود را از دانش آموزان، بسيار ساده، روشن و مشخص بيان کند. زمان اختصاص داده شده براي معرفي درس نبايد بيش از 3 تا 5 دقيقه وقت کلاس را بگيرد.

 

ج- مرحله ي ارائه درس

در مرحله ي ارائه درس، محتواي مورد آموزش بايد دقيقاً مشخص شود. از روشهايي چون سخنراني، بحث گروهي، نمايش تصاوير، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهايي که براي آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم بايد اطمينان حاصل کند که بخشهاي مختلف محتوا با يک روال منطقي ارائه خواهد شد و هيچ نکته نامفهومي در ميان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم براي هر قسمت به طور دقيق مشخص شود. ارائه محتوا در حقيقت قسمت اصلي کار تدريس و شامل دو عامل جدا ناشدني است:

1- سازماندهي کليه محتواي درس و توالي آنها بايد رعايت شود.

2- روش آموزش قسمتهاي مختلف مشخص شود.

به طور مثال معلم بايد حداقل نکات زير را پيش بيني کند:

الف) سؤالهايي که بايد پرسيده شوند.

ب) در هنگام بحث دلايل لازم پيش بيني شود.

ج) در حدود 5 تا 10 دقيق فيلم نشان داده شود.

د) پس از نمايش فيلم، موضوع مورد بحث قرار گيرد.

 

معلم بايد پيش بيني کند که منظور از سؤال چيست؟ آيا فقط براي جلب توجه دانش آموزان است و نيازي به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ي چه کسي است؟ معلم يا دانش آموزان؟ آيا سؤال بر روي نکات اصلي درس تأکيد دارد؟ آيا سؤال ايجاد انگيزه مي کند؟ آيا سؤالها سبب مؤثر شدن تدريس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آيا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک مي کند؟ آيا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهيم، اصول خاص و مورد نظر جلب مي نمايد؟

 سؤالها بايد زمينه ي بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بين معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بيان ديگر، سؤال بايد سبب شناخت بهتر و ايجاد قدرت تجزيه و تحليل، ترکيب، ارزيابي، نتيجه گيري و تعميم در دانش آموزان شود. مقدمه در ارائه محتوا بسيار مهم است. يک مقدمه خوب مي تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ي آنها را به ادامه درس برانگيزد. مقدمه خوب شامل مطالب زير است:

1- درس در چه موردي صحبت مي کند؟

2- کجا و در چه زماني دانش آموزان مي توانند از آنچه در اين درس مي آموزند، استفاده کنند؟

3- چگونه بايد مطالعه کنند و مفاهيم را بياموزند؟

4- بازنگري مختصري از آنچه در درسهاي قبلي مرتبط با موضوع آموخته اند.

تکرار مطالب پيش نياز معمولاً براي مؤثر کردن تدريس لازم است؛ اما لازم نيست هميشه از يک روش براي يادآوري رفتار ورودي استفاده کنيم. معلم بايد روي نکات کليدي رفتار ورودي تأکيد کند تا درس جديد راحت تر و قابل فهم تر شود. اين تکرار نبايد طولاني باشد.

 

د- مرحله ي خلاصه کردن و نتيجه گيري

براي تثبيت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندي و نتيجه گيري شود. تلخيص و جمع بندي، مفاهيم از دست داده شده در طول آموزش را براي دانش آموزان روشن مي کند بهتر است تلخيص و نتيجه گيري توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهايي را ارائه نمايد.

 

و - مرحله ي ارزشيابي

بعد از ارائه محتوا و جمع بندي و نتيجه گيري، لازم است معلم از چگونگي تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه اين عمل ممکن است در طول فعاليت هاي آموزشي به طور ضمني انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پايان ارائه محتوا، با مقايسه سطح مهارتي که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسيده اند، ميزان يادگيري دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدريس خود را ارزشيابي کند.

 

زمان ارزشيابي، بستگي به مدت زمان تدريس دارد؛ اما اين مرحله نبايد زياد وقت کلاس را بگيرد. به طور متعادل مي توان ده دقيقه براي اين کار در نظر گرفت. سؤالهاي مرحله ي ارزشيابي بايد بر اساس هدفهاي رفتاري درس طرح شوند.

 

ه- مرحله ي تعيين فعاليت هاي تکميلي

معلم مي تواند براي تقويت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگي واقعي دانش آموزان فعاليت هايي را در خارج از کلاس پيش بيني کند. اين تکاليف، بخشي از مطالعات مربوط به درس محسوب مي شوند. معلم بايد اين نوع فعاليتها را دقيقاًً پيش بيني کند و در اختيار دانش آموزان قرار دهد. معرفي منابع مطالعه يا فعاليت مانند: کتاب، مقالات جديد، فيلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت مي دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از اين امکانات افزايش دهند.

 

اگر معلم انتظار داشته باشد که وظايف و فعاليت هاي تکميلي خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصي انجام شود، بايد اصولي را که در ذهن دارد به طور واضح و دقيق به دانش آموزان اعلام کند. اگر اين اصول، به صورت شفاهي از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان  به آن توجه نکنند. بنابراين بهتر است اصول و معيارها به تفصيل به صورت کتبي و در صورت امکان همراه با مثال در اختيار دانش آموزان قرار داده شود. چنين کارکردي در وقت کلاس صرفه جويي کرده و به دانش آموزاني که غيبت دارند و يا در فاصله ي اعلام فعاليت هاي تکميلي تا زمان انجام آن بعضي از اصول را فراموش مي کنند، کمک مي کند.

 

در اکثر مواقع، معلم تکاليف خواندني، يا انجام فعاليت در خانه را زماني ارائه مي دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکاليف در روند يادگيري دانش آموزان اهميت دارد، بايد بيش از اين به آن توجه شود، يکي از بهترين شيوه هاي تعيين فعاليت هاي تکميلي (تکاليف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنماي از قبل تنظيم شده است. اينکه راهنماي تعيين تکاليف به چه صورتي نوشته شود و چه امکاناتي در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعيت آموزشي و نوع درس بستگي دارد. در زير يک نمونه از راهنماي فعاليت هاي تکميلي دانش آموزان  آورده شده است:

- مقدمه

- اهميت موضوع

- تکاليف و تاريخ ارائه آنها

- مطالعات و مطالبي که بايد خوانده شوند.

- مسائلي که بايد حل شوند.

- گزارشهايي که بايد نوشته شوند.

- آزمايشهايي که بايد انجام شوند.

 - سؤالهايي که دانش آموزان بايد با مطالعه ي شخصي به آنها پاسخ گويند.

 

منابع - اطلاعات کامل در مورد منابع

يکي از انواع تکاليفي که بسيار مفيد و ارزشمند است، کاربرد فعاليت هاي آموزشي در خارج از کلاس درس مي باشد. کاربرد مفاهيم آموخته شده زماني امکان پذير است که مطالب آموخته شده به طور ذهني و عملي در کلاس تمرين شود. اگر دانش آموزي مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهني تحليل کند و در موقعيت شبيه سازي شده به کار گيرد، مي توان انتظار داشت که بتواند آن را در خارج از کلاس و در موقعيت حقيقي نيز به کار گيرد. کاربرد مفاهيم، سبب مي شود که دانش آموزان بتوانند از مفاهيم آموخته شده در فرآيند استفاده کنند.

  منبع : گروه فناوری و اطلاعات و علوم اجتماعی

 

 

 

 

زنگ نقاشی

زنگ نقاشی است . معلم می گوید : « بچه ها نقاشی بکشید .»بچه ها می خندند، سر وصدا می کنند که : «چه بکشیم ؟ چه چیز را نقاشی کنیم ؟» معلم فکر می کند ، می گوید : « هر چه که دوست دارید . هر چه دلتان می خواهد .» بچه ها حیران می مانند . نمی دانند چه چیز را نقاشی کنند . دو باره می پرسند :                                آخر چی ، ،شکل چه چیز را بکشیم ؟

معلم به چشم های سر گردان شاگردانش نگاه می کند . نگاهش را عمق می بخشد . آرام آرام حرف می زند :    « این همه گل است رنگ به رنگ . این همه گیاه است جور به جور . این همه پرنده است هزار هزار گونه . این همه پروانه است با هزاران بالهای رنگارنگ و دل فریب. این همه آدم است . مردها و زن ها و بچه ها .

این همه رودخانه ، با سرود و آوازهایی که می خوانند ، با موج هاشان و با پیچ وتاب هایشان .در یا ها با موج های آرام و خروشانشان، با ماهی های گوناگونشان . بیا بانها و شن ها ، غرق در سکوت . با آن همه خزنده . آن همه جنگل ، همه انبوه . درخت ها ، با دانه هایشان که مادام می رویند و ریشه می کنند ، و میوه های شادابشان که به ما لذت خوردن را می دهند ، لذت تما شا کردن و لذت کاشتن و افزودن .

 کره زمین را بکشید با ستارگان شب و ماه که می درخشند و تاریکی را می پوشانند . خانه های خودتان را بکشیذ که در آنها زندگی میکنید . زندگی که همه چیز ذر آن هست . کبو ترها رابکشید قوها ، مرغابی ها ، اردک ها ، قمری ها و پرستو ها را ، جانورانی رابکشید که مثل خودتان می دوند ،و بازی می کنند ، غذا می خورند ، بزرگ می شوند ، درس می خوانند ، می فهمند و زندگی می کنند .

بچه ها در رویا هایشان غرق هستند و فقط صدای معلمشان را می شنوند که برای آنها سخن می گوید: « آرزوهایتان را بکشید :« آنچه در خیال دارید بکشید . هر چه را نقاشی کنید ، قسمتی از زندگی خودتان ، قسمتی از خودتان و زندگی خودتان است . همه این چیز ها زندگی ما آدم هاست که دست خدا آنها را ساخته است و در اختیار ما قرار داده است . »

بچه ها آهسته دفتر نقاشی شان را باز می کنند . مدادهای رنگارنگشان را بیرون می آورند . مشغول کشیدن       می شوند . هر یک خیالی دارند . هر یک در رویایی فرو رفته است و هر یک ذوق وشوق خودش را می کشند . معلم قدم می زند . چشمهایش را روی کاغذ های شاگردانش می سراند . می بیند هر کس دارد بخشی از زندگی خودش رامی کشد . هر کس چیزی را می کشد ، همان طور که خودش آن را می بیند ، همان طور که خودش آن را می خواهد .

چشمش به نقاشی فرخنده می افتد . می بیند دستی کشیده ، ظریف کشیده ، زیبا و مشغول رنگ آمیزی آن است . می پرسد : « این چیست که می کشی؟ »

فرخنده به چشم های معلم خیره می شود . از نگاهش تمام وجود او را حس می کند ، می گوید :

« خانم ، این دست شماست . مثل دست مهربان خدا که همه چیز را به ما می آموزد ، همه چیز را به ما یاد می دهد ، همه چیز را به مانشان می دهد.حتی خدا را .» 

رستگار

 http://blog.tabaar.com/andishe

 

 

 

نمونه هايي از طرح درس روزانه

 

 

مشخصات كلي  نام درس: هديه هاي آسمان

موضوع: تيمم

درس :  10        

پايه چهارم                          

تعداد دانش آموزان : 27 نفر

زمان : 45 دقيقه

تاريخ اجرا:

نام آموزگار:

دبستان:

مهارتهاي قبل از تدريس

            هدف كلي: فراگيران با نحوه ي انجام تيمم آشنا مي شوند.

اهداف رفتاري (انتظارات آموزشي)

1.      فراگير شرايط وجوب تيمم را ذكر مي كند. (دانش)

2.      مراحل انجام دادن تيمم را بيان مي كند. (دانش)

3.      تيمم را با رعايت احكام آن نمايش مي دهد. (مهارتي – دانشي)

4.      احكام ضروري تيمم را توضيح مي دهد. (درك و فهم شناختي )

5.      نامي براي درس انتخاب مي كند. (تجزيه و تحليل ، شناختي )

6.      از روي درس روان مي خواند. (مهارتي ، دانشي)

7.      تصاوير درس را توضيح مي دهد. (مهارتي ، دانشي)

8.      نتيجه درس را بيان مي كند. (تركيب ، شناختي )

رسانه هاي آموزشي: خاك پاك، سنگ سياه ، سنگ مرمر ، خود فراگيران ، كتاب هديه ها ، كتاب كار – پوستر و پوستر مراحل تيمم .

ابزارهاي ارزشيابي :   1- فهرست وارسي   2- پرسشهاي شفاهي ( دوست داري برايت بگويم ، من مي توانم.)   3- كتاب كار   4- انجام كار عملي  

روش تدريس: روشهاي مشاركتي با استفاده از (الگوي قضاوت عملكرد ، نمايش، پرسش و پاسخ ، خطابي)               

مهارتهاي ضمن تدريس

            سنجش آغازين:

1.      تيمم يعني چه؟

2.      چه مواقعي افراد خانواده شما تيمم مي كنند؟

ايجاد انگيزه و آمادگي

1-    مقداري خاك، يك سنگ سياه ويك سنگ مرمر روي ميز قرار مي دهيم و از فراگيران مي خواهيم حدس بزنند اينها براي چيست؟

2-    از فراگيران مي خواهيم اگر دانسته يا خاطره اي درباره ي دفاع مقدس دارند بيان كنند.

ارائه درس و آماده سازي فعاليت گروه:

از فراگيران مي خواهيم كتاب را باز كنند ، تصاوير درس را با دقت نگاه كنند. مفاهيم را از روي تصوير بيان كنند (فن تصوير خواني ) صفحه 33

معلم با احساس از روي درس مي خواند و در بخش دوست داري برايت بگويم: « چگونه رزمندگان اسلام حتي در زمان درگيري با دشمن ، عبادت خدا را فراموش نمي كردند؟ »

نظر فراگيران را مي پرسم و در ادامه صحبت آنان را اينگونه تكميل مي كنم كه:

رزمندگان اسلام و هر مسلماني حتي در شرايط سخت نيز عبادت خدا را فراموش نمي كنند و وظايف ديني خود را به جا مي آورند.

مهارتهاي ضمن تدريس

            چون جلسه قبل از فراگيران خواسته ام در مورد مطالب ذيل تحقيق كنند.

(1- شرايط وجوب تيمم 2- چگونگي انجام تيمم   3- تيمم بر چه چيزهايي صحيح است؟ )

اين سؤال را از آنان مي پرسم:  به جز شرايط درگيري، چه زماني مي توان به جاي وضو تيمم را انجام داد؟

سپس با توجه به مطالب آموخته شده از فراگيران مي خواهيم نامي براي درس تعيين كنند (در گروه مشورت كنند)

مهارتهاي پس از تدريس

            جمع بندي و نتيجه گيري:

1-    از فراگيران مي خواهم درگروه درحضور يكديگر تيمم كنند. و( قضاوت نمايند)

2-    از هر گروه يك نفر به نمايندگي گروه به جلوي كلاس بيايند و تيمم را انجام دهند. (بقيه قضاوت كنند)‌

3-    خودم در جلوي كلاس تيمم را انجام مي دهم (ارائه معيار ) (قضاوت عملكرد خود)

ارزشيابي تكويني : انجام قسمت من مي توانم (من مي توانم به هنگام نياز به جاي وضو گرفتن تيمم كنم براي تيمم لازم است. ...)

تعيين تكليف: -     انجام كتاب كار و شماره گذاري مراحل تيمم

-       انجام تيمم در حضور افراد خانواده و گزارش به كلاس در جلسه آينده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موفق باشيد

گردآوري : بابك رستگار

دبستان پسرانه شماره 3 امام حسين (ع)

تلفن تماس : 7336191

E-MAIL//SB3@TABAAR.COM

[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 8:21 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

چگونگي برنامه ريزي درسي

درس اول :چگونه برنامه‌ريزي كنيم ؟  ليس الانسان الا ماسعي

درخصوص كنكور كه بحث اصلي ما مي‌باشد گاهي افرادي را مي‌بينيم كه تلاش بسياري مي‌كنند، روزانه 10 تا 12 ساعت درس مي‌خوانند، در كلاسهاي مختلف كنكور شركت كرده‌اند و تعداد زيادي تست زده‌اند ولي تاكنون موفقيتي كسب نكرده، چندسالي است پشت كنكور مانده‌اند و . . . اما چرا ؟ يك دليل آن مي‌تواند وضعيت نامطلوب درس خواندن باشد مثل محل مطالعه، زمان‌ مطالعه، كيفيت و كميت تست زدن، چگونگي نت‌برداري و يا بهتر نكته‌برداري و عواملي از اين قبيل. ولي دليل ديگر كه به‌نظر مهمتر مي‌رسد ، عدم برنامه‌ريزي صحيح، مناسب و منطقي است كه به اميد خدا در ادامه بحث به توضيح بيشتر در اين‌باره خواهيم پرداخت .

چرا نمي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم ؟

اصل 1 ـ مهمترين مانع : عدم شناخت خود

علت اصلي كه ما نمي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم، اين است كه خود را نمي‌شناسيم و هميشه يك تصوير بسيار خوبي از خودمان داريم كه براساس همان ذهنيت خوب و نه واقعيت عيني مي‌نشينيم وبراي خود برنامه‌ريزي مي‌كنيم مثل يك كامپيوتر كه شنبه ساعت 3 از مدرسه مي‌رسم، 3:30 تا 5 فيزيك ـ 5:15 تا 6:45  شيمي ـ 7 تا 8:30 تست زبان مي‌زنم ، نيم ساعت استراحت و . . . ولي وقتي مي‌خواهيم برنامه را اجرا و عملي نماييم مي‌بينيم خيلي تفاوت دارد. از مشاور مي‌خواهيم براي ما برنامه‌ريزي نمايد كه اين هم كاري بسيار غلط مي‌باشد، نتيجه مي‌گيريم كه ابتدا بايد به شناخت خود بپردازيم و بعد برنامه‌ريزي بكنيم شما بايد جدول يا الگويي داشته باشيد تا رفتار خود را در طول روزها و هفته‌هاي آينده تنظيم كنيد ولي ابتدا بايد امكانات خود را بشناسيد و براي اين‌كار بايد به گذشته خود توجه نماييد .

بدون شناخت دقيق توانايي‌هايتان، نمي‌توانيد الگو و برنامه‌اي واقع‌بينانه براي آينده خود تدوين نماييد. شايد خود شما تا به حال، برنامه‌هايي براي خودتان تنظيم كرده باشيد. سوال اين است كه اين برنامه‌ها را چند روز اجرا كرده‌ايد؟ در ميان افرادي كه در طول عمر خود برنامه‌اي براي خودشان نوشته‌اند شايد تنها 4 يا 5 درصد توانسته‌اند برنامه مكتوب خود را بيشتر از دو هفته ادامه دهند.

اشكال كاردر كجاست ؟

بسياري فكر مي‌كنند اشكال كار آنها به دليل بي‌تجربگي، راه صحيح تنظيم برنامه را نمي‌دانند وبايد فردي باتجربه بيشتر آنها را راهنمايي نمايد، به‌همين دليل به افراد مورد اطمينان خود مراجعه مي‌نمايند و تقاضاي دريافت برنامة را دارند تا در طول سال تحصيلي با اجراي آن برنامه در كنكور موفق شوند. چه بسا برنامه‌اي براساس تجارب افراد تنظيم مي‌شود ولي آيا مي‌دانيد سرنوشت اين برنامه‌ چيست؟ اين برنامه هم دقيقاً مانند برنامه تنظيمي خودتان اجرا نخواهد شد و بر روي صفحه كاغذ باقي خواهد ماند.

علت اين است كه اين برنامه‌ها همگي يك اشكال اساسي دارند :

برنامه‌ريزي برمبناي توانايي‌ها وامكانات واقعي شما تدوين نشده‌اند. خيلي خوش‌بينانه و براساس بلندپروازي‌ها تنظيم شده‌است و براساس واقعيت نبوده است. شما نمي‌توانيد به‌طور منظم و بي‌وقفه درسي را پس از درس ديگر مطالعه كنيد. حتماً در خلال مدت زمان مطالعه خود استراحت مي‌كنيد و اگر هم استراحت نمي‌كنيد كار اشتباهي مي‌كنيد كارهاي روزمره ديگري را هم انجام مي‌دهيد. بار ديگـر تكرار مي‌كنيـم:

اشكال برنامه‌هاي از پيش طرح شده اين است كه برتوانايي‌ها و امكانات شما استوار نيستند و غيرواقع‌بينانه‌اند. در زمينه برنامه‌ريزي آموزشي نمي‌توان بدون توجه به توانايي‌هاي خود برنامه‌ريزي كرد. آيا شما مي‌دانيد در روز چند ساعت مطالعه مي‌كنيد؟ پاسخ به همين سوال ساده، اثر تعيين‌كننده‌اي در تنظيم برنامه شما دارد والبته به هيچ‌وجه نمي‌توان فقط به حدس و گمان شما اكتفا كرد. متأسفانه در %99 موارد حدس شما از توانايي‌هاي خود خوش‌بينانه است. بدون اغراق بايد گفت كه ارزيابي‌هاي ما از خودمان معمولاً دو برابر واقعيت است. زيرا ما هميشه تصوير خوش‌بينانه‌اي از خودمان در ذهن داريم.

براي تنظيم برنامه آموزشي واقع‌بينانه لازم است ابتدا توانايي‌ها و ويژگيهاي كاري خود را چه خوب و چه بد به‌طور دقيق بشناسيد و اين كار تنها با ثبت ساعات مطالعه خود در گذشته امكان‌پذير خواهد بود و به حدس و گمان به هيچ‌وجه نمي‌توان اكتفا نمود.

درس دوم :

چرا نمي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم ؟

اصل 2 ـ شناخت تفاوتها

برنامه هركسي با كس ديگري تفاوت دارد و مخصوص خود اوست.

درواقع نسخه يكساني را نمي‌توان براي همه‌ي دانش‌آموزان و داوطلبان كنكور تهيه و تنظيم كرد كه اگر اينگونه بود سازمان سنجش در اين مورد اقدام مي‌نمود ولي مي‌دانيد كه چنين چيزي امكان عقلي وعملي ندارد ولي تلاش بي‌وقفه و فراوان رمز موفقيت مي‌باشد. هريك از شما هرقدر هم خود را باهوش بداند مطمئن‌ باشد كه بدون تلاش و زحمت به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد. اين يك اصل كلي است. داوطلبان به دلايل مختلف با يكديگر متفاوت هستند ازجمله هركس در زمينه‌هاي زير از ديگران متمايز است :

1 ـ‌ بهره هوشي

2 ـ پايه درسي

3 ـ نقاط قوت و ضعف در دروس مختلف

4 ـ‌ اهداف آموزشي

5 ـ عادتها و روشهاي مطالعه

6 ـ محيط و شرايط زندگي و تحصيل

7 ـ‌ ميزان اعتماد به نفس و خودباوري

8 ـ ميزان تلاش و پشتكار فرد

پس بايد براي هر فرد برنامه‌اي مختص به خود او تنظيم كرد. آدمها ماشين نيستند و نمي‌توان همه را در يك قالب گنجاند. حتي الگوبرداري از كارهاي دوستاني كه موفق بوده‌اند نيز صددرصد درست نيست. چه بسا كاري كه براي كسي بسيار موثر و مفيد است براي ديگران كاملاً مضر باشد.

درس سوم :

چرا نمي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم ؟

اصل 3 ـ واحد زماني :       واحد زماني برنامه‌ريزي

يكي از عوامل اجرانشدن برنامه‌هايي‌كه دانش‌آموزان و داوطلبان كنكور براي خود تنظيم مي‌كنند اين است كه برنامه را ساعت به ساعت و روز به روز تنظيم مي‌نمايند. يعني واحدزماني برنامه‌ريزي را يك ساعت يا يك روز درنظر مي‌گيرند. در زندگي واقعي استثناهاي بسياري وجود دارد  كه سبب مي‌شود تا ما نتوانيم در هر روز ويا در يك ساعت معين همان كاري را كه مي‌خواهيم انجام دهيم. اين استثناها براي دانش‌آموزان پيش‌دانشگاهي به مراتب بيشتر از فارغ‌التحصيلان است. اگر موفق به اجراي برنامه تنظيمي در ساعات خاصي نشديد مي‌توانيد اين ضعف را در روزهاي بعدي جبران نمايند. دنيا به پايان نرسيده است و لطفاً از كاه كوهي نسازيد. و مشكلات را بزرگ‌نمايي نكنيد. ازاين رو به نظر مي‌رسد يك هفته واحد زماني مناسب‌تري براي برنامه‌ريزي باشد. اگر ما رفتار خود را در طول يك هفته بررسي نماييم بهتر مي‌توانيم به عدم تعادل كارهاي خود پي ببريم و افراط و تفريط ها را در كار خود بشناسيم.

هرفرد اگر به حال خودرها شود كاري را انجام مي‌دهد كه به آن علاقه بيشتري‌دارد. وهنگام‌درس‌خواندن‌عملاً به‌ مطالعه ‌دروسي ‌مي‌پردازد كه ‌در آن ‌موفق‌تر بوده‌است‌و درآنها نمره‌ بهتري ‌كسب‌ كرده‌است‌ ‌اما واضح‌ است

كاري كه ما به آن علاقه بيشتري داريم لزوماً كاري نيست كه براي اهداف آموزشي ما مناسب‌تر باشد .

بررسي عملكرد درطول يك هفته تا حدود زيادي تعادل و ياعدم تعادل كارها را مشخص مي‌نمايد .

براي آنكه به اهداف آموزشي خود برسيد ودر كنكور موفق شويد بايد هر درس را به‌طور متعادل و به اندازه اهميت همان درس مطالعه نماييد، و باتوجه به نقاط قوت و ضعف فردي در آن درس و اهميتي كه آن درس در كنكور دارد ساعات مطالعه آن درس را تنظيم نماييد . اگر واحد زماني برنامه‌ريزي را يك هفته درنظر گرفته‌ايم براي است كه از افقي بالاتر كارخود را بررسي كنيد . وقتي منظره‌اي را از بالا تماشا كنيد بهتر مي‌توانيد جوانب كلي آن را تشخيص دهيد .

ذكر مثالي شمارا نسبت به محاسبه ساعات مطالعه آشنا مي‌سازد :

علت اينكه ما اكثراً ساعات مطالعه روزانه خودمان را بيشتر از مقدار واقعي آن حدس مي‌زنيم اين است كه در ذهنمان فقط به روزهايي كه خوب درس مي‌خوانيم توجه مي‌كنيم ودرنظر نمي‌گيريم كه در بعضي روزها يا اصلاً درس نخوانده‌ايم يا به مراتب كمتر از آنچه تصور مي‌كرديم درس خوانده‌ايم. وقتي ساعت مطالعه روزهاي مختلف را باهم جمع كرده‌ايم، مشخص كنيم كه در يك هفته چند ساعت مطالعه كرده‌ايم وبا تقسيم آن به عدد هفت متوسط ساعت مطالعه در هر روزمان را بدست آوريم متوجه خواهيم شد كه اين عدد با آنچه ما از ابتدا تصور مي‌كرديم تفاوت بسيار دارد.

وقتي يك هفه به عنوان واحد زماني مطالعه درنظر گرفته مي‌شود، واحدهاي زماني كمتر از يك هفته يعني روز و ساعت مي‌تواند به عنوان اجزاء موردبررسي قرار گيرد و از طرف ديگر براي بررسي كليات بيشتر، مي‌توانيم با جمع فعاليت چند هفته، فعاليت‌هاي ماهانه را مورد توجه قرار دهيم.

درس چهارم :

چرا نمي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم ؟

اصل 4 ـ خودمحوري         نقش فعال و خلاق شما در برنامه‌ريزي

هيچ‌كس به اندازه خود شما دلسوز و نگران سرنوشت شما نيست واز جزئيات برنامه‌تان آگاه نيست اين روش برنامه‌ريزي شايد براي اولين بار در عمرتان عرصه‌اي ايجاد كند كه شما در آن بتوانيد ابتكارات و خلاقيت‌هاي خود را ابراز نماييد. آن هم در زمينه‌اي كه بيشترين اهميت را در سرنوشت شما دارد، يعني در زمينه ورود به دانشگاه وادامه تحصيلات عالي . بنابراين از هم اكنون آگاه باشيد، از همين امروز كه شروع به تنظيم جدول‌هاي برنامه‌ريزي خود مي‌نماييد بايد انديشيدن به‌كار خود را نيز جدي بگيريد .

اين خود شما هستيد كه فعالترين نقش را در برنامه‌ريزي آموزشي‌تان داريد. التبه اينكه آدم هر روز خود را كنترل كند، درجه پايبندي خود را محاسبه كند و . . . كار بسيار سختي است و البته :

 نـابـرده رنـج گنـج ميسـر نمـي‌شـود            مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

آنچه مهم است برخورد خلاقانه شما با برنامه‌اي است كه خودتان آن را طرح مي‌كنيد .

اين روش برنامه‌ريزي شما را از وابستگي به اطرافيان بي‌نياز مي كند و تنها شما نياز داريد كه با يك مشاور خوب به‌طور مستمر رابطه داشته باشيد تا باتجربه خود ودرنظرگرفتن مقتضيات هر زمان ( مثل تغيير ساعت مطالعه درزمان امتحانات نسبت به روزهاي قبل ، تغيير ساعت مطالعه در ايام تعطيلات مثل عيد نوروز و . . . ) بركار شما نظارت وكنترل داشته باشد و تغييراتي را كه لازم است منظور نمايد.

حسن ديگر اين كار اين است كه شما به راحتي از نوع و حجم مطالعه خود در مقابل ديگران مي‌توانيد دفاع كنيد. به‌طور مثال در مقابل نيش و كنايه‌زدن دوستان و يا دخالت‌هاي بي‌مورد بعضي از اطرافيان و مقايسه مداوم شما با ديگران مي‌توانيد به استناد ارقام و اعدادي كه در دفاتر خود ثبت نموده‌ايد از حقانيت توام باصداقت خود دفاع كنيد. زيرا تعدادي از دانش‌آموزان با ثبت اعداد و ارقام دروغين مي‌خواهند ساعات مطالعه خود را بالا ببرند ولي موقع اعلام نتايج اسم خود را جزء قبول‌شدگان نمي‌بينند و مي‌فهمند كه چه اشتباهي نموده‌اند سعي كنيد با طبيعت واطرافيان وازهمه مهمتر خودتان روراست باشيد واين را بدانيد كه :

هيچ‌ بار كجي به منزل نرسيده و نمي‌رسد.

منبع  :گروه آموزش و پرورش نظري و پيش دانشگاهي

 

روش هاي صحيح مطالعه (1) ـ مكان و زمان مطالعه

در اين مقاله با روش هاي درست درس خواندن و شرايط آن آشنا مي شويد .

 قبل از انجام هر كاري بايد مراد  و منظور آن كار را دانست. براي آشنايي با مطالعه نيز بدانيم كه مطالعه به چه معناست .

تعريف مطالعه :  مطالعه يك فرآيند شرطي و اكتسابي جهت افزايش معلومات است حال به بررسي منظور اين تعريف مي پردازيم .

الف ـ فرآيند : فرآيند يعني مرحله به مرحله روند، پروسه ، يعني    مطالعه بايد داراي بخشهاي مختلفي مثل گرم كردن، ايجاد آمادگي ، پيش مطالعه و . . . باشد .

ب ـ شرطي : شرطي يعني اينكه يك سري شرايطي دارد و از همه مهمتر يعني عادت كردن يعني بايد در طول سال تحصيلي به يك روش خاص عادت كرد .

ج ـ اكتسابي : اكتسابي يعني به دست آوردن پس بايد روش مطالعه را ياد گرفت .

براي شرطي شدن نسبت به مطالعه بايد شرايط زير را لحاظ كرد :

الف : مكان مطالعه       ب : زمان مطالعه                    ج : روش يا تكنيك مطالعه

ويژگيهاي مكان مطالعه :

1 ـ مکان اتاق مطالعه : مکان مطالعه بايد ثابت باشد ( اصطلاحاً Nichae  باشد ) و اين جاي ثابت بايد حتماً پشت ميز باشد . مطالعه روي زمين، روي تخت و يا در حال راه رفتن به درد نمي خورد . حتي گذشتگان نيز روي زمين درس نمي‌خوانده اند و از ميزهاي كوچكي براي كارهاي نوشتني و خواندني خود استفاده مي كرده‌اند .

2 ـ نور اتاق مطالعه : اگر از لامپ مهتابي استفاده مي شود زياد مناسب نيست و اگر از نور چراغ مطالعه به تنهايي استفاده مي شود باز هم مناسب نيست و بهتر است اين دو را تركيب كرد تا در موقع درس  خواندن هم طيف زرد و هم طيف سفيد را داشته باشيم تا چشم ها خسته نشود. نكته ديگر در باب نور مطالعه اين است كه حتماً در موقع مطالعه پيرامونتان روشن باشد و فقط محلي كه درس مي خوانيد روشن نباشد.

3 ـ دماي اتاق مطالعه : دماي اتاق بايد حدود C 25 باشد و براي اين منظور لازم نيست تا يك دماسنج به اتاق وصل كنيد و اگر بالاتر از 25 درجه بود كولر را روشن و اگر زير 25 درجه بخاري را روشن كنيد ، منظور اين است كه با لباس راحتي در اتاق خود راحت باشيد ولي اگر سرمايي هستيد بهتر است لباس بيشتري بپوشيد و اتاق را زياد  گرم نكنيد چرا كه يكي از عوامل حواس پرتي و ايجاد خواب آلودگي گرماي زياد اتاق مطالعه است .

4 ـ دكور اتاق مطالعه : دكور اتاق هر چه ساده‌تر و ثابت تر باشد بهتر است يعني به عبارت بهتر مرتب دكور اتاق را تغيير ندهيد و سعي كنيد به يك وضعيت عادت كنيد و در ضمن چيزي كه تداعي كننده خاطره خاصي باشد در اتاقتان وجود نداشته باشد مثل عكس، پوستر و يا يك مجسمه كه يادآور خاطره يا مسئله خاصي باشد. عكسهايي را كه به در و ديوار باشد نه به كل اتاق چون هر چقدر فضاي ديدتان محدودتر باشد ميزان حواس پرتي تان هم كمتر خواهد بود .

5 ـ برتري خانه : بهترين جا براي درس خواندن منزل است ولي اگر نمي‌توانيد در خانه درس بخوانيد حالا به هر دليل، چه به دليل جمعيت زياد وسروصدا و يا سكوت بيش از حد، مي توانيد از كتابخانه‌ها و فرهنگسراها استفاده كنيد فقط توجه داشته باشيد كه برويد كتابخانه درس بخوانيد نه اينكه مركز مشاوره و راهنمايي باز كنيد و به جاي خواندن وقتتان به امور ديگر صرف شود و به عبارت ديگر تلف شود .

6 ـ نقش موسيقي: درباره موسيقي نتايج ضد و نقيض فراواني منتشر شده است كه خلاصه آن اين است كه درس خواندن با موسيقي گوش دادن جور در نمي آيد هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. پس سعي كنيد اگر عادت داريد در موقع درس خواندن با ضبط درس بخوانيد حتماً اين عادت را كنار بگذاريد و سعي كنيد رويكرد مطالعه خود را تغيير دهيد چون بعضي ها مي گويند براي مطالعه دروس عمومي حواسمان پرت مي شود ولي در موقع تست زدن و مطالعه دروس اختصاصي موسيقي مشكلي ايجاد نمي‌كند كه خودتان بهتر مي دانيد كه ايجاد مي كند پس سعي كنيد صادقانه درس بخوانيد و با خود روراست باشيد تا موفق شويد .

زمان مطالعه :

خلاصه كلام، هيچ قانوني براي زمان مطالعه نداريم . هر وقت كه راحت بوديد همان موقع بهترين زمان براي درس خواندن است حال ممكن است اين زمان 3 صبح باشد يا 12 شب مهم اين است كه شما در چه زماني راحت تر هستيد كه درس بخوانيد ولي 3 زمان در يادگيري خيلي مهم است كه بهتر است در اين زمانها درس بخوانيد :

1 ـ اول صبح : به دليل اينكه تازه از خواب بيدار شده‌ايد و ذهنتان منع قبلي ندارد و مطالب را به راحتي در خود نگه مي دارد . پس در برنامه روزانه خود طوري عمل كنيد كه حتماً اول صبح‌ها نيم يا يك ساعت بتوانيد درس بخوانيد . فقط دقت داشته باشيد وقتي از خواب بيدار مي‌شويد در يادگيري اختلال صورت مي گيرد و حتماً يك يا چند حركت كششي انجام بدهيد . آب ميوه يا ميوه‌اي ميل كنيد تا اين اختلال برطرف شود و بعد درس خواندن را شروع كنيد و بهتر است درسهاي سخت را اول صبح بخوانيد اين درس سخت مي تواند رياضي يا ادبيات باشد و اين بستگي به شما دارد .

2 ـ آخر شب : به دليل اينكه بعد از درس مي خوابيد و منع بعدي نداريد . مطالب فرصت پيدا مي كنند تا از نيمكره راست كه جايگاه حافظه كوتاه مدت است وارد نيمكره چپ كه جايگاه حافظه بلند مدت است بشود براي همين يادگيري افزايش پيدا مي كند و حيف است كه شبها جلوي تلويزيون بخوابيد سعي كنيد روي دفتر و كتاب خوابتان ببرد و آخر شب درسهاي دوست داشتني را بخوانيد نه درسهاي كه حكم لالايي دارند و مي خوانيد و مي خوابيد .

3 ـ دو ساعت قبل از غروب آفتاب : به دليل كاهش اشعه كيهاني و نوع  رابطه خورشيد با زمين اختلال حواس كم مي شود. پس سعي كنيد اين زمان صرف امور پيش پا افتاده نشود مثلاً اگر مي خواهيد اتاقتان را مرتب كنيد به جاي قبل از غروب بعد از غروب اين كار را انجام دهيد .

زمانهاي  نامناسب مطالعه :

1 ـ با شكم پر درس خواندن مناسب نيست : حتماً بين وعده غذايي مثل نهار و شام و آغاز مطالعه حداقل نيم ساعت فاصله باشد .

2 ـ با شكم خالي درس خواندن نيز مناسب نيست : اگر گرسنه‌تان است ولي قسمتي از درستان هم مانده است ، اشكالي ندارد يك ميوه يا شيريني ميل بفرماييد و سپس برگرديد و درستان را بخوانيد .

 روشهاي صحيح مطالعه (2) ـ مراحل قبل از مطالعه

مطالعه بايد بر اساس يكي از سيستم‌هاي مطالعاتي باشد تا راندمان لازم را داشته باشد در اين مقاله به يكي از كارآمدترين اين سيستمها مي پردازيم.

روش مطالعه :  مطالعه بايد بر اساس يكي از سيستم‌هاي مطالعاتي باشد تا راندمان لازم را داشته باشد درزير به يكي از كارآمدترين اين سيستمها مي پردازيم :

سيستم مطالعاتي PQ5R  چيست ؟

اين عبارت اول كلمات زير است كه در ادامه به شرح هر كدام مي‌پردازيم :

مراحل قبل از مطالعه                   مراحل حين مطالعه                   مراحل بعد از مطالعه

قبل از پرداختن به توضيح مراحل مطالعه لازم است نكات زير را براي ايجاد عادت جديد متذكر شويم . نكات مهم و كليدي كه مي توانند كمك كنند تا يك حالت خوب را به مدت طولاني حفظ كنيم و خود را با آن سازگار كنيم و مرتباً در تصميمات جديدي كه اتخاذ ميكنيم دچار مشكل نشويم .

نحوه ايجاد عادت جديد  :

1 ـ سنگ بزرگ برنداريد : براي گرفتن تصميم جديد نبايد تصميم بزرگي را درابتدا اتخاذ كرد بلكه بايد از تصميم‌هاي كوچك شروع كرد . يعني دانش آموزاني كه عادت ندارد درس بخوانند نبايد يك برنامه 10 ساعته اغاز كنند بلكه بايد با يك برنامه 2 ساعته شروع كند براي اينكه بتواند اين روند را ادامه بدهد والا منحني اين تغييرات سينوسي خواهد شد و فرد يك هفته خوب است و يك هفته بد .

هركسي كو دور ماند از اصل خويش                         باز  جويد  روزگار  وصل  خويش

2 ـ در موقع ايجاد عادت جديد راندمان بين 21 تا 40 روز كاهش پيدا مي كند : يعني هر فردي كه مي خواهد رفتار جديدي را آغاز كند بايد بداند كه در وهله اول نه تنها اتفاق مثبت خاصي نمي افتد بلكه اتفاقات منفي نيز پيش مي آيد ( يعني راندمان كم مي شود ) مثل اينكه فرد مريض مي شود و . . . براي همين در فرهنگ شرقي عادت چله نشيني داريم يعني اگر فرد مي خواهد عادتي را در خود ايجاد كند حدود 40 روز بايد رياضت بكشد كه خوشبختانه از آنجا كه نام انسان از دو ريشه انس و نسيان گرفته شده است ، سريع يك وضعيت را فراموش (نسيان) مي كند و به وضعيت جديد (انس) مي گيرد .

3ـ منتظر نقطه آغاز براي شروع تحول جديد نباشيد : از شنبه، از اول ماه ، از اول برج ، بدترين روز‌هايي هستند كه مي شود براي آغاز يك حركت نو انتخاب كرد . واقعاً سه شنبه و يا جمعه چه گناهي كرده‌اند كه هيچ وقت به عنوان مبداء تغيير و تحولات قرار نمي گيرد از همين روي مي گويند :

صوفي ابن الوقت باشد اي رفيق                                          اينست فردا گفتن از شرط طريق

پس هر وقت خواستيد تغييري در خود ايجاد كنيد مثل رژيم گرفتن . نماز اول وقت خواندن، درس خواندن و هر حركت مثبت ديگري كه به ذهنتان خطور كرد كه از شنبه و يا از اول ماه اين كار را شروع كنيد بدانيد كه در آن كار موفق نخواهيد شد .

مراحل قبل از مطالعه

1ـ مرحله پيش مطالعه :

پيش مطالعه خود به دو قسمت كلي و جزئي تقسيم مي شود :

الف) پيش مطالعه كلي :

در پيش مطالعه كلي كتاب را در دست مي گيريم و آن را به ترتيب فصول ورق مي زنيم، مقدمه كتاب و تيترهاي درشت و عناوين مهم را ميخوانيم و به طور خلاصه با سازمان كتاب آشنا مي شويم .

» تذكر 1 : پيش مطالعه كلي براي هر كتاب و يا جزوه‌اي فقط يكبار آن هم در ابتداي سال انجام مي شود و كتابهاي سال قبل نيازي به پيش مطالعه كلي ندارد

» تذكر 2 : در موقع پيش مطالعه كلي فقط به مطالب و تيترها نگاه مي‌كنيد و لزومي ندارد به ريز مطالب دقيق شويد و كاملاً  سرسري فقط مطالب را نگاه كنيد .

» تذكر 3 : پيش مطالعه كلي در حكم ايجاد فايل جديد و يا قفسه بندي ذهنتان جهت ذخيره اطلاعات است . واين بديهي است كه اگر مي‌خواهيد از يك  كمد به نحو احسن استفاده كرد اول بايد آن را قفسه‌بندي و طبقه بندي كرد و سپس اطلاعات را در آن ذخيره كرد و اگر اين كار را نكنيم به صورت درهم و برهم در مغز ذخيره مي شود و ميزان فراموشي زياد مي شود .

ب) پيش مطالعه جزئي:

يك سؤال : چگونه روزنامه مي خوانيد ؟ از اول تا آخر روزنامه را مي‌خوانيد و حفظ مي كنيد و يا اينكه اول تيترها و شكلها را نگاه مي كنيد و سپس بر مي گرديد و جاهايي را كه علاقه مند هستيد مطالعه مي‌كنيد ؟ در موقع مطالعه و درس خواندن نيز بايد به همين صورت عمل كنيد يعني قبل از آغاز مطالعه هر فصل از كتاب يا هر  بخشي از جزوه ابتدا آن چند صفحه را به مدت 2 الي 5 دقيقه نگاه كنيد ، با مطلب آشنا شويد و سپس درس خواندن را شروع كنيد .

2ـ سؤال گذاري Questioning :

يك سؤال : اگر خلاصه اخبار را نگاه كرده باشيد و بدانيد چه خبر است و خبر مهمي از نظر شما نباشد، آيا مي نشينيد و اخبار را تا انتها دنبال مي‌كنيد. يا اينكه كانال تلويزيون را عوض مي كنيد و جايي را كه  دوست داريد مي بينيد ؟

اين دقيقاً اتفاقي است كه درموقع درس خواندن مي افتد . يعني چون نمي دانيد كه چه مي خواهيد بخوانيد مرتباً در موقع درس خواندن حواستان پرت مي شود . ولي اگر قبل از شروع مطالعه از تيترهاي درشت و عناوين سرفصل چند سؤال طرح كنيد .

مثل

1 ـ رابطه انسان شناسي با خداشناسي چيست ؟

2 ـ رابطه انسان شناسي با معاد از چند جهت مورد بررسي قرار مي‌گيرد ؟

3 ـ . . . . . . . . . . .

حالا كلاهتان را قاضي كنيد در موقع درس خواندن به دنبال پيدا كردن پاسخ اين سؤال ها هستيد يا به دنبال اينكه چرا فلان اتفاق افتاد و چرا اين چنين شد و آنچنان پس بيائيد با خودمان صادق باشيم مرحله سؤال گذاري مرحله سخت و وقت گيري است ولي به طور چشمگيري تمركز حواس را افزايش مي دهد .

» تذكر 1 :  از هر 3 يا 4 صفحه اگر يك سؤال كلي طرح كنيد كافي است و نيازي نيست سؤالات زيادي را استخراج كنيد .

» تذكر 2 : براي اينكه در اين مرحله شرطي بشويد، بر روي ميز كتابخانه خود روي كاغذ بنويسيد Q  كه هر وقت اين علامت را مي بينيد يادتان بيافتد كه بايد سؤال گذاري كنيد.

قبل از آغاز مراحل حين مطالعه ، مطالعه را از جنبه ديگري نيز مورد بررسي و ملاحظه قرار دهيم . مطالعه شامل سه بخش است :

الف ـ‌ يادگيري                            ب ـ به خاطر سپاري                             ج ـ يادآوري

از سيستم ها و روشهاي مطالعاتي، آنهايي موفق هستند كه برروي بخاطر سپاري و يادآوري كار بيشتري كرده‌اند و به واسطه آن ، سيستمهاي موفقي هستند و اين درست همان قسمتي است كه از نظر ما دور مانده است يعني تمام هم و غم سيستم آموزش ما برروي يادگيري است و كاري و تلاشي براي مراحل بخاطر سپاري و يادآوري انجام نمي‌دهيم كه شايد تا حدود 70% اهميت بيشتري نسبت به يادگيري داشته باشد .

از اينرو آنچه در سيستم PQ5R گفته مي شود شايد در وهله اول كمك چنداني به افزايش يادگيري نكند ( كه البته اين چنين نيست ) ولي به خاطر چشم گيري در بخاطر سپاري و يادآوري مطالب كار است وسبب افزايش اعتماد به نفس فرد ويادگيري مي شود .

  روشهاي صحيح مطالعه (3) ـ مراحل حين مطالعه

همه‌ي ما وقتي درس مي خوانيم منظورمان اين است كه درس را ياد بگيريم ، حفظ كنيم و به خاطر بسپاريم براي همين سعي مي كنيم ، خط به خط كتاب . . . . .

 مراحل حين مطالعه

1ـ مرحله خواندن (Reading) :

همه‌ي ما وقتي درس مي خوانيم منظورمان اين است كه درس را ياد بگيريم ، حفظ كنيم وبه خاطر بسپاريم براي همين سعي مي كنيم ، خط به خط كتاب و جزوه را بخوانيم و حفظ كنيم و در ذهن خود تكرار كنيم در صورتي كه به گفته توني بوزان از محققين بنام روشهاي مطالعاتي  هدف از مرحله خواندن ، يادگيري و به خاطر سپردن مطالب نيست ، هدف از مرحله خواندن فقط فهميدن و انتقال اطلاعات از كتاب به يادداشتهاست يعني خلاصه نويسي و يادگيري و به خاطر سپردن مطالب بايد از روي خلاصه نويسي ها و درزمان هاي مرور صورت گيرد .

» تذكر 1 : تنها عضوي كه درموقع درس خواندن مي تواند حركت كند چشمها هستند و نهايتاً انگشتان دست به عنوان راهنمايي براي چشم پس سعي كنيد موقع درس خواندن با صداي بلند درس نخوانيد ، صندلي را تكان ندهيد ، با موهاي خود بازي نكنيد و . . .

» تذكر 2 : در موقع درس خواندن فقط سعي كنيد مطالب را بفهميد و رابطه آنها را درك كنيد و در مرحله بعد يعني خلاصه نويسي كردن مطالب را حفظ كنيد .

2ـ مرحله خلاصه نويسي (Record) :

قبل از آموزش خلاصه نويسي لازم است موارد زير را يادآوري كنيم :

»» 1ـ خلاصه نويسي كار بسيار وقت گير و عذاب آوري است ولي فقط يك خاصيت دارد و آن هم اين است كه يادگيري را افزايش و فراموشي را كاهش مي دهد .

»» 2ـ هر دانش آموز براي هر درس خودش 5 منبع مطالعاتي دارد كه عبارتند از :

الف ـ كتاب درسي      ب ـ جزوه معلم سركلاس  ج ـ جزوه معلم كلاس كنكور يا تقويتي يا معلم خصوصي

د ـ كتاب كمك آموزشي                   هـ ـ مجموعه هاي تستي موجود در بازار

كه حدود 70% مطالب اين منابع با يكديگر مشترك هستند ولي هر دانش آموزي براي دوره كردن مطالب نياز دراد كه هر منبع را مطالعه كند ولي اگر به كمك خلاصه نويسي اين 5  منبع را به يك جزوه تبديل كند مي تواند چندين بار آن را دوره كرده و به طور چشم گيري در وقت صرفه جوئي كند .

»» 3ـ خلاصه نويسي در دو زمان صورت مي گيرد .

الف) حين مطالعه : يعني همان موقع كه درس مي خوانيد ، پاراگراف به پارگراف كتاب را خلاصه و يادداشت مي‌كنيد .

ب) بعد از مرور سوم ، همان مرحله Refreshness است.

»» 4ـ خلاصه نويسي بهتر است در كاغذ كلاسور انجام شود كه در صورت ايجاد تغييرات بتوانيد به راحتي اين كار را انجام دهيد و در ضمن نسبت به دفتر فضاي بيشتري براي رسم درخت حافظه و طرح هاي خلاصه‌نويسي دارد .

اما ويژگيهاي خلاصه نويسي

1 ـ در خلاصه نويسي بايد سعي كنيد فعلها را خذف كنيد . چون يكي از عوامل حواس پرتي در حين مطالعه وجود فعل وكامل بودن متني است كه مي خوانيم پس سعي كنيد در موقع خلاصه نويسي تا جايي كه مي‌توانيد فعلها را حذف كنيد .

2 ـ تامتن اصلي باشد يعني 40 صفحه را تبديل به 10 صفحه كنيد .

3 ـ جامع و مانع باشد . يعني تمام نكات مهم را در بربگيرد و نكات زايد را هم نداشته باشد .

4 ـ رنگي باشد و بهتر است كه لايه‌هاي اول با رنگهاي گرم ( قرمز و سبز ) باشد و توضيحات آن، با رنگهاي سرد ( مشكي و آبي ) باشد ولي اگر چشمهايتان به رنگ قرمز حساسيت دارد مي تواند از رنگ ديگري استفاده كنيد .

5 ـ با استفاده از علامتهاي اختصاري باشد مثل  ( به جاي پروتئين ) a .a ( به جاي اسيد آمينه ) و . . .

6 ـ براساس نمودار شعاعي، درخت حافظه و طرح شبكه‌اي مغز باشد .

وقتي خلاصه نويسي درس تمام شد، مطالب خلاصه شده را يك بار دوره كرده و در ذهن خود مرور كنيد و سپس اصل بعدي مطالعه را بايد انجام دهيد .

3 ـ مرور Review :

مهمترين قسمت مطالعه كه سبب ثبت اطلاعات در لايه هاي زيرين ذهن مي شود و جلوي فراموشي رامي گيرد مرور كردن است به طوري كه پيشينيان معتقد بودند. (الدرس حرف والتكرار الف) يعني درس يكبار و تكرار هزار بار كه خوشبختانه مطالعات دانشمندان علوم روانشناسي و يادگيري از جمله مطالعات آقاي لايتنر اين هزار بار را به دفعات كمتر تقليل داده است.

زمانهاي مرور

1 ـ يك روز بعد :كه فراموشي را تايك هفته به تأخير مي اندازد .

2 ـ يك هفته بعد:  كه فراموشي را تا يك ماه به تأخير مي اندازد .

3 ـ يك ماه بعد:  كه فراموشي را تا چهار ماه به تأخير مي اندازد .

4 ـ چهارماه بعد: كه فراموشي را تا يك سال به تأخير مي اندازد .

4ـ تفكر (Recite) :

در موقع مرور درباره خلاصه نويسي ها تفكر كرده، آنها را از بر مي‌كنيم ، و سازمان آن را بخاطر مي‌سپاريم .

5 ـ تازه كردن (Refreshness) :

بعد از مرور سوم يعني زماني كه تقريباً درس را كامل يادگرفته و متوجه مفاهيم اصلي و نكات مهم آن شديد خلاصه نويسي هاي خود را با كتاب و جزوه مطابقت مي دهيد اگر نكته‌اي را كم نوشته‌ايد اضافه مي كنيد، اگر مطلبي زائد است حذف مي كنيد و خلاصه هاي خود را كامل مي‌كنيم .

**************************************

««  بهــترين زمـان براي شـــــروع !  »»

شايد تا به حال چندين بار اين سؤال‌ها را از خود پرسيده‌ايد : ‹‹ از چه زماني براي كنكور بايد شروع كنم ؟ چگونه ؟ چرا ؟ ! ! ! ››

و البته ممكن است جوابهاي قانع كننده‌اي هم براي آن پيدا كرده باشيد . بياييد يكبارديگر به اين سؤال پاسخ دهيم :

همگي مي دانيم كه ماهي را هر وقت از آب بگيرند تازه است و هيچ وقت براي شروع كردن دير نيست. اما بايد اين را هم ناديده نگرفت كه عمرجواني كوتاه است و از طلا با ارزش تر . بنابراين در جواني وقتي براي از دست دادن نداريد و هر چه بيشتر همت كنيد احتمال بردن در مسابقه زندگي بيشتر خواهد بود .

پس بياييم سهم خود را از زندگي بيابيم و در ذهن خود به اين سؤالات پاسخ دهيم كه: كجا هستيم؟ سهم ما از زندگي چيست ؟ چقدر است ؟ ماچقدرمي توانيم درافزايش اين سهم مؤثر باشيم ؟

پاسخ به هريك از اين سؤالات ، افق سازنده اي را جلوي ديدگان ما روشن مي كند. پس اينجاست كه مي توانيد بفهميد در صورتيكه هدف شما در آينده رسيدن به موفقيت و رفتن به دانشگاه است و البته لازمه اين امر هم گذشتن از سد كنكور است بايد بدانيم كه هدف شما در آينده و كاري كه مي خواهيد انجام دهيد كاري بزرگ است و لازمه رسيدن به هر هدف بزرگي تلاش مضاعف است .

پس تا وقت داريد بجنبيد و سؤالهاي ذهنتان را پاسخ دهيد و هر وقت كه جوابش را گرفتيد آن زمان است كه ادامه راهي كه آغاز كرده‌ايد هدفمند و البته پر حاصل خواهد بود . سهمتان را از زندگي بيابيد و با اطمينان به اينكه شما مي توانيد تصميم بگيريد و اراده كنيد واميد به اينكه خداوند سهل كننده سختيها است كنكور ، اين بزرگِ كوچك را آغاز كنيد .

يك يا علي بگوييد و از همين حالا شروع كنيد و نگوييد فردا هم روز خداست يا اينكه از شنبه شروع مي كنيم زيرا نه فردا ، و نه هيچ شنبه‌اي براي شما آغاز نخواهد شد مگر اينكه از همين حالا شروع كنيد و همت كنيد و بدانيد كه « يك سال سختي مساوي است با يك عمر آرامش »

زيرا حتي اگر بر فرض محال در كنكور هم قبول نشويد حداقل پيش وجدان خود سربلند هستيد كه كوتاهي از جانب شما نبوده و شما تلاش خود را كرده‌ايد . ( البته اگر همه تلاش خود را كرده باشيد ) و مسلماَ هر كه تلاش كند حتماً بي حاصل نخواهد بود .

معرفت دُرّ گراني است به هر كس ندهندش                   پر طاووس قشنگ است به كركس ندهندش

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:42 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

راهكارهاي افزايش بهره وري در آموزش و پرورش

با وجود تعاريف زياد درباره بهره وري ، به منظور اجرايي كردن آن در آموزش و پرورش مي بايست تعريفي هماهنگ و سازگار با شرايط و نيازهاي آموزش و پرورش  به كار برد و ازطريق مشاركت كليه كاركنان قدم هاي موثري را در اين راه برداشت. راهكارهاي افزايش بهره وري مستلزم شناخت كافي وضعيت موجود و فرهنگ كاري آموزش و پرورش است. باتوجه به تفاوتهاي مهم در فرهنگ كاري سازمانها و وضعيت موجود آنها مي توان گفت راهكارهاي افزايش بهره وري نيز در آنها متفاوت خواهدبود. در سطح كلان يا ملي اين وظيفه دولت است كه با برنامه ريزي لازم زمينه ارتقاي بهره وري را فراهم سازد.  اما در سطح خرد يعني در سطح مدارس ، مديريتها و سازمانهاي آموزش و پرورش ، وظيفه مديران اين واحدهاست كه با ايجاد جو مشاركت در محيط ، در كاركنان احساس غرور نسبت به كار ايجاد كرده و با تشويق كاركنان خوب و تلاشگر، گرايش و تعلق خاطر آنان را به محيط كار بيشتر كنند.

آنها همچنين مي توانند با افزايش ميزان صميميت و ايجاد روح همكاري در محيط كار، ارتباط كاركنان و مديران را نزديك تر نموده و آنان را به مشاركت در بهبود بهره وري سازمان يا مدرسه  تحت سرپرستي خود و كاهش اتلاف منابع راغب سازند . لازمه اين امر، شناخت و تجزيه و تحليل وضعيت فعلي و ارزيابي عملكرد فرآيندهاي مختلف آموزش و پرورش و نتايج حاصل از اين فرآيندها و تلاش بي وقفه براي دگرگوني آن است كه سيستم هاي سازمان را در راستاي  بهبود مستمر و مطلوب و روند رو به رشد هدايت كند. ازجمله راهكارهاي افزايش بهره وري مي توان موارد زير را پيشنهاد نمود:

1)   تعهد و حمايت مديريت ارشد از برنامه هاي عملياتي بهبود و افزايش بهره وري.

2) تشكيل كميته عالي بهره وري متشكل از مديران كليه واحدهاي سازمان ، هسته ها و تيم هاي بهبود بهره وري با مشاركت فراگير فرآيندگونه كليه كاركنان با نگرش ايجاد دواير يا گروه هاي بهبود بهره وري

3) تدوين استراتژي مديريت بهره وري فراگير و جاري سازي عملياتي آن.

4) ايجاد باور، اعتماد و اطمينان در كاركنان نسبت به استراتژي و برنامه هاي پيشنهادي.

5) بكارگيري مكانيزم هاي ارزيابي عملكرد سازمان ، تدوين و جاري سازي شاخص هاي ارزيابي و سنجش عملكرد سازمان همسو با مديريت بهره وري از قبيل اثربخشي ، كارآيي، انعطاف پذيري و كيفيت زندگي كاري.

6) اصلاح نظام مديريت كه در اين راستا بايد اهداف و ساختار سيستم با نگرش فرآيندي تنظيم شود و از گسترش بي رويه افقي و عمومي سازمان جلوگيري گردد. همچنين بايد به درجه ادغام تمام سيستم هاي مستقل و تخصصي به سيستمي جامع و يكپارچه با نگرش فرآيندي ، كيفيت داده ها و كيفيت فرآيند تغيير، توجه بسيار شده و بين مراحل حساس تغيير، ارتباط لازم ايجاد گردد.

7) برقراري آموزش هاي اثربخش در تمام سطوح سازمان.

8) برقراري ارتباط و همكاري اثربخش بين واحدها و قسمت هاي مختلف سازمان با بكارگيري فنون كار گروهي.

9) سازگاري ميان مديريت و نيروي كار در روش هاي بهبود بهره وري.

10) از كاركنان انجام كار با كيفيت خواسته شود.

11) اولويت دادن به تحقيقات كاربردي درباره فرآيندهاي شغلي و كاري.

12) مدير بايد تمامي كاركنان را از جزييات كاري كه در حال انجام آن هستند ، مطلع نموده و آنان را در بهبود فرآيندها مشاركت و ياري دهد.

13) مديران بايد از اهداف پراكنده و بدون برنامه ريزي اجتناب كنند.

14) مديران بايد شخصاً وقت بيشتري براي برنامه ريزي ، هدايت و كنترل فعاليت ها براي افزايش بهره وري صرف كنند.

افزايش بهره وري در آموزش و پرورش  ضمن اينكه سبب افزايش كيفيت خدمات  آموزش و پرورش مي گردد ،  قيمت تمام شده آن را كاهش مي دهد ، بازدهي سرمايه را نيز افزايش داده و ارتقاي استانداردهاي زندگي را فراهم مي سازد كه اين هر دو از عــوامل اصلي ايجاد ثروت ملي محسوب مي شوند .

بنابراين، مي توان گفت كه افزايش بهره وري به ويژه در آموزش و پرورش بهترين ابزار براي افزايش بهبود سطح زندگي مردم و ايجاد ثروت ملي است. از ديدگاه سيستمي با گسترش اين تفكر در سطح منابع اقتصادي جامعه مي توان نتيجه گرفت كه افزايش بهـــره وري آموزش و پرورش  موجب افزايش بهره وري ملي شده و آن نيز به بالا رفتن قدرت خريد مردم ، رونق اقتصادي ، افزايش درآمد ملي ، كاهش تورم و همچنين افزايش اشتغال در درازمدت منجر خواهد شد.

بهره وری در آموزش و پرورش

دیر زمانی از بکارگیری شیوه های ارتقای کیفیت و بهره وری در صنایع و بخشهای اقتصادی نمی گذرد. موفقیت این راهکارها در رشد و توسعه اقتصادی، صاحبنظران را بر آن داشت تا آنها را در بنیادی ترین نهاد اقتصادی اجتماعی یعنی آموزش و پرورش بیازمایند و صد البته بکارگیری شیوه های ارتقای بهره وری در نظام های آموزشی نیز موفقیت آمیز بوده است. بطوری که همگان معتقدند کشورهای پیشگام در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی مسیری جز ارتقای کیفیت و بهره وری در آموزش و پرورش را نپیمودند. بنابراین استفاده از فواید حاصل از ارتقای بهره وری نقش بسیار مهمی در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی کشورهای گوناگون دارد. كشور ما نيز كه در جهت اقتصاد دانايي محور حركت مي‌كند و تمامي تلاش خود را براي افزايش سرمايه‌هاي انساني بكار مي‌گيرد چاره‌اي جز ارتقاي بهره ‌وري در سطوح گوناگون به ويژه آموزش و پرورش ندارد.

ضرورت و اهمیت بهره وری در آموزش و پرورش:

یکی از زیر بنایی ترين نهادهای تمامی جوامع بشری پس از خانواده، آموزش و پرورش است.هر ساله منابع انسانی و مالی بسیار عظیمی برای تعلیم و تربیت دانش آموزان مورد استفاده قرار می گیرد.اینکه دانش آموزان آگاهی ها و توانمندیهای ضروری برای زندگی اجتماعی را بياموزند و در رشد و اعتلای جامعه خود موثر باشند، از مهمترین چالشهای گریبان گیر نظام های آموزشی دنیا ، به خصوص نظام آموزشی کشور ماست.

ارتقای بهره وری در آموزش و پرورش نه تنها به توسعه اقتصادی اجتماعی کمک می کند،بلکه از طریق تربیت نیروی انسانی کارآمد و خلاق می تواند موجب اعتلای کشور گردد. از آنجايي كه امروزه دانش آموزان علاوه بر مهارتهاي پايه نيازمند مهارتهاي پيچيده ‌تری هستند و منابعي كه در اختيار آموزش و پرورش قرار مي‌گيرد، محدود است در نتيجه ارتقاي بهره‌ وري در آموزش و پرورش بايستي از طريق ارتقاي بهره وري در مدارس صورت گيرد. اگر آموزش و پرورش ، تغييرات كيفي در فرهنگ حاكم بر جامعه بوجود آورد، بدون شك مي‌تواند از طريق تحول در رفتار مردم و شكل نهادهاي اجتماعي، پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي در نرخ رشد بهره‌ وري بوجود آورد.

افزون بر اين، افرادي كه دانش و مهارت مفيدي به دست مي‌آورند، مي‌توانند فرد مفيدي در جامعه به شمار آيند. آموزش و پرورش با تقويت و تحكيم سرمايه‌هاي مادي و انساني بر رشد و ارتقاي بهره ‌وري سرعت مي‌بخشد. 1

پيش از ارايه راهكارهاي گوناگون در زمينه ارتقاي بهره‌ وري در مدارس بايستي تعريف دقيقي از آن ارايه نمود. به همين دليل در اين بخش تعاريف گوناگون بهره‌ وري در آموزش و پرورش ارايه مي‌گردد.

تعریف بهره وری در آموزش و پرورش:

تا کنون تعاریف بسیار زیادی از بهره وری در آموزش و پرورش ارایه شده است و هر یک از صاحبنظران از دیدگاه خاص خود به تعریف این مفهوم پرداخته اند.برخی بهره وری در آموزش و پرورش را اینگونه تعریف کرده اند:

«بهره وری در آموزش و پرورش تمرکز بر یادگیرنده و بهبود یادگیری است.»

«بهره وری در آموزش و پرورش : عبارت است از ارتباط میان نحوه  استفاده سازمان آموزشی از منابعي كه در اختيار دارد و تبدیل  آن طی فرآیندی آموزشی به ستاده های مطلوب همراه با در نظر گرفتن کیفیت زندگی کاری کلیه ی کارکنان آن .»

«کلان ( 1995 ) بهره وری آموزشی را ارتباط بین دروندادها ( هزینه های مصرف شده در آموزش ) و بروندادها (پیشرفت تحصیلی یا سایر اهداف تعریف شده براي آموزش و پرورش) می داند . از دیدگاه او مسأله اصلی در بهره وری آموزش و پرورش، اثربخشی هزینه و چگونگي استفاده از منابع موجود براي افزايش پيشرفت دانش آموزان است. برای حصول به این نتیجه مهم باید برنامه ریزی آموزشی و مسائل مالی را در بهره وری موثر و ضروری دانست .»

«در آموزش و پرورش بهره وری ارتباط بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با منابع موجود تعریف می شود.»

نکته مشترک تمامی این تعاریف محوریت دانش آموزان و افزایش توانمندیهای آنان، همچنین استفاده بهینه از منابع موجود و کاهش هرینه ها در فعالیتهای مربوط به ارتقای بهره وری است. 2

 پیش فرضهای بهره وری در مدرسه :

بی شک ارتقای بهره وری در مدرسه نیازمند مشارکت همه جانبه  تمامی افراد جامعه به ویژه مسئولین ، کارکنان آموزشی ، دانش آموزان و اولیای آنها است. اما ایجاد مدرسه بهره ور یا ارتقای بهره ‌وری در مدرسه مستلزم  ایجاد اصول، قواعد و پیش فرضهای اولیه ای است که به مهمترین آنها اشاره می شود:

1 - جهت گیری دانش آموز – محور: محور تمامی فعالیتهای مربوط به ارتقای بهره وری در مدرسه دانش آموز است.

2 -جهت گیری به سمت بهبود: رویکردها و فعالیتهای مربوط به ارتقای بهره وری جهت گیری رو به بهبود دارد.این کار از طریق شناخت وضعیت موجود و برنامه ریزی برای بهبود فرایندها و عملکردهای گوناگون صورت می گیرد.

3 -جهت گیری به سمت موفقیت بیشتر : داشتن انتظارات بالا از دانش آموزان و کارکنان موجب می شود آنها تمامی سعی و تلاش خود را بکارگیرند.

4 – روحیه کار گروهی، مشاركت و همكاري : ایجاد فضا و جو مناسب براي مشاركت و همفكري و همچنین ترویج و اشاعه کار گروهی، توانمندی هایی را در کارکنان مدرسه و دانش آموزان تقویت می نمايد، که آنها می توانند به آسانی با مشکلات روبرو شوند و آنها را حل كنند.

5 – بهره وری تخصصی و حرفه ای: درصورتی که توانمندی ها و مهارت های معلمین از طریق توسعه تخصصی و حرفه ای  آنان ارتقا یابد و در آنها زمينه هاي لازم براي احساس تعلق، تعهد و مشاركت در تحقق اهداف مدرسه ايجاد گردد،  بهره وری در آموزش و پرورش ارتقا خواهد یافت. 3

ویژگیهای مدارس بهره ور:

مدارس بهره ‌ور علاوه  بر كارآفرين بودن، هوشمندي در استفاده از منابع و علاقه، اعتقاد و اطمينان دانش‌آموزان به يادگيري بهتر و بيشتر داراي ويژگيهاي زير مي باشند:

1 – محیطی امن و منظم

يكي از مهمترين ويژگيهاي مدارس بهره ‌ور وجود محيطي امن، منظم و هدفمند است كه موجب يادگيري بدون تشويش و نگراني مي‌شود. دانش‌آموزان با همكاري همديگر درس مي خوانند، به تفاوتهاي فردي احترام مي‌گذارند و براي نظرات همديگر ارزش قايل هستند.همچنین مدرسه قوانین و روندهای روشنی برای رفتارهای مناسب و مطلوب ، وضع می کند و بطور مداوم بر آنها تاکید می کند.

2 -  انتظارات بالا برای موفقیت های روزافزون

اعتقاد تمامی کارکنان مدرسه بر این است که همه دانش آموزان می توانند مهارتهای ضروری را کسب کنند معلمین راهکارهای گوناگون و متنوعی را برای اطمینان از اینکه دانش آموزان مهارتهای مورد نظر را فرا گرفته اند ، تدوین و اجرا می کنند. مدرسه به دانش آموزان در حل مشکلات مربوط به یادگیری کمک می کند.

3 – رهبری آموزشی

مدیر به عنوان یک رهبرآموزشی عمل می کند که رسالت مدرسه را به دانش آموزان ، معلمین و جامعه ابلاغ می کند اگرچه رهبری بسیار گسترده است ، اما مدیر بعنوان یک مربی و یک رهبر پرشور و نشاط عمل می کند .

4 – چشم انداز، رسالت و اهداف روشن و دقیق

کارکنان، اهداف مدرسه ، اهداف آموزشی و اولویت های آن را به خوبی درک می کنند و به آنها متعهدند. آنها برنامه آموزشی را طراحی می کنند که فراتر از مهارتهای سطح پایین را به دانش آموزان بیاموزند و پاسخگوی نیازهای سطح بالاتر یادگیری برای تمامی دانش آموزان هستند.

5 - فرصت یادگیری و زمان دانش آموزان برای انجام تکالیف

مدت زمان مناسبی به آموزش مهارتهای ضروری به دانش آموزان اختصاص می یابد. مدرسه در برنامه ريزي براي يادگيري بهتر و انجام تكاليف به دانش آموزان كمك مي كند.

6 -  پایش مستمر پیشرفت دانش آموزان

پیشرفت دانش آموزان از طریق شیوه های متعدد و گوناگون به طور مداوم اندازه گیری می شود. معلمان نیاز به توازن بین آنچه تدریس می شود با آنچه که امتحان گرفته می شود را درک می کنند . بیشتر تاکید ، بر آزمونهای معتبر و براساس برنامه آموزشی است.

 7 - روابط خانه – مدرسه

والدین، اهداف مدرسه را به درستی درک می کنند و همیشه حامی و پشتیبان آن هستند و نقش مهمی در دستیابی به این اهداف بازی می کنند. اعتماد و ارتباط کافی بین معلمین و والدین وجود دارد که والدین را قادر می سازد به خوبی برای تحقق اهداف متقابل و در جهت فراهم آوردن تحصيلات با كيفيت بهتر براي دانش آموزان تمامي تلاش خود را بكار گيرند.

 8 – تمامي كاركنان و دانش آموزان در گروههاي مختلف با همديگر همكاري و مشاركت مي‌كنند.

احساس مسئوليت‌ پذيري در گروه بسيار زياد است و برنامه‌ريزي ها به صورت گروهي انجام مي‌شود.

9 – وجود فرهنگ مشاركتي، به عبارت ديگر:

- نگرشي سالم و احترام آميزي در بين اعضاي مدرسه وجود دارد.

- از اتخاذ تصميم‌هاي آگاهانه و مشترك بر اساس پژوهش حمايت مي‌شود.

- براي ارتباط هر چه موثرتر دانش‌آموزان، اولياء و كاركنان مدرسه، به ويژه والديني كه تمايل دارند به منظور ارتقاء آموزش و يادگيري فرزندانشان در برنامه‌هاي مدرسه مشاركت فعال داشته باشند، برنامه ريزي دقيق صورت گرفته است.

- آموزش والدين ، بويژه در زمينه اهداف مدرسه و چگونگي مشاركت آنها در تحقق اين اهداف، از اهميت ويژه اي برخوردار است.

- براي پيشرفت دانش‌آموزان در فعاليت ها و اقدامات گوناگون سرمايه گذاري مي‌شود.

10 – فرصتهاي آموزشي مناسبي براي تمامي دانش‌آموزان از طريق امور زير فراهم مي‌گردد:

- تدوين يك برنامه درسي متعادل در حمايت از مهارتهاي پايه از جمله خواندن و نوشتن، علوم و رياضيات، تربيت بدني ، هنر و فناوري.

- مهيا نمودن دانش آموزان براي تبديل شدن به افرادي سخت كوش، اثربخش و مسئوليت پذير در آينده.

 

- توسعه مهارتهاي يادگيري  به طور مداوم، از جمله مشاركت در يادگيري، برقراري روابط اجتماعي مطلوب، همكاري، مهارتهاي حل مسأله و تفكر خلاق و تفكر منطقي.

- ترغيب دانش آموزان به مستقل بودن.

- ارتباط دادن يادگيري دانش آموزان با تجارب زندگي واقعي .

11 – رشد حرفه اي و تخصصي كاركنان بويژه معلمان.

اين مهم از طريق موارد زير حاصل مي شود:

- حمايت از توسعه حرفه اي مستمر در حوزه‌هاي مختلف برنامه درسي.

- ارتقاي حس دانش پژوهي و مشاركت در فعاليتهاي معلمان.

- ايجاد فضايي تخصصي و حرفه‌اي براي افزايش توانمندي هاي معلمان. 4

نتيجه‌‌گيري

همان گونه كه اشاره شد امروزه ارتقاي بهره ‌وري در نظام هاي آموزشي كشورهاي مختلف از اهميت و جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. نياز به ارتقاي بهره‌وري در آموزش و پرورش كشورما نيز به خوبي احساس مي‌شود. چرا كه  براي تحقق اهداف و برنامه‌هاي كشور در جهت رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي ، ارتقاي بهره‌وري در آموزش و پرورش ضرورتي اجتناب ناپذير است.

اگرچه تاكنون تعاريف بسيار متفاوت و گوناگوني از بهره‌ وري در آموزش و پرورش ارائه شده است و انتظار مي ‌رود بر اساس نيازها و ضرورت هاي جوامع به توانمندي ها و مهارت هاي نوين نيروي انساني تعاريف كاملتر و شايد متفاوت ‌تري از اين مفهوم پيچيده ارايه گردد، اما آنچه كه بيش از همه مهم است، لزوم آغاز حركت ارتقاي كيفيت و بهره‌ وري از مدرسه است كه مسلما مستلزم وجود پيش فرض هايي است.

حركت ارتقاي بهره‌وري در آموزش و پرورش دانش‌آموز – محور است و جهت‌گيري به سمت بهبود و موفقيت بيشتر دارد. اين امر امكان پذير نيست مگر در سايه مسئوليت‌پذيري و تعهد نسبت به انجام دقيق فعاليت هاي مربوط به ارتقاي كيفيت و بهره‌وري، كار گروهي و توسعه حرفه‌اي و تخصصي كاركنان آموزشي.

آغاز اين حركت از مدارس به وسيله ايجاد محيطي امن و منظم، تعيين چشم انداز، رسالت و اهداف روشن و دقيق ، رهبري آموزشي قوي و مستحكم، انتظارات بالا براي موفقيتهاي روزافزون ، ايجاد فرصت هاي يادگيري غني و متنوع، رابطه مستمر و مداوم خانه و مدرسه، سرمايه‌گذاري هاي فراوان براي پيشرفت دانش ‌آموزان و ازهمه مهمتر وجود فرهنگي مشاركتي و اقدامات بي شمار ديگري كه نيازمند سعي و تلاش بي وقفه است، صورت مي‌گيرد.

تمركز بر تسهيل و تسريع فرآيند ياددهي – يادگيري به عنوان با اهميت ‌ترين فرآيند در آموزش و پرورش نه تنها موجب می ‌شود تمامي فعاليت هايي كه در اين جهت قرار ندارند حذف گردد، بلكه موجب حذف دوباره كاريها و هزينه‌هاي غير آموزشي مي‌گردد.

در اين ميان نقش نيروي انساني متخصص، متعهد و خلاق در راهبري حركت بهره‌ وري در آموزش و پرورش غيرقابل انكاراست. آموزش و پرورش مي‌تواند از طريق سرمايه  گذاري هدفمند در رشد و توسعه حرفه‌اي نيروي انساني خود، گامهاي موثري در جهت رشد و توسعه اقتصادي اجتماعي بردارد.

بي شك مسير ارتقاي كيفيت و بهره‌وري در آموزش و پرورش با مخاطرات و چالش هاي عظيمي هم چون اندازه گيري دقيق شاخص‌هاي بهره‌وري ، برنامه ‌ريزي منسجم براي بهبود و جلب حمايت و پشتيباني مديران ارشد و مسئولين روبروست و اميد مي‌رود با حساس سازي و ايجاد آگاهي‌هاي لازم در اين زمینه ، اين چالش ها مرتفع گردند.

منابع:

1 – عماد زاده، مصطفي؛ آموزش و پرورش و بهره‌وري، دانش مديريت، انتشارات دانشگاه تهران، بهار 1370، شماره 12 ، صص44 – 43 .

 

2 – ميركمالي، سيدمحمد؛ كنكاش در بهره‌وري و ارايه الگو براي اندازه‌گيري ، فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش، انتشارات مدرسه، 1376، شماره 28، ص، 49 .

3 – Odden, Allan & Clune , William. "Improving Educational productivity and school Finance " . Educational Research , 24 , 1995 : 6– 10 .

4 – ميركمالي، سيدمحمد؛ كنكاش در بهره‌وري و ارايه الگو براي اندازه‌گيري، فصلنامه مديريت در آموزش و پرورش، انتشارات مدرسه، 1376، شماره 28 ، ص، 49  .

 

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:40 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

تکنولوژی ارتباطات و نقش آن در پژوهش

مقدمه

جهان وارد عصر تازه ای شده است. از نیمه‌های دوم قرن بیستم پایان عمر عصر صنعتی آغاز شد. تحولات پرشتاب علمی ـ تکنولوژیکي موتور محرک این تحول بوده است. نخست با ورود کامپیوتر به سپهر فنی زندگی دگرگون شد، سپس با هم گرایی امواج تحول، حوزه‌ی اطلاعات و ارتباطات کامپیوترها به کمک تکنولوژی ‌های پرتوان با توانمندی‌های تکنولوژی‌های ارتباطی از جمله تلفن به هم وصل شدند و چندی بعد قابلیت‌های این دو تکنولوژی پرتوان با توانمندی‌های تکنولوژی و تلویزیون، ترکیب شد و باعث پیدایش عظیم ترین ماشین مصنوع دست انسان گردید. یعنی شبکه جهانی ارتباطات و اطلاعات به هم پیوسته ای که نماد آشکار و آشنای آن اينترنت است و به سرعت و پرتوان دارد همه ابعاد زندگی بشر را دگرگون می‌سازد.

امروز در این نقطه از زمان در جایی ایستاده ایم که قادریم قطعه‌های زمان را درکنار هم قرار دهیم و تصویری واضح از آنچه بر ما گذشته و آنچه بدست آورده ایم را نظاره گر باشیم. انشاهایی که زمانی در تفسیر «توانا بود هرکه دانا بود» می‌نوشتیم، لاجرم در اکوسیستم محیطی تبدیل به ذراتی شده که باید برای تداوم بقاء آن را استنشاق کنیم، جمله‌های زیبایی که در مقایسه ی ثروت و علم می‌نوشتیم دیگر خاطره ای عجیب تر از اثبات گردی زمین است چراکه در جایی قرار داریم که علم برای ثروت است. هم اکنون پس از پشت سرگذاشتن صخره‌های پر پیچ و خم عمر، در پایین صخره ای ایستاده ایم که اگر از آن بالا نرویم گرمای خورشید علم و آگاهی را هرگز لمس نخواهیم کرد و ماندن هم مساوی مرگ است.

در این بحــران اگر لحظه ای چشم‌ها را ببندیم دیگر هرگــز باز نخــواهیم کرد. مجسمه‌های یخ زده ای خواهیم بود از جهل، جهل در مقابل دانشی که پشت کوهی‌ها مدت‌هاست درحال فراگیری آنند و ما درسرمای این جهل حتی قدرت بیان دردهایمان را نخواهیم داشت. چگونه می‌توان این صخره ی صاف را درچنین شرایط دشواری پیمود. اولین رمز آن نخوابیدن است، نترسیدن، جسارت و امید به موفقیت و وقوف به این نکته که قرار نیست طنابی از بالا برای نجات بیاندازند، و پی بردن به این امر که در این بحران تعقل، تفکر و تلاش جمعی، تنها راه رهایی است. بلی در عصر ارتباطات و اطلاعات دانایی رمز بقاء است. در این عصر تک تک عناصر جامعه باید مجهز به دانش روز باشند و شاید مقدمتر از هرگروه دیگری هنگام آن است که کسانی که در آموزش و پژوهش مشغولند آستین‌ها را بالا زده و به مدد چراغ جادوئی دانش و پژوهش طلسم دیو جهل را بشکنند. این رسالت تک تک ماست.فناوری اطلاعات و ارتباطات، ضعف‌ها را سریعتر مشخص و قوت‌ها را سریع‌تر رشد می‌دهد. لذا نگرش نوین سیستم آموزشی و پژوهشی از ضرورت‌ها و پیش نیازهای بلامنازع و حیاتی بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در امر آموزش و پژوهش است.

در عصری که فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار توانمندساز اندیشه و در امتداد فکر انسان‌ها هرلحظه در حال تولید و توزیع اطلاعات و برقراری ارتباطات است به نظر می‌رسد رسالت نظام آموزشی، تعلیم و تربیت انسانی است که بتواند با توجه به اطلاعات که در هرلحظه در دست دارد بهترین انتخاب را انجام دهد و از طریق پژوهش‌های قابل اعتماد به بهترین راه‌ها برای توسعه دست یابد.

تعریف ارتباطات

ارسطو فیلسوف یونانی شاید اولین اندیشمندی باشد که 2300 سال پیش نخستین بار درزمینه ی ارتباط سخن گفت. او در کتاب مطالعه ی معانی بیان (ریطــوریقا) که معمــولاً آن را متـرادف ارتباط می‌دانند؛ در تعریف ارتباط می‌نویسد: ارتباط عبارت است از جستجو برای دست یافتن به کلیه ی وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران.(1) ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تأثیر ارتباط جمعی می‌گوید: در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می‌خواهیم با گیرنده ی پیام خود در یک مورد و مسأله ی معین همانندی ایجاد کنیم.

میکی اسمیت در ارائه ی مدل ارتباطی خود تعریفی برای ارتباط آورده که در آن به انتقال حافظـه‌ها در ارتباط نیز اشاره شده است. او می‌گوید: ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساس‌ها، حافظه‌ها و فکرها درمیان مردم.

برخی دیگر در تعریف‌های خود از ارتباط، وسایل ارتباطی را مورد توجه قرار داده اند، انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط، تعریف زیر را برای ارتباط ارائه داده است.

منظور از ارتباط، روزنامه‌ها، نشریات، مجلات، کتاب‌ها، راديو ، تلويزيون ، آگهی، ارتباطات دور و تلفن ، تلگراف ، کابل‌های زیر دریایی و پست است. هم چنین ارتباط چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیت‌های فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام‌ها و نتایج و آثار آن را در بر می‌گیرد.

جایگاه اطلاعات و ارتباطات

اطلاعات وارتباطات در عصر کنونی تأثیرات شگرف و بی مانندی را پدید آورده اند. این تأثیرات به گونه ای مشخص در صنایع اطلاعاتی و ارتباطی که به منظور مهار جریان اطلاعات و نیز استفاده ی هرچه بهتر از آن برای مقاصد گوناگون به وجود آمده است، کاملاً مشهود است. نوآوری‌ها و اختراعات دانشمندان در دوران کنونی حاصل همین تکنولوژی‌های نوین جمع آوری، انباشت و اشاعه ی اطلاعات علمی و فنی است. ابــزارها و وسایلی که به هر طریق موجب تولید، انباشت، پردازش و اشاعـه ی اطلاعات شود، تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی نامیده می‌شوند. تمام ابزارها و وسایلی که در تولید، آماده سازی و انتقال اطلاعات نقش دارند، اعم از وسایل دستی ساده ی یک کتابخانه تا وسایل پیچیده و پیشرفته ی یک مرکز اطلاع رسانی، تکنولوژی اطلاع رسانی می‌خوانند.

بر این مبناء هر رسانه ای که قابلیت انتقال و جابجایی اطلاعات از یک نقطه به نقطه ی دیگر داشته باشد و هدف آن برقراری ارتباط باشد، در قلمرو تکنولوژی ارتباطات قرار می‌گیرد. بدین ترتیب تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی به گونه ای باهم درآمیخته اند که مجزا کردن آن‌ها بسیار دشوار است. در حقیقت هر دو، هدف مترقی را دنبال می‌کنند که همان اشاعه ی اطلاعات در میان مردم است. سیر تحول و پیشرفت این دستاوردها در زمین تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی را می‌توان در جدول ذیل مرور کرد:

جدول 1: سالشمار رسانه‌های اطلاعاتی و ارتباطی 2

وقایع و نوآوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی سالشمار

دوره ی کرومانیون، دوره ی فرضی وجود زبان35000 ق. م.

نوشته‌های سومریان بر لوحه‌های گلی4000

چاپ کتاب در چین600 ب. م

چاپ انجیل به وسیله ی گوتنبرگ1453

تکمیل تلگراف به وسیله ی ساموئل مورس1853

شکل گیری اولین آژانس خبری با نام آسوشیتدپرس1848

تکمیل تلفن به وسیله ی الکساندر گراهام بل1876

ساخت تلگراف بی سیم به وسیله ی مارکونی1895

ثبت اختراع لامپ دوربین تلویزیونی توسط زوریکین1923

ساخت اولین کامپیوتر الکترونیکی در امریکا1942

شروع کار تلویزیون کابلی1950

ساخته شدن اولین تلویزیون رنگی1954

پرتاب اولین ماهواره ی شوروی موسوم به اسپوتنیک به فضا1957

پرتاب ماهواره ی تلویزیونی آمریکا موسوم به تله استار به فضا1962

انتشار وال استریت ژورنال از طریق ماهواره1975

عرضه ی کامپیوترهای خانگی ارزانتر از 500 دلار1980

بدین ترتیب تکوین دنیای جدید قبل از هر چیز مدیون دستاوردهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی است. محور اصلی این فنون، امروزه کامپیوتر و ابزارهای ارتباطات راه دور است. کامپیوتر اساساً کار پردازش و انباشت اطلاعات را انجام می‌دهد و ارتباطات راه دور، امکان پخش و توزیع این اطلاعات را در سطح وسیعی فراهم می‌سازد1

تکنولوژی‌های اطلاعاتی به مدد ابزارهای ارتباطی، رسالت خود را که همان جابجایی و انتقال اطلاعات است انجام می‌دهند.

عصر حاضر را به واسطه ی بهره گیری ازتکنولوژی‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، عصر اطلاعات و ارتباطات نام نهاده اند. در این دوران، افراد و جوامع به طور مستمر با یکدیگر ارتباط دارند و جهان به شکل یکپارچه درآمده و به دهکده ی جهانی تبدیل شده است. در این دهکده ی جهانی این ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی به کمک پژوهشگران آمده اند تا پژوهش را که در دید بعضی از مردم مسأله ی اسرارآمیزی است راحت تر نمایند. قرن بیست و یکم آغاز عصر جدیدی از انقلاب تکنولوژی و عرضه نوآوری‌ها است که از هم اکنون یک نوع رقابت تنگاتنگ و جنگ و ستیز در میان صاحبان قدرت و علم به چشم می‌خورد و هرکس سعی دارد جایگاه بخصوصی را در این دوران برای معرفی خود بیابد. پس بر ماست که از این فرصت استفاده نموده و از این ضیافت که سفره اش را به روی همه گشوده اند استفاده نمائیم.

کارشناسان معتقدند که تکنولوژی ارتباطات از پتانسیل لازم برای توسعه ی کشورهای درحال توسعه برخوردار است، اما به صراحت اعلام داشته اند که به هر میزان سرمایه در این راه صرف شود احتمال پر کردن شکاف میان کشورهای در حال توسعه غیرممکن می‌نماید. دانشمندان معتقدند که دولت‌ها باید در خصوص روش‌های به کار گرفته شده در رفع شکاف، تجدید نظر کنند و به راه‌هایی فراتر از سرمایه گذاری مالی بیندیشند، راه‌هایی همچون سرمایه گذاری‌های فکری و پژوهشی.

پرسش اساسی

آنچه از وضعیت موجود در درک مفاهیم اجرایی فناوری ارتباطات و اطلاعات احساس می‌شود مبانی تغییرات و دگرگونی‌هایی است که در سطح جهانی در فناوری مزبور به وقوع پیوسته، به نحوی که به چالش محیطی و تغییرات، منجر شده است. این که روز به روز پژوهش و یادگیری‌ها برحسب سیستم‌های ارتباطی نوین شکل می‌گیرد موضوعی غیر قابل انکار است.

پس در جهان امروز که به مرور از سواد اطلاعاتی و عوالم دیجیتالی سخن می‌رود، طبیعی است که اندیشه ی نوینی در تفکر پژوهشگران کشور رسوخ یابد که به این قرار است: « آیا استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات در پژوهش لازم است یا نه؟»

استفاده از فناوری ارتباطات ارزش افزوده ای را ایجاد می‌کند که ناشی از دانش و آفرینش‌ها و پژوهش‌های فکری است و در اثر این ارزش افزوده ی خلق شده، کشور در قلمروهای گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به بیرون از مرزهای جغرافیایی سوق داده می‌شوند. مقوله ارزش افزایی نیازمند بازخوانی و تأکید بر تربیت نیروی انسانی در حوزه ارتباطات و اطلاعات است. نیروی انسانی که با پژوهش خود توسعه و کاربری این فناوری را بسط می‌دهد.

پژوهش پیش نیاز توسعه

پژوهش پدیده ای راهبردی است و متناسب با شأن خودش باید با آن برخورد شود. پژوهش برای دستیابی به مبانی علمی، گسترش مرزهای دانش و افزایش درک بشری از پدیده‌های هستی و مبانی آن است که در قالب تحقیقات بنیادی از آن یاد می‌شود. اما اگر این یافته‌ها جهت دار شوند و در راستای رفــع نیازها از آن بهره گــرفته شود، تحقیـقات ماهیت «کاربردی» پیدا می‌کنند. وقتی یافته‌های یک پژوهش به افزایش خواهی یک پدیده می‌پردازند تحقیقات، «توسعه ای» می‌شوند. پژوهش دارای دو محیط داخلی و خارجی است. در محیط داخلی پژوهش، پنج بعد اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارد و بعد خارجی نیز به همین گونه است. اثبات این مطلب نشان می‌دهد که پژوهش یک پدیده ی استراتژیک است.

مقوله‌های اقتصادی از قبیل اعتبارهای پژوهشی، بنای مراکز تحقیقاتی، تجهیزات و منابع انسانی از مؤلفه‌های اقتصادی در محیط داخلی پژوهش هستند. اثربخشی پژوهش بر اقتصاد ملی هم مطرح است و ما در محیط خارجی، مقوله‌هایی مانند اثربخشی یافته‌ها و اثر اجرای یافته‌های پژوهشی بر تولید ملی را شاهد هستیم. در بعد اجتماعی، پژوهشگران، واحدهای پژوهشی، انجمن‌های علمی، مجله‌ها و مدیریت با نحوه ی برقراری ارتباط بین اجزاء، محیط داخلی پژوهش را تشکیل می‌دهند. از نظر فرهنگی، ما مؤلفه‌هایی در درون پژوهش داریم، مانند اولویت‌های پژوهشی، تحقیقات بنیادی - کاربردی، توسعه ای، نحوه ی تصویب پروژه‌ها و... همه این‌ها بر اثر دانش‌های موجود دگرگون می‌شود، فناوری ارتباطات و اطلاعات انقلابی است که بر تمام این ابعاد اثر می‌گذارد و می‌تواند برای ما هم فرصت باشد هم تهدید. فرصت این که با بهره گیری از این فناوری، فاصله پژوهشی خود را با سایر کشورها کم‌تر نمائیم و تهدید این که اگر زودتر نجنبیم از گردونه ی علم و دانش و توسعه دور خواهیم شد. رشد بسیار سریع ارتباطات در نیمه ی قرن بیستم، تقاضای روزافزون برای دستیابی به دانش و شناخت بیشتر مراحل و اثرات ارتباطات را منجر شده است و تعداد زیادی از محققان پا به عرصه ی وجود گذارده اند که چه بسا با استفاده از این فناوری ارتباطات می‌توانند راه‌های طولانی جستجو را کوتاه تر نمایند.

بسیاری از طرح‌های تحقیقاتی اجرا می‌شوند بی آنکه نتیجه ای ببار آورند، زیرا چیزی جزء تکرار آنچه دانشمندان دیگر قبلاً کرده اند نیست، فقط مصالح و منابع فکری بسیاری ضایع شده است. علت آن نبود ارتباط مؤثر است که این مشکل را فناوری ارتباطات می‌تواند حل نماید.

طرح‌های راهبردی گسترش کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات

طرح‌های راهبردی گسترش کاربرد فناوری ارتباطات و اطلاعات در پژوهش و توسعه ی مهارت دیجیتالی

گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات از جمله عواملی است که در تعاریف مختلف جهانی شدن نیز مطرح گردیده است. تأکید بر افزایش بی سابقه ارتباطات و برخوردهای اقتصادی به اجتماعی و فرهنگی، ویژگی اکثر تعاریف جهانی شدن است. تقریباً در همه ی آثار مربوط به جهانی شدن، حجم بسیار زیاد ارتباطات درسطوح و عرصه‌های مختلف جهانی، ویژگی فرآیند مورد نظر عنوان شده است، تا جايی که ظهور صنعت ارتباطات و رسانه‌های ارتباط جمعی از بسیاری جهات منشاء ظهور جهانی شدن به معنای امروزین آن شده است. حال این مقوله جهانی می‌تواند به عنوان یک طرح راهبردی به‌طور مؤثر در پژوهش نقش ایفاء کند، اما برای این امر نیاز به زمینه سازی در امر توسعه ی مهارت‌ها دارد. در این خصوص طرح‌های عملیاتی ذیل جهت پربار شدن امر پژوهش پیشنهاد می‌گردد:

ایجاد زیرساخت و توسعه‌ی شبکه‌های مجازی محلی: که ساختار خرد آن عبارت است از: تهیه سخت افزارهای زیر ساخت و توسعه ی شبکه ی مجــازی محلی، خریـــد نرم افــزار و راه انــدازی و نصب سرورهای شبکــه، اجرای طــرح آزمایشی پژوهشکده‌های الکترونیکی.

مدیریت شبکه: ساختار خرد آن عبارت است از: تهیه نرم افزارهای مدیریتی جهت مدیریت شبکه و کنترل خطوط.

امنیت شبکه: ساختار خرد آن منوط به اجرای طرح مطالعاتی و تأیید نهایی آن ارزیابی شده که بر این قرار است: تجهیزات امنیت شبکه در مرکز و مراکز استان‌ها و آموزش نیروی انسانی و پیاده سازی سیستم امنیت شبکه در سطح مراکز مناطق و پژوهشکده‌ها.

مقررات: ساختار خرد آن مبتنی بر مطالعه و بازنگری قوانین موجود و ارائه راهکار تدوین اساسنامه شبکه‌های پژوهشی.

محتوا: ساختار خرد آن مشتمل بر توسعه ی شبکه‌های پژوهشی پایگاه اطلاعاتی فرهنگی، علمی، آموزشی و پژوهشی استانی، منطقه ای و قرار دادن آن در دسترس کاربران.

آموزش کاربرد کامپیوتر: که نیازمند نیازسنجی پژوهشی و آزمون‌های مهارتی می‌باشد.

آموزش تولید محتوای الکترونیکی: ساختار خرد آن مشتمل بر تربیت کارشناسان ارشد در استفاده از کامپیوتر در امور پژوهشی است.

منابع و مأخذ

* عبــدالحسین آذرنگ ـ سیاست اطـلاع رسانی و تکنـــولوژی اطلاعاتی ـ اطلاعات و ارتباطات، (‌تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ 1370)‌، ص 110.

* ارتباط شناسی، ارتباطات انسانی، تألیف مهدی محسنیان راد (‌نشر سروش)، ص 43.

* سالشمار رسانه‌های ارتباطی، (‌رسانه 2 بهار 1370)، ص 65.

* معتمدنژاد، 1356، ص 36، وسایل ارتباط جمعی (‌تهران ـ دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی)‌.

* نشریه رسانه، سال چهارم، شماره 18، زمستان 1381، مهندس مصطفی امین منصور (دبیر شورای تحقیقات و فناوری وزارت علوم)‌.

* ا. ای میخائیلوف و آر. اس. گیلیاروسکی. اطلاع رسانی جزء حیاتی پژوهش علمی (نشریه فنی مراکز مدارک علمی ـ دوره اول ـ شماره دوم 1381)‌.

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:39 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

« نظم پذیری »، دروازه ورودبه بهره وری

زمان از میان رفتنی است و نمی توان آن را پس انداز کرد. تنها می توان آن را به روش های مختلف به بهره وری رساند. وقت آن قدر ارزشمند است که خداوند به آن سوگند یاد کرده است. به قول برایان تریسی: «کیفیت زندگی شما به میزان بهره وری شما از زمان بستگی دارد و این که کیفیت مدیریت زمان شما در استفاده بهتر از وقت چگونه است.» ممکن است این پرسش در همین آغاز ایجاد شود که شاه کلید بهره وری یا مدخل اصلی به سمت بهره وری زمان چیست؟

پاسخ یک کلمه است: «نظم.» از دهه نود به بعد، زمان سرمایه تلقی شد و افراد همواره ارشاد می شوند در پی یافتن راه هایی باشند که زمان انجام کارها را مرتب کنند و حتی آن را کاهش دهند. این قاعده را تجدید سازمان می خوانند. تجدید سازمان یعنی زمانی که فرد پیوسته در جست و جوی راه های بهتر، منظم تر، سریع تر و موثرتر برای حصول به نتایج مثبت گام بر می دارد.

نظم پذیری و بهره وری

« نظم پذیری»، دروازه و مجوز ورود به سمت بهره وری است. امروزه رتبه بندی کشورهای مختلف جهان، از نظر شاخص های رقابت پذیری، بیانگر این واقعیت است که سبب بالا بودن این شاخص در بعضی کشورها، بالا بودن سطح نظم پذیری آن جوامع است.

بسیاری از استادان جامعه شناسی، مانند «آنتونی گیدتر»، ایجاد عادت نظم پذیری در آحاد جامعه را مبنای توسعه یافتگی می دانند و معتقدند بدون این عادت امکان بهره وری و پیشرفت وجود ندارد.

بررسی ها نشان می دهد وجه مشترک تمام کشورهای توسعه یافته نظم پذیری منابع انسانی آن ها است. باید توجه داشت:

الف) اگر از دریچه نظم و تقید به آن به زندگی بنگریم و از اتلاف این سرمایه جلوگیری کنیم، محیط و روزگار برایمان زیبا می شود و احساس بهره وری می کنیم.

ب) عمر، زمان و فرصت ها دست خداوند متعال است ؛ اما نتیجه آن به دست خود ما است. باید از ثمره آن بهره ورانه، بهره گیریم.

ج) در بحث بهره وری از زمان، نشیب ها بسیار است. اگر نشیبی در زندگی نباشد، قدر فرازها را نخواهیم دانست.

د) اگر از وقت درست استفاده کنیم، همیشه وقت کافی داریم؛ و این یکی از معانی بهره وری است.

به استادی گفتم: تعبیری قشنگ برای زمان و بهره وری بفرمایید. بی درنگ فرمود: برای ترقی و رشد در زندگی و بهره وری از زمان نباید در انتظار یک آسانسور به سر برد. باید راه پله را پیش گرفت و پله پله بالا رفت. افراد نیکبخت و دارای پشتکار که بهره ورانه با زمان برخورد می کنند، به یکدیگر شباهت هایی دارند ؛ ولی هر نگون بختی که در دور ریختن فرصت ها تسلیم شده، اصطلاحا در جهت تخریب زمان خود گام بر می دارد، از بدبختی ویژه برخوردار است.

روح تحقیق، دقت، تفکر، نکته سنجی و موشکافی، ذوق سلیم، سعه صدر و انصاف ،عشق به حقیقت و بی پروایی علمی زاده بهره گیری از زمان است. کسانی در مدت تحصیل خویش سوخت گیری علمی خوبی انجام می دهند که از فرصت ها به صورت بهینه استفاده می کنند.

الگوی بهره وری از زمان

عمدتا روش زندگی انسان هایی که از زمان بهره گیری مناسب انجام می دهند و از فرصت ها به نحو احسن استفاده می کنند، قابل تامل و اقتباس است ؛ حتی اگر در نوع فعالیت و اهداف با ما تفاوت داشته باشند.

« ابوریحان» به نظم شهره بود و از فرصت ها به خوبی استفاده می کرد. او، پس از استقرار در غزنه، چند بار به زادگاهش خوارزم سفر کرد و در قالب جنگ های سلطان محمود در هندوستان شرکت جست. ابوریحان در این کشور بیش تر با علما و حکمای هند معاشرت داشت. بنابراین، زبان سانسکریت آموخت، اطلاعات خود را وسعت داد و مواد کتاب معروف خود «تحقیق ماللهند» را فراهم ساخت.

پیش از بیرونی، کسی در جهان اسلام به هندپژوهی دست نزده است . در غرب و شرق نیز، به گزارش تاریخ، تنها یک سفیر یونانی(۲۹۵ پیش از میلاد) و یک روحانی چینی(چهارصد سال پیش از بیرونی) و یکی دو تن دیگر درباره هند تحقیق کرده اند. از آن جا که بیرونی انسانی منظم، مدقق و محقق بود، نوشته هایش معتبر است. تالیفات این بزرگمرد که نمونه کاملی از فرصت شناسی و بهره وری از زمان است به ۱۳۱ مجلد می رسد. او کتاب هایی را از سانسکریت به عربی ترجمه کرد و واسطه نقل دانش اسلامی به هندوستان بود.

چهار اصل طلایی در بهره وری از فرصت ها

آرایش مجدد: پیوسته در پی یافتن راه هایی باشید که وقت و امکانات تان را بر مسائلی که بیش ترین ارزش را برای رشد و تعالی شما دارند، متمرکز کند.

بازآفرینی: همواره در پی یافتن راه هایی باشید که عملکرد شما را کاملا متحول کند ؛ به گونه ای که فعالیت هايتان با اهداف بلند مدت شما بیش تر هماهنگ شود.

قاطعیت:تردید و دودلی از عوامل مهم اتلاف وقت است. در ۸۰درصد موارد باید وقتی ایده ای خاص به ذهن تان می رسد، در مورد اجرا یا عدم اجرای آن قاطعانه‌تصمیم بگیرید.

سرعت عمل: سرعت عمل در کار شرط اساسی موفقیت است. شور و شوق عملکرد سریع را در خود پرورش دهید. «پیشرفت و ترقی از آن افرادی است که سرعت عمل دارند. افراد مردد آن قدر طول می دهند که همه چیز خراب می شود.» بنابراین، اگر می خواهید از پیشتازان حرفه و مقطع و رشته تحصیلی خود باشید، باید در کار خود به داشتن سرعت و قابل اعتماد بودن مشهور شوید و تردید و دو دلی را ، مگر در موارد ابهام، از خود دور سازید.

حضرت علی(ع) می فرماید: «اگر از چیزی ترسیدی به سمت آن حرکت کن.» این اصل، از اصول ریسک پذیری است. مراد از ترس در این جا بیش تر واهمه ذهنی و ترس خیالی است و حضرت علی(ع) بر سرعت عمل و از دست ندادن فرصت ها تاکید می ورزد.

 «رالف امرسون»(شاعر) نیز می نویسد : « از هر چه که می ترسید آن را عملی سازید . »

چرا بحث بهره وری روز به روز جدی تر می شود؟

توجه به مسائل زیر، برای درک پاسخ این پرسش ضرورت دارد:

▪ تفاوت انسان و دیگر آفریده ها: اگر انسان و سایر مخلوقات را دارای تفاوت ذاتی می دانیم و انسان را اشرف مخلوقات می پنداریم، باید زمینه هایی فراهم آورد تا انسان با کار و شغل خود، رشد و ارتقا یابد. توجه به بهره وری خصوصا « بهره وری زمان یعنی اتخاذ موضع قاطعانه در قبال سکون و رکودی که جوهره انسانیت و انسان را نابود می سازد . »

▪ محدودیت ها: امروز محدودیت های موجود توجه به بهره وری از زمان را اجتناب ناپذیر می سازد. محدودیت در همه چیز(فرصت ها، ظرفیت ها، امکانات، دانشگاه ها، اشتغال، درآمد و...) هویدا شده است. بنابراین، هرکس مهرورزانه و بهره ورانه با زمان حرکت کند و اصطلاحا موتورهای ذهنی خود را روشن سازد و با تانک فکری به سمت اهداف پیش رود و مهم تر از همه رقص اندیشه راه بیندازد، موفق تر است. امروزه بهره وری از فرصت ها بهترین پاسخ به محدودیت های برنامه ریزی شده و غیر برنامه ریزی شده است.

▪ تعهد و مسوولیت: تعهد و مسوولیت یک مسلمان مومن و خواهان رشد و پیشرفت، باید در طول زمان امتداد داشته باشد. تمام ذخایر انسانی و غیرانسانی امانت هایی متعلق به تمام انسان ها است. باتوجه به بهبود بهره وری می توان به نحو احسن از سهم آیندگان و حاضران محافظت به عمل آورد.

▪ تداوم حیات: ایستادگی و حضور موثر در صحنه دنیای امروز، با همه تحولاتی که از دهه ۱۹۷۰ به بعد صورت گرفته، مستلزم سرعت و دقت عمل بیش تر است. باید زمان را با حفظ کیفیت و کمیت یا بهبود آن ها به زنجیر کشید ؛ و گرنه رقابت های هولناک در آینده طومار حیات هر غافلی را در هم خواهد پیچید. بهبود بهره وری ، خصوصا نیروی انسانی، با اتکا به حرکت همه جانبه ملی هر فاصله ای را به سرعت جبران می کند.

روزنامه ابتکار

 

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:36 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

 ضرورت تحقيق و پژوهش در كلاس و مدرسه مقدمه :

پيچيدگي امر تعليم و تربيت و نيز دسترسي به حوزه اي از معرفت كه ما را علي رغم همه معضلات در رسالتي كه بر دوس داريم ، راهبر باشد نياز به پژوهش هاي علمي دارد . هرچند تاكنون به دلايل عديده ، تحقيقات در آموزش و پرورش ايران ، نتوانسته جايگاه اصلي خود را پيدا كند كه شايد يكي از اصلي ترين دلايل آن ، عدم باور و اعتقاد مديران به نتايج اينگونه تحقيقات باشد اما به هرحال نمي توان بدون استناد به يافته هاي تحقيقاتي ، پاسخ گوي اين همه پرسش در نظام تعليم و تربيت بود . برخي از كشورها با بهره گيري از نتايج تحقيقات به موفقيت هاي زيادي دست يافته اند و برخي ديگر در ابتداي راه بوده و لذا با مشكلات فراواني دست به گريبان هستند و بدين جهت ضرورت يك تحول در انديشه مربيان و مسؤولان اين قبيل كشورها ، امرمهمي است كه به خوبي احساس مي شود و ايران ما نيز به دليل ساختار عظيم تعليم و تربيت و جمعيت بالاي دانش آموزي از اين قاعده مستثني نمي باشد . امروزه توسعه و رشد ، يكي از مهم ترين مباحثي است كه توجه كشورهاي در حال توسعه را به خود معظوف داشته است . محدوديت منابع ، انرژي و نيروي انساني كارآمد ، رقابت فشرده اي ميان اين كشورها در زمينه دست يابي به راه هايي كه بتواند آنان را هرچه سريع تر به سرمنزل مقصود برساند ، ايجاد كرده است . براي نيل به هدف مقدس توسعه (( فرهنگ پژوهش در مدارس )) به نظر مي رسد كه ابتدا بايد در نگرش آموزش و پرورش تغييراتي حاصل گردد . بديهي است كه پايه و اساس هر انديشه اي در آموزش و پرورش بستگي زادبه حمايت دست اندركاران تعليم و تربيت آن كشور دارد كه در ذيل به پاره اي از آنها اشاره مي شود :

1-نقش نظام آموزشي كشور در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس :    

آموزش و پرورش بايد از نظامي پويا برخوردار باشد . به عبارت ديگر ، علم و پژوهش در آن نهادينه شده و پژوهش دانش آموزان ، جايگاه و موقعيت واقعي خود را در نظام آموزشي بازيابد . اگر چنين شود حس كنجكاوي و اشتياق به تحصيل در دانش آموزان تقويت مي گردد و استعدادهاي بالقوه به بالفعل تبديل مي شود چراكه به فرموده مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام : (( آموزش در كودكي همچون نقشي برسنگ ماندگار است . ))   

2-نقش معلمان در توسعه فرهنگ پژوهش درمدارس :

(( معلمان ، نخستين مشعل‌داران پيشرفت فكري دانش آموزان هستند . معلمان مجرب و بادرك و فهم براي پربار كردن هرچه بيشتر درس ، در تمام زندگي به دنبال انديشه ها و مطالب تازه هستند . آنان به دانش آموزان مي آموزند كه چگونه علمي فكر كنند . ))‌چگونه منطقي بينديشند ، چگونه مشاهده كنند و چگونه مشاهدات خود را منظم نمايند ، چگونه حدس بزنند و … معلمان بايد بتوانند فعاليت هاي علمي دانش آموزان را برنامه ريزي و هدايت و روحيه تعاون و هم فكري را در آن ها تقويت كنند . براي نيل به اين مهم ، معلمين بايد خود پژوهشگر باشند و با جان و دل با دانش آموزان مشاركت و همكاري داشته باشند .

3-نقش خانواده در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس :

خانواده به عنوان بستري مناسب كه مي تواند استعدادهاي دانش آموزان را شكوفا سازد ، هميشه از جايگاه مهمي برخوردار بوده است . نقش حمايتي والدين ، تشويق ها و همفكري و مساعدت آنان در انجام پژوهش ها مي تواند در توسعه فرهنگ پژوهش در بين دانش آموزان نقش به سزايي داشته باشد . در اين راستا مي توان در آغاز سال تحصيلي ، از والدين براي حضور در مدرسه دعوت نمود و آنها را در كم و كيف پژوهش قرار داد . كلاس هاي آموزش خانواده ، مي تواند محلي باشد براي آموزش جذاب و لذت بخش روش هاي تحقيق . از آنجا كه جهت انجام پژوهش لازم است تا دانش اموزان در خارج از محيط مدرسه نيز به فعاليت بپردازند لذا همكاري والدين در اين زمينه ضروري مي باشد .

4-نقش كتابداران و كتابخانه :

كتابداراني كه نياز دانش آموزان را به خوبي درك كرده و همواره به دنبال كتب جديد مي باشند و در مواقع لازم با استفاده از شيوه هاي نوين كتابداري ، دانش آموزان را به مطالعه و پژوهش ترغيب مي كنند ، نقش به سزايي در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس دارند . نظر به اهميت موضوع لازم است در انتخاب كتابداران دقت لازم صورت گرفته و متوليان امر با آموزش هاي مستمر ، آنان را در امر ياري رساندن به دانش آموزان همراهي نمايند .

5-نقش تبليغات :

مي توان در مدارس نمايشگاهي از پژوهش هاي انجام شده برپا كرد و براي اصولي ترين پژوهش ها ، جوايزي درنظرگرفت . در سطح مناطق و ادارات كل ، پژوهش هاي نمونه در معرض ديد عموم قرار گيرد و از دست اندركاران آن قدرداني شود . به منظور تشويق نونهالان و كودكان ، مي توان مسابقه اي بين مدارس ابتدايي و به تفكيك پايه هاي تحصيلي ترتيب داد و همه دانش آموزان را به شركت در آن تشويق و ترغيب نمود . تقدير و تشكر از والديني كه در امر پژوهش و همكاري با فرزندان تلاش مؤثري داشته اند مي تواند عامل مهمي در گسترش فرهنگ پژوهش در مدرسه باشد . از طريق راديو و تلويزيون و روزنامه هاي كثيرالانتشار و يا روزنامه هاي ديواري مدارس ، مي توان اولويت هاي پژوهشي را اعلام و جدول زماني و چگونگي انجام پژوهش را آموزش داد .

نتيجه :

چنانچه آموزش و پرورش قصد توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس را دارد بايد اين فرهنگ را در دوره ابتدايي ايجاد نموده و در دوره هاي تحصيلي بالاتر آن را بسط و گسترش دهد . متاسفانه در دوره ابتدايي جايگاه پژوهش خالي بوده و در كتب درسي مجالي براي پرداختن به آن پيش بيني نشده است . آموزش و پرورش بايد در اولين گام بايد تغييراتي را در كتب درسي اعمال نمايد تا از اين طريق حس كنجكاوي دانش آموزان ارضا شود . در برنامه درسي بايد جايي براي پژوهش در نظر گرفته شود و صد البته تنها بر محفوظات تكيه نشود و درصدي نيز به فعاليت هاي علمي آنان اختصاص يابد .

منابع :

-مجموعه مقالات سمينار آذربايجان توسعه ، جلد اول -مجله علوم اجتماعي و انساني ، مجلات رشد نوآموز ، معلم ، آينده سازان و پيوند -مجموعه مقالات سمپوزيوم جايگاه تربيت در آموزش و پرورش ، انتشارات تربيت

 

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:34 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

راههاي ايجاد انگيزه و علاقه در دانش آموزان نسبت به تحصيل و پيشرفت تحصيلي

مقدمه :

بر اساس تحقيقات انجام شده مشخص شده است كه هر سال كه مي گذرد دانش آموزان رغبت كمتري به درس از خود نشان مي دهند و درس را فقط براي كسب نمرة قبولي مي خوانند و از آوردن نمره كم و تجديدي هم چندان ناراحت نمي شوند و نصايح پدر و مادر و مربيان را نيز جدي نمي گيرند .

براي اين كه بتوانم اين مشكل را در دانش آموزان كلاس و مدرسه اي كه مدير آن بودم و  دانش آموزان به نوعي دچار بي علاقگي نسبت به درس و بي انگيزگي شده بودند حل نمايم و دردانش آموزان ايجاد انگيزه و علاقه نمايم لذا لازم دانستم كه راهكارهاي مهمي را بايد به‌كار گيرم تا آنها را به جنب و جوش وادار نمايد ، زيرا اولياء آنها نيز از اين بي علاقگي فرزندان خود رنج مي بردند .

بيان مسأله :

اينجانب به عنوان مدير دبستان حريت و راهنمايي تدبير زارگز از توابع شهرستان درميان در حال انجام وظيفه در سال تحصيلي 85 - 84 هستم . مدرسه راهنمايي اين روستا داراي 3 كلاس و 7 دبير است كه ساعات تدريس آنها بين 6 تا 24 ساعت مي باشد و اينجانب نيز 6 ساعت به صورت موظفي مخصوص مدير در مدرسه راهنمايي دروس علوم اجتماعي و ادبيات را تدريس مي كنم و با توجه به ناراضي بودن خودم و همكاران و والدين دانش آموزان از وضعيت نامطلوب درسي و تحصيلي بر آن شدم تا از نزديك از نظرات اولياء دانش آموزان و همكاران و مهمتر از همه ، خود دانش آموزان استفاده كرده و در جهت رفع اين مشكل اقداماتي را انجام دهم و سعي نمودم با ايجاد انگيزه و علاقه در دانش آموزان موجبات موفقيت در آنان و پيشرفت تحصيلي شان را فراهم نمايم و نگرش آنها را نسبت به كسب علم و دانش تغيير دهم .

گردآوري اطلاعات ( شواهد 1 ) :براي اينكه بتوانم اطلاعات كاملي را در اين خصوص به دست آورم لازم دانستم با افراد ديگري هم مشورت نمايم لذا از هر كدام كه در اين زمينه صاحب نظر بودند نظر خواهي كردم .

ابتدا از چند نفر از معلمان آموزشگاه هاي ديگر كه سال هاي گذشته در اين آموزشگاه تدريس داشتند پرس و جو كردم و بعد از آن از گروهي از مديران با تجربه‌تر كه سال ها در خدمت آموزش و پرورش بودند نظر خواهي نمودم و همچنين موضوع را به اطلاع مسئولين آموزش و پرورش شهرستان درميان رساندم و از نظر اولياء دانش آموزان نيز جويا شدم ، كه اكثر اين افراد بي علاقگي نسبت به درس و تحصيل را ناشي از نبودن شغل مناسب پس از پايان تحصيلات ، اهميت ندادن والدين به تحصيل فرزندان ، نبودن امكانات جهت برانگيختن انگيزه ، كمبود وسايل آموزشي و كمك آموزشي و به طور كلي نبودن علاقه نسبت به درس را ناشي از بي انگيزگي و بي علاقگي مي دانستند .

پيشينه تحقيق :

كمبود انگيزه يكي از مشكلات اساسي نظام آموزشي كشور است كه روز به روز پر رنگ‌تر مي شود . ميزان افزايش آمار دختران پذيرفته شده در دانشگاه هاي كشور ، ترك تحصيل و نمرات به قول معروف ناپلئوني سندي بر كاهش انگيزه دانش آموزان خصوصاً پسران دانش آموز است ، اما به راستي مشكل كجاست و اين گره چگونه باز مي شود؟

معاون نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش با تأكيد بر اين كه كمبود انگيزه يكي از مشكلات اساسي نظام آموزشي كشور مي باشد معتقد است : بر اساس مطالعات صورت پذيرفته انگيزة پسران براي ادامة تحصيل كمتر از دختران است ، به همين دليل با وجود آمار بيشتر پسران در مقطع متوسطه ، آمار ورودي دختران به دانشگاه بيشتر است .

دكتر علي اصغر فاني با اشاره به اين كه بايد تعريفِ هدف از تحصيل در كشور تغيير كند مي گويد : در دو دهة قبل تحصيل معادل اشتغال بود ولي در حال حاضر با توجه به افزايش فارغ التحصيلان بيكار اين روند تغيير كرده است و بايد جامعه و خصوصاً انديشة دانش آموزان به اين سمت حركت كند كه هدف از تحصيل ارتقاي فرهنگ و انديشه افراد است .

دكتر حسين احمدي مدرس دانشگاه و ازكارشناسان تعليم و تربيت با تأكيد بر اين كه كتاب هاي درسي تا حدودي مي توانند در كاهش انگيزه تحصيلي دانش آموزان نقش داشته باشند مي‌گويد :تمام كمي انگيزه دانش آموزان براي تحصيل ناشي از ضعف كتاب هاي درسي نيست و قسمت اعظم كاهش انگيزة تحصيل در دانش آموزان تعريف نادرست از علم آموزي و تحصيل است .

وي با اشاره به اين كه معلمان مي توانند با روش هاي جديد تدريس انگيزة تحصيلي دانش آموزان را افزايش دهند اظهار مي كند : بايد انگيزة تحصيل در بين دانش آموزان با تغيير تعريف از علم و كسب تحصيلات و همچنين هماهنگي بين والدين و مسئولان مدارس برطرف شود تا با افزايش انگيزة تحصيلي در دانش آموزان ، نظام آموزشي كشور بتواند به نتايج مدنظر نزديك‌تر شود .

دكتر ايرج رهنما يكي ديگر از كارشناسان تعليم و تربيت عمده‌ترين دليل كاهش انگيزة تحصيلي دانش آموزان را عدم وجود بازار كار براي  فارغ التحصيلان مي داند و معتقد است : در فرهنگ عامّه تحصيلات براي كسب كار مناسب است و اين در حالي است كه در جامعة فعلي حتّي دارندگان مدارك بالا بيكار هستند و يا از نوع كار خود رضايتي ندارند .

اين استاد دانشگاه‌مي گويد: چون نظام آموزشي فعلي كشور نتوانسته است فارغ التحصيلان كارايي را به جامعه ارائه دهد آمار بيكاران روز به روز افزايش مي يابد و فارغ التحصيلان به جاي افزايش ميزان كارايي ، مدرك تحصيلي خود را زير سؤال مي برند .

حال با توجه به موارد مطرح شده درمي يابيم كه دانش آموزان با نگرش به اطراف خود و اين كه پس از پايان تحصيلات ممكن است همچون برخي از افراد بيكار باشند و اين تحصيل براي آنها سودي از نظر كاري نداشته باشند لذا در كسب علم و آموزش در آنها بي علاقگي و بي انگيزگي نسبت به تحصيل را مشاهده مي كنيم و شاهد عدم پيشرفت تحصيلي در آنها هستيم . كه من با مشاهده چنين برداشت هايي از سوي دانش آموزان سعي نمودم نظر آنها را با انجام اين اقدام پژوهي نسبت به كسب علم و دانش تغيير دهم اميد است كه با برنامه ريزي هاي مسئولان شاهد آموزش و پرورشي پويا و كارآمد در نظام اسلامي خود باشيم .

تجزيه و تحليل و تفسير داده ها :پس از مطالعه و نظر خواهي از معلمان و مديران مدارس ديگر و اولياء دانش آموزان و مسئولان آموزشي نتايج حاصل مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و اشكالات برطرف شد و خلاصة يافته ها به شرح زير جمع آوري شد كه عبارتند از :

1- نبودن بازار كار يا شغل مناسب پس از پايان تحصيلات

2- ترس و ناميدي از آينده

3- ناآگاهي و پي نبردن به ارزش علم و تحصيل آن

4- بي توجهي و تشويق نكردن والدين و معلمان

5- نبودن وسايل و امكانات ايجاد انگيزه

6- عدم ارزشيابي عادلانه توسط برخي از معلمان

7- عدم توجه به برنامه هاي مكمل و فوق العاده در مدارس كه توسط دانش آموزان صورت مي گيرد .

8- وجود موانع ارتباطي بين دانش آموزان و معلمان و مديران

9- استفاده نكردن از روش هاي تدريس بهتر و نوين

انتخاب راه جديد و موقتي :

با مطالعه اطلاعات جمع آوري شده و تجزيه و تحليل آنها دريافتيم كه جهت حل و فصل اين مشكل راه حل هايي وجود دارد از جمله :

1- استفاده از روش تدريس مناسب توسط معلم و كمك گرفتن از دانش آموزان مستعد جهت تدريس در كلاس

2- دادن فعاليت مستمر و مكمل دلخواه دانش آموزان

3- مرتبط ساختن مسائل آموزشي با مسائل اجتماعي روز

اجراي طرح جديد و نظارت بر آن :

با پشت سر گذاشتن مراحل قبل براي اجراي مناسب طرح جديد اقداماتي به شرح ذيل صورت گرفت :

1- استفاده كردن از برنامه هاي مكمل و مورد علاقة دانش آموزان

2- پي بردن به مشكلات خانوادگي و اجتماعي دانش آموزان به صورت محرمانه

3- انتخاب و به كارگيري روش هاي مناسب تدريس جهت ايجاد انگيزه

4- ارزشيابي عادلانه توسط مدير و معلمان

5- شركت دادن دانش آموزان در فعاليت هاي گروهي

6- نظر خواهي از خود دانش آموزان در كلية امور مربوط به آنها

7- از بين بردن موانع ارتباطي بين دانش آموزان و كاركنان مدرسه

8- كمك به پي بردن به ارزش تحصيل علم و كاربرد آن در زندگي آينده

9- كمك به شناسايي استعدادها و شكوفا ساختن آنها توسط معلمان و اولياي دانش آموزان .

جمع آوري اطلاعات ( شواهد 2 ) :

با اجراي طرح جديد تغييراتي در برنامه كار معلمان و دانش آموزان به وجود آمد كه از اين قرار است :

1- از روش هاي مناسب و جديد تدريس استفاده شد .

2- معلمان و اولياي دانش آموزان را كه بيشترين تلاش را در پيشبرد امور آموزشي داشتند به نحوي با همكاري اداره و مدرسه تشويق شدند .

3- شركت دادن دانش آموزان در فعاليت هاي گروهي مدرسه و دادن مسئوليت به آنها و توجه و رونق بخشيدن به فعاليت هاي شوراي دانش آموزي مدرسه

4- كلاس و مدرسه به روش دانش آموز محوري اداره شد .

5- كلاس هاي مكمل و فوق برنامه كه مورد علاقه دانش آموزان بود برپا شد ضمناً ساير معلمان نيز در برگزاري اين كلاس ها نقش بسيار خوبي ايفا نمودند .

6- برگزاري كلاس هاي جبراني براي دانش آموزان در ساعات غير اداري كه با توجه به اينكه معلمان در روستا بيتوته داشتند از استقبال خوب آنان برخوردار شد و نتايج خوبي براي دانش آموزان داشت .

ارزشيابي تأثير اقدام جديد و تعيين اعتبار آن :

با به‌كارگيري موارد ذكر شده تغييرات بسيار مطلوبي در دانش آموزان به وجود آمد و مشاهده گرديد كه به شرح زير مي باشد :

1- دانش آموزان نسبت به قبل رغبت بيشتري از خود در دروس نشان دادند .

2- حداكثر تلاش خود را در انجام مسئوليت هاي واگذار شده نمودند .

3- هنگام تدريس معلم ، درس را به خوبي دنبال و گوش مي دادند و در بين تدريس سؤالاتي را كه به ذهنشان مي رسيد ،مي كردند كه نشان دهندة علاقه به دانستن بود .

4- در امتحانات نوبت دوم اكثر دانش آموزان پيشرفت قابل ملاحظه‌اي نمودند .

5- رأس ساعت در تمام كلاس ها حضور مي يافتند و غيبت و عدم حضور دانش آموزان در طول سال تحصيلي به حداقل رسيد .

تجديد نظر و دادن گزارش نهايي (نتيجه گيري) :

پس از مشاهدة پيشرفت دانش آموزان در يك جلسة مشترك با حضور اينجانب (مديرآموزشگاه) و كاركنان مدرسه طرح هاي به اجرا گذاشته شده مورد تجديد نظر قرار گرفت و نقايص كارها و رفتارها مشخص گرديد و تصميم به رفع و حل آنها گرفته شد و اين نتيجه حاصل شد كه هر چه  دانش آموزان بيشتر به ارزش تحصيل علم و سواد و نقش ارزندة آن در زندگي و جامعه جداي از وارد بازار كار شدن پي ببرند باعث خواهد شد انگيزه اي دائمي در آنها نيروي هميشگي جهت حركت در مسير صحيح را ايجاد نمايد  و ديگر دانش آموز درس را فقط به خاطر قضية مالي آن دنبال نخواهد كرد .  

منـابـع :

 

1- انگيزش در كلاس درس - چريل ال اسپالدينگ - مترجمان: محمدرضا نائينيان و اسماعيل بيانگرد - انتشارات مدرسه - 1377

2- راهنماي معلمان پژوهنده - دكتر اقبال قاسمي پويا - نشر اشاره - چاپ سوم - 1382

3- كليات روش ها و فنون تدريس - امان الله صفوي - دفتر تحقيقات و برنامه ريزي درسي وزارت آموزش و پرورش - 1368

4- پژوهشنامه آموزشي وزارت آموزش و پرورش - شمارة 9 - سال سوم - پاييز1371

5- همكاران و مديران سنوات گذشته شاغل در راهنمايي تدبير زارگز

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:33 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

هفده توصیه مهم در مدیریت...

 یک: در اشخاص میل به کار کردن را پدیدآورید.

باید سعی کرد که مردم با رضا و رغبت و خودکارانه به دنبال کارها بروند در حقیقت، رییس یک سازمان نباید نقش راننده را به عهده بگیرد. بلکه باید به رهبری بپردازد و نه اینکه با استفاده از قدرت اداری ،کارمندان را به کار وادارد که این تلاشی زودگذر خواهد بود . اما اگر رهبری به وجهی صحیح اعمال شود و مجریان به طیب خاطر از او پیروی کنند ، هدف مشترک و رضایت خاطر ، موجب تحرک و خودکاری می شود. البته راههای مختلفی برای این کار وجود دارند که در دنیای صنعتی به آن "فروش عقاید " می گویند . یعنی اینکه رهبر برای عقیده خود خریدار دست و پا کند .

دو: مستمع خوبی باشید. گفته اند: "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد "، رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف یا قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواندآنها را تهییج کند که آزادانه گفت و گو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده با حوصله و علاقه مندی برای شنیدن سخنان ایشان باشد.

باید که مدیران با سکوت و حوصله گفته ها را به گوش جان بپذیرند و از اعمال قدرت و سلطه جویی در بحث خودداری کنند. مثلا اگر هر دو با هم شروع به سخن کردند آن به که زیر دستان را بر خود مقدم بدارد.

 سه: به طور خصوصی انتقاد کنید.

هرگز از کارمندان در حضور دیگران و به ویژه در نزد زیردستان او انتقاد نکنید که طبعا ایجاد مقاومت و ناراحتی می کند. که گفته اند:نصیحت (انتقاد)در پیش روی دیگران حکم سرزنش را دارد.

 چهار:هرکسی که کاری را به پایان رسانید باید شخصا پاداش کارش را بگیرد.

اگر قرار شود که مدیر نتیجه کار و تلاش زیردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوریها از میان می رود و قبول مسئولیت به دشواری صورت می گیرد.دادن اعتبار به اشخاص در ازاي زحمت هایی که کشیده اند مالاً پاداشی است که برای رهبری که چنین محیط سازنده ای را به وجود آورده است.

پنج:علاقه مندی خود را به کار زیردستان نشان بدهید.

در حقیقت باید دانست که درک "بنی آدم اعضای یک پیکرند" و علاقه مندی به کار زیردستان ، یکی از اصل های اولیه انسانی ، برخورد گرم ، خواندن اشخاص با اسم کوچک و با تظاهرات دوستانه ، مثل پیوستن به جمع همکاران فرودست به هنگام صرف نهار و پرس جو کردن از طرز کار ایشان و حتی تکرار مطالبی از قبیل : " فلانی واقعاً کارت جالب است ، می بینم که با تلاشی که می کنی خسته شده ای ، چطور است فردا کمی استراحت کنی ؟ " موجب می شود که کارمند به خود ببالد که کارش خیلی مهم است و رهبر سازمان با دیدی باز و ضمیری روشن در کارها نظارت دارد و فارغ از سلامت جسم و روح زیردستان نیست.

شش: میل باطنی خود را به صورت پیشنهاد عرضه کنید.

به جای تحکم صریح و مستقیم ، میل باطنی خود را به صورت غیر مستقیم ظاهر کنید. مثلاً وقتی بگویید به نظر شما بهتر نیست که کار به این صورت باشد؟ آن وقت مطمئن باشید که مخاطب نه تنها متوجه منظور شما نخواهد شد ، سهل است که با علاقه مندی و رغبت ، آن را خواهد پذیرفت و حتی از آن حمایت خواهد کرد.

هفت: وقتی پیشنهادی دارید و یا حتی دستوری می دهید، باید مطمئن باشید که دلایل آن را نیز می توانید ابراز بدارید.

طبیعت آدمی این است که همیشه دوست دارد پیش از آن کاری را صورت بدهد ، از " چرایی " آن آگاه باشد، باید به صورت شفاهی یا کتبی علت را گوشزد کرد.

هشت: نظریه های دیگران را در طرح ها و نقشه هایتان دخالت بدهید.

پیش از اینکه طرح های شما اجراء شود ، بهتر است که با زیردستان مشورت کنید و با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهید که آنها هستند که نقش عمده را در اجرای طرح ها به عهده دارند، وقتی که چنین شد ، طبیعتاً خود را مسئول دانسته و پیروزی و یا شکست طرح ها را مربوط به خود خواهند دانست ، ضمن اینکه در این گونه رایزنی ها ، چه بسا اندیشه های نو و سودمندی که با تجلی خود ، موجب قوام و دوام طرح ها می گردند.

نه: زیردستان را احترام کنید.

همه کس و به ویژه جوانان که تازه پا به عرصه پرکشاکش زندگی اجتماعی گذرانده اند دوست دارند که مورد احترام قرار بگیرند ، تشکر از زیردستان و محترم شمردن غرور و شخصیت آنها ، ساده ترین و کم هزینه ترین راه جلب مشارکت صمیمانه آنها است.

ده: در کردار و رفتارتان پایدار باشید.

رهبری که زیردستان را تخطئه می کند و موجب می شود که در لاک خود فرو رفته و از هر نوع اظهار وجودی خودداری کنند، هرگز نمی تواند از پشتیبانی زیردستان برخوردار شده و مورد اعتماد آنها باشد ، کارکنان از رهبرانی قلباً پیروی می کنند که رفتارشان قابل پیش بینی باشد و عکس العمل‌هایشان روشن ، تا قادر باشند با هر وضعیتی روبه رو شوند.تلون مزاج و چند چهرگی ، خطر و آفت بزرگ رهبری است.

یازده: نشان بدهید که به زیردستان اعتماد کامل دارید و آنها به بهترین وجه کار خود را می کنند.

وقتی که زیردست حس می کند که به او اعتماد هست و بالادست او را عنصری مفید می داند ، از لحاظ روانی برای قبول مسئولیت آماده تر خواهد بود.

دوازده: از زیردستان بخواهید که در صورت نیاز، بدون هیچ بیم و تردیدی برای مشورت خواهی و کمک به شما مراجعه کنند.نتیجه چنین رفتاری تعلق خاطر زیردستان به شما خواهد بود که با آزادی کامل نظرها و پیشنهادهای خود را ابراز بدارند.

سیزده: وقتی اشتباهی می کنید باید با کمال شهامت و از روی صداقت به اشتباه خود اقرار کنید.

بدیهی است که چنین حرکتی به زیردستان شوق و شهامت و تقوا می آموزد و محبت آمیخته با احترامی را در دلهایشان زنده می دارد.

چهارده: باید به ضعیف ترین پیشنهادها هم توجه کرد.

ممکن است عقیده ای بسیار جالب و عالی به نظر برسد.پذیرش چنین عقیده ای دشوار نیست، اما رهبر شایسته کسی است که به نظرهایی که حتی خنده دار هم باشند ، عطف توجه کند، چون ممکن است که همین عقیده ساده و ضعیف ،وقتی که بیشتر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، نتیجه های مفیدی در برداشته باشد.

پانزده:از ناراحتی و چهره های درهم و اخم آلود زیردستان ناراحت نشده و درصدد مقابله به مثل نباشید.

چون حتی در بهترین شرایط کار و بهترین نوع رهبری هم ، گاهی انسانها گرفته به نظر می رسند.باید رهبران بکوشند که ریشه این ناراحتی ها را کشف کرده و از میانشان بردارند نه اینکه در مقام رویارویی و مقابله به مثل برآیند.

شانزده: در فرصتهای مناسب به زیردستان نشان دهید که کارشان بسیار مهم است و در بقاء و کارایی سازمان ، نقش عمده ای دارند.

طبیعت آدمی این نیست که همیشه گمان می کند که کارش مهم است و در نقش پروانگان زندگی نمی کند، لذا گاه وبی گاه باید به زیردستان پرداخت و اهمیت کارشان را باد آورد تا غرورشان پا برجا بماند.

هفده: به زیردستان اجازه و فرصت دهید تا درتصمیم گیری ها مشارکت جسته و سهمی داشته باشند.

چون احساس خواهند کرد که در سازمان ، نقش و اهمیتی دارند که بدون مشارکت ایشان هرگز چنین تصمیم مهمی گرفته نمی شود. در نتیجه ، انگیزه و پشتیبانی از تصمیم گرفته شده به وجود می آید.

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:31 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

«بسم الله الرحمن الرحیم»

مشخصات کلی

 

موضوع خوراک تغذیه دردوران مختلف زندگی                 درس: آموزش حرفه وفن

تعداد دانش آموزان:4                                               پایه : سوم راهنمائی

مدت:45 دقیقه

تاریخ اجرا :                   شماره طرح درس                   نام دبیر: علائی

آموزشگاه : حکیمه آورگان منطقه بلداجی

زمان

هدف کلی

آشنایی دانش آموزان باتغذیه دردوران مختلف زندگی

هدف های رفتاری

پس ازتدریس این درس ازدانش آموزان انتظارمی رود

1-    ویژگیهای غذای مناسب سنین مختلف راشرح دهند.

2-    توانایی تهیه برخی ازغذاهاراکسب کرده باشند.                                         

3-    توانایی تنظیم برنامه غذایی یک خانواده رادرطول یک هفته کسب کرده باشند.

4-    نکات ضروری مربوط به غذاخوردن راتوضیح دهند.

5-    باآداب غذاخوردن آشناشده باشند.                                                            

6-    موادمغذی رانام ببرند.

7-    توجه وعلاقه مندی به تهیه موادغذایی مختلف وتنظیم برنامه غذایی متناسب بانوع نیاز خانواده.

رسانه ها

 

کتاب درسی-گچ-تابلو-تصاویرازگروه های مختلف موادغذایی –بریدهای روزنامه  هادرموردموادغذایی.

روش ها

طرح تدریس اعضای تیم

ــــــــ

قبل ازتدریس

 

بانام خدا-سلام واحوال پرسی ازدانش آموزان-حضوروغیا ب-توجه به وضع روحی وروانی دانش آموزان-توجه به وضعیت فیزیکی کلاس( فضا)–توجه به علاقه واشتیاق دانش آموزان برای آموختن مطالب.

 

4 دقیقه

ارزشیابی تشخیصی

 

دراین قسمت چندسوال ازدانش آموزان پرسیده می شود

هدف ازمصرف موادغذایی چیست؟                               

به چه موادغذایی،موادمغذی گفته می شود؟

مصرف موادغذایی درنقاط مختلف چه تفاوتی باهم دارند؟

3دقیقه

آماده سازی وایجادانگیزه

 

قبل ازشروع کار،تصاویرموادغذایی وبریده های روزنامه هارابه دانش آموزان نشان داده وازآن ها می خواهیم که هرکس نظرخودرادرموردتصاویرروی یک برگه بنویسندو تحویل دهند،هرکس که بهترازهمه نوشته باشدوبه موضوع درس پی برده باشدبرای اویک جایزه درنظرمی گیریم وبعدازهمه دانش آموزان می خواهیم که بگویند موضوع درس مربوط به چیست،بعدرئوس مطالب درس تغذیه واهمیت آن دردوران مختلف زندگی رامعرفی می کنیم وبه آن هامی گوییم که درپایان

درس از آن ها انتظارداریم که مطالبی که درکلاس بیان شده رایادگرفته باشندوبرای

موضوع درس راروی تابلو نوشته ودرس راشروع می کنیم.        

3 دقیقه

ارائارائه درس ه درس

 

در کتاب سال های اول ودوم راهنمایی دروورد غذاهای مختلف وبهداشت موادغذایی، بهداشت آشپزخانه وروش صحیح پخت بعضی ازموادغذایی مطالبی آموختید دراینجا می خواهیم درمورد تغذیه دردوران مختلف زندگی مطالبی  رابیاموزیم.                

دراین مرحله بدون اینکه مدیریادگیری،درس رابرای فراگیران بطورکامل توضیح دهدازفراگیران خواسته می شودکه خودمطالبی رابخوانند.دراین مرحله کتاب یاجزوهدراختیارفراگیران قرارمی گیردکه مطالب مربوط به موضوع درس به شرح زیر می باشد.می دانید که سلامت انسان تاحدزیادی به غذایی که می خوریدبستگی دارد،غذای مناسب بایدعلاوه بررفع گرسنگی ،انرزی لازم برای کار،فعالیت وموادکافی برای رشد،تکامل وترمیم بدن راداشته باشد.غذابرای اینکه بتواند نیازهای بدن راتامین کند،بایدکافی ومتنوع باشد،یعنی مخلوطی مناسب ازگروه های مختلف موادغذایی باشد.

چنانچه هریک ازموادغذایی به مقدارکم تریابیش ترازحدبه بدن برسد،مسائلی ایجادمی شود که گاه جبران ناپذیر است.مثل اختلال دررشدجسمی وذهنی کودکان ونوجوانان به دلیل کمبود موادغذایی لازم یاچاقی دراثراستفاده بیش ازحدموادغذایی که خودعامل بسیاری ازبیماری هاست.دسترسی مردم به موادغذایی ونحوه ی استفاده ازآن ها درمناطق مختلف،متفاوت است وبه آداب ورسوم،آب وهوا،وضعیت اقتصادی،تولیدات منطقه ای وعادت های غذایی هرمحل بستگی دارد.هرنوع غذایی که درنقاط مختلف دنیاتهیه ومصرف می شود،دارای یک یاچندماده ی مغذی است.ماده ی مغذی آن بخش ازموادغذایی است که صرف سوخت وسازبدن می شودوهریک ازآن ها بخشی ازنیازهای غذایی فردرا تامین می کند.به طورکلی شش نئع ماده ی مغذی وجوددارد 1- موادقندی ونشاسته ای و  2- چربی ها.این دوماده ی انرزی زا هستند.

موادپروتئینی که وظیفه ی رشدوترمیم بدن رابرعهده دارند.3-ویتامین ها، 5-موادمعدنی و 6–آب ،این موادمغذی رامحافظ می گویند.میزان نیازهای غذایی انسان رابرحسب کالری تایین می کنند که مقدار آن تقریبی است وبه عوامل مختلفی بستگی دارد.ازجمله سن،جنس،فعالیت،شرایط جسمی،خصوصیات فردی وشرایط جغرافیایی وزیستی محل زندگی.احتیاجات غذایی انسان درهمه ی مراحل زندگی یکسان نیست.دربعضی ازدوره هامانندکودکی ونوجوانی که سرعت رشدوتکامل بیش تراست،بدن به موادغذایی بیش تری نیازدارد.هم چنین درشرایط خاصی چون دوران بیماری وبازسازی بعدازآن،هنگام انجام دادن فعالیت هایشدیدجسمی ودردوران بارداری وشیردهی زنان بعضی ازنیازهای غذایی افزایش می یابداماباکم شدن فعالیت ها وقرارگرفتن انسان درسنین میان سالی وپیری نیابه بعضی ازموادغذایی کم تر می شود. دوران شیرخوارگی وکودکی همان طورکه پیش ازاین گفتیم ،مناسب ترین غذابرای کودک تاسن شش ماهگی فقط شیرمادراست امادرصورتی که کودک به هردلیل ازشیرمادرمحروم باشد،نیازها ی غذایی اورا،باشیرمصنوعی تامین می کنندکودک ازشش ماهگی به بعد،بر شیر مادر به غذای کمکی احتیاج دارد.

دوران مدرسه،نوجوانی ،بلوغ

هرفرددرسنین مدرسه به انواع موادمغذی درسه وعده غذای اصلی ودو میان وعده نیازدارد.به همیندلیل، به جای استفاده ازموادغذایی کمارزشومضرچرب،شوریازیادشیرین بایدازانواع میوه تازه،شیر،پنیر،کره وتخم مرغ وسایرموادغذایی مفیدبه عنوان میان وعده استفاده شود.عادت های غذایی دراین دوران،زمینه رابرای بروزبسیاری ازبیماری های دوران بزرگسالی مثل بیماری های قلبی وعروقی،فشارخون وانواع سرطان فراهم می کند.

آداب غذاخوردن

غذای خانواده بایدباتوجه به امکانات،خصوصیات وعلایق همه ی افرادخانواده وازراه حلال تهیه شود.محل صرف غذاباید محیطی آرام،تمیز،وزیباباشدوغذاهمراه سایراعضای خانواده یادوستان وآشنایان صرف شود.آراستگی وتمیزی سفره،تنوع غذایی،تزئینات غذا،استفاده ازظروف تمیزوزیباوهماهنگی باسایروسایل وترتیب چیدن آن ها غذارا
دل چسب ترواشتهارابیش ترمی کند.چندنکته ضروری هنگام غذاخوردن -شستن دستها با آب وصابون قبل ازغذاخوردن –گفتن نام خداقبل ازشروع غذا –خوب جویدن وآرام غذا خوردن –خودداری ازآشامیدن آب دربین غذابه خصوص آشامیدن آب ونوشابه های سرد. –اجتناب ازپرخوری وخوردن غذاهای مختلف دریک زمان –اجتناب ازخوردن غذاهای سردوگرم پشت سرهم –اجتناب ازخوردن غذاهای آبکی به مقدارزیاد –استفاده ازسالادوسبزی همراه باغذا.دراین مرحله موضوعی که عنوان کردیم قراراست توسطاعضای تیم موردمطالعه قرارگیردمادراینجاباتوجه به متن درس گروه های   نفره تشکیل می دهیم،مطالب را تقسیم بندی کرده واعضای هرتیم راشماره گذاری می کنیم شماره گذاری رابه دلخواه می توان باعددیاباحروف انگلیسی درنظرگرفت وبه آنان گفته می شود که هرکدام مسئول مطالعه یک قسمت ازمطالب درس درنظرگرفته شده می باشندمثال افرادی که شماره یک یا  هستندازقسمت اول درس تغذیه وخوراک تادسترسی مردم به موادغذایی راوافرادی که شماره ی دویا  هستند ازنحوه ی دسترسی مردم به موادغذایی تااحتیاجات غذایی راو افرادی که شماره3  هستنددوران شیرخوارگی وکودکی راوافرادی که شماره چهاریا  هستنددوران مدرسه،نوجوانی وبلوغ را وافرادی که شماره پنج یا  هستندآداب غذاخوردن ونکات ضروری هنگام غذاخوردن راموردمطالعه به صورت فردی قراردهند.بعدازمطالعه فردی،هرعضوی ازتیم به عنوان معلم وهم به عنوان شاگرد عمل می کند.زمانی که دانش آموزان می فهمند که کارایی تیم مستلزم آن است که هرفردیک بخش ازموضوع رافراگیرند وسپس آن رابایدبرای دیگران درس دهدبرانگیخته می شوندتابامطالعه بخش تعیین شده وباآمادگی کامل جهت جلسه کارتیمی به تیم خودکمک کنندوهم چنین بادرس دادن به ان عضوتیم کمک می کندکه موفق باشندوتیم بااین روش،یادگیری رابه حداکثرمی رساند.دراینجاافرادتیم برطبق شماره دریک گروه قرارمی­گیرند شماره یک ها   باهم،شماره دویا  هاباهم وشماره سه هایا  هاباهم وشماره چهارها یا  باهم وشماره پنج هایا  هاباهموبه بحث وتبادل نظرراجع به مطلب مطالعه شده می پردازند.وبه دانش آموزان یافراگیران گفته می شود که میزان یادگیریشان توسط آزمونی که تمام بخش هارادربرمی گیرد سنجیده می شود.اگرکارایی یادگیری تیم کامل باشدهرفراگیردرک کاملی ازکل موضوع خواهدداشت.بعدازاین مرحله هرعضوتیم،به گروه خودبرگشته ووقتی تیم گردهم می آیدیکی ازفراگیران فراگیرشماره یک کارتدریس بخش مربوط به خود راشروع می کندبدون رجوع مستقیم به متن اصلی.فراگیر می تواندبرای تدرس خودازیادداشت هایی که احتمالانوشته استفاده کندودیگرفراگیران ممکن است سوالاتی ازوی بپرسند وفراگیریادانش آموزشماره یک  که در اینجابه عنوان معلم تدریس کرده پاسخ سوالات رامی دهدواین کارادامه می یابدیعنی فراگیرشماره2 وشماره3  وشماره 4  وشماره پنج بترتیب بخش های  مربوط به تدریس خودراارائه می دهند.درمرحله بعد،مدیریادگیری،آزمون هایی راکه آماده کرده دراختیاردانش آموزان یافراگیران قرارمی دهدبه اینصورت که هرشخصی،آزمونی درموردکل موزوع تدریس شده دریافت می کند،تمامی سوالات آزمون مربوط به همان مطالب تدریس شده می باشد یعنی  آزمون شامل تعدادبرابرسوال ازهرقسمت وچندین سوال درک مطلب عمومی مربوط به کل موضوع می باشد وفراگیران به سوالات به صورت فردی پاسخ می دهندوبعدازپاسخ گویی سوالات،کلید سوال ها ودلیل منطقی پاسخ ها به دانش آموزان داده می شودوآنان آزمونشان رانمره می دهنددراینجادانش آموزان یافراگیران میزان دانش خودرانسبت به کل موضوع ارزیابی می کنندومتئجه میزان پیشرفت فردی خود می شوند.

 

24 دقیقه

ارزشیابی تکمیلی

 

دراین مرحله هرتیم نمره فردی رامحاسبه می کندواین معدل نشان دهنده ی میزان درک اعضای تیم ازموضوع است.درموردنقدکارتیمی،کسانی که بخش یکسانی راباتیم هایشان تدریس کرده اندمی توتنندعملکردشان رابررسی کنندومشکلاتی راکه خاص بخش آن هابوده رابه بحث بگذارند.تیم هایی که بیشترین پاسخ های صحیح راداده اندموردتشویق قرارمی گیرند.

5 دقیقه

ارزشیابی تکوینی

 

دراین قسمت یامرحله فعالیت مربوط به درس جلسه قبل که توسط دانش آموزان انجام شده راموردبازدیدقرارمی دهم-رفع اشکالات دانش آموزان-توجه به رفتارهایی که نشانه علاقه مندی یااحتمالاعدم علاقه آنان نسبت به ارائه ی روش فوق درتدریس می باشد.

3 دقیقه

تعیین تکلیف

 

درپایان ازدانش آموزان می خواهیم که هرکدام ازآن هادرمورداهمیت موادغذایی وگروه های مختلف موتدغذایی تحقیقی بنویسند وبه کلاس بیاورند.به سوالات دانش آموزان پاسخ داده می شود و ازآن هاخواسته می شودکه درس جدیدرادرمنزل مطالعه کنندواگرسوالی یااشکالی برخوردنددرجلسه آتی مطرح کرده تاپاسخ داده شود.

3 دقیقه

«گروه آموزشی حرفه و فن – منطقه بلداجی -  »   

سال تحصیلی 91-1390

(( گرد آوری و تدوین : خانم علائی ))

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:13 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

به نام خدا

مشخصات کلی طرح درس

نام درس : آموزش حرفه و فن        موضوع : ماکت سازی ( ساختمان )       تاریخ اجرا:

شماره طرح درس :               پایه سوم راهنمایی        آموزشگاه : حکیمه آورگان ( منطقه بلداجی)

مدت : 90 دقیقه                  نام دبیر : خانم علائی

 

آشنایی دانش آموزان با ساخت ماکت ساختمان و مشارکت گروهی ، دقت و توجه دانش آموزان به اهمیت کاربرد ماکت قبل از ساخت ساختمان .

هدف های رفتاری

دانش آموزان در پایان این فعالیت باید :

1-   باساخت ماکت به عنوان یکی از ابزار کار مهندسان ساختمان آشنا شده باشند      

2-   با انجام فعالیت عملی ماکت سازی به مشکلات ساخت و ساز و رعایت نکات
 ایمنی ساختمان سازی آشنا شده باشند .

 

3-   اهمیت استفاده از ماکت ، برای افراد غیر فنی که نیاز به اطلاعات جامعی دارند
 را به عنوان بهترین روش توضیح و توجیه ساختمان سازی ارائه دهند .

 


4-   ارزش گذاری به فعالیت های ساخت و ساز ساختمان ها و مقاوم سازی آن ها

5-   توجه و علاقمندی به آشنایی با نمونه کار کوچکی از ابزار کار مهندسان ساختمان

رسانه ها

کتاب درسی – وسایل ساخت ماکت از جمله : مقوا – قیچی – چسب – سوزن ته گرد – الگوی یک ماکت – وسایل تزئینی

روش ها

روش طرح قضاوت عملکرد

زمان

قبل از تدریس

با نام خدا – سلام و احوال پرسی از دانش آموزان – حضور و غیاب – نگاه کلی به وضعیت جسمی و روانی آنان – توجه به آرامش دانش آموزان که مشتاقانه منتظر یادگیری فعالیت و درس جدید هستند .

5 دقیقه

ارزشیابی

چند سوال از دانش آموزان پرسیده می شود :

1-   آیا طرح و شکل ساختمان های جدید مانند ساختمان های قدیمی است ؟

2-   آیا بناهای قدیمی نسبت به ساختمان های جدید استحکام بیشتری دارند ؟

3-   چه افرادی مسئولیت ساخت ساختمان ها را بر عهده دارند ؟

4-   آیا در زمان های قدیم برای ساختمان سازی ازنمونه کاری به عنوان ماکت استفاده می شد؟

5-   آیا با وسایل ساده نیز می توان یک ماکت ساخت ؟

10

دقیقه

آماده سازی

قبل از تدریس با نشان دادن تصویر کتاب و یک نمونه ماکت ساختمان از دانش آموزان می پرسیم :

1-   آیا همه ساختمان هایی که ساخته می شوند ویژگی های یکسانی دارند ؟

2-   چرا امروزه مهندسان ساختمان از ماکت استفاده می کنند ؟

3-   اگر بخواهیم یک ماکت ساده بسازیم به نظر شما از چه موادی یا وسایلی می توانیم استفاده کنیم ؟

5 دقیقه

ارائه مطلب

مربوط به فعالیت و انجام فعالیت

برای دانش آموزان توضیح می دهیم که ماکت سازی نیاز به آموزش خاص ندارد و هرکس به میزان خلاقیت خود می تواند در آن مهارت به دست آورد .

شما هم می توانید با استفاده از مصالحی که دردسترس دارید ماکت ساده ای بسازید .

-        ازفراگیران خواسته می شود که با توجه به تشخیص خود از مواد و وسایلی که روی میز چیده شده ، وسایل مورد نیاز برای ساخت ماکت را جدا کرده و بر دارند . هر گروه یا نیم باید با شناختی که نسبت به ساختمان سازی دارند و با توجه به سلیقه و مهارتی که دارند ماکتی را بسازند .

بعد از انتخاب مواد و وسایل لازم ، هر تیم شروع به ساخت ماکت می کند و بعد از ساخت ماکت و اتمام کارشان از آن ها می خواهیم که معیار  های خود را برای ساخت ماکت بیان کنند . بعد از بیان معیار ها ، تیم ها گرد هم می آیند تا معیار هایی را تدوین کنند و در مورد کارایی اجرای مهارت ساخت ماکت قضاوت نمایند .

فراگیران معیار های خود را برای ساخت ماکت چنین بیان می کنند :

-        ساخت ماکت نیاز به مواد و ابزار بخصوصی ندارد .

-        هزینه ی زیادی را به دنبال ندارد .

-        با وسایل بسیار ساده می توان ماکت ساخت .

-        ماکت سازی نیاز به مهارت خاصی یا آموزش خاص ندارد .

-        هر شخصی می تواند با ساخت ماکت طرح های زیبایی را برای ساختمان سازی ارائه دهد .

-        با استفاده از وسایل ساده می توان ایمن سازی و مقاوم سازی ساختمان را به نمایش بگذارند .

سپس هر تیم نمونه عملکرد سایر تیم ها را ارزیابی می کند و نقد می نویسید و هر یک نقد از نمونه کار گروه خود را دریافت می کند و سپس نمونه و نقد را با اعضای تیم خود به بحث می گذارد . چون تیم ها معیار های متفاوتی در مورد ماکت سازی دارند باید نظرات خود را کتبا بنویسند .

در این مرحله ملاک ها و استاندارد های خاص ساختمان سازی و ماکت سازی را در اختیار فراگیران قرار می دهیم و آن ها این استاندارد ها و ملاک ها را مطالعه می کنند و بعد از مطالعه ی استاندارد ها ، جهت تغییر یا تدوین معیار هایی که خودشان تعیین کرده اند استفاده می کنند و معیار های گروه را با استاندارد های تدوین شده مقایسه کرده و معیارهای گروه خود را مورد بحث قرار می دهند و نقاط قوت و ضعف کار خود را مطابق معیار ارزیابی می کنند و از فراگیران خواسته می شود که نتیجه ی ارزیابی را به صورت کتبی بیان و این نقد کتبی رضایت و موافقت عموم تیم را باید در بر داشته باشد .

-فراگیران ، دانش و مهارت ساخت ماکت را در این مرحله کسب کرده اند و می توانند مهارت کسب شده را با شرایط متغیر ، تطبیق دهند و توانایی خویش را بدون تعلیم رسمی بسط دهند 

-وقتی دانش با مهارت عملی همراه شود توانایی بالقوه ی آن نتیجه بخش تر از آن توانایی است که از یادگیری هر یک از آن ها به تنهایی انتظار می رود .

-تمامی گروه ها یا تیم ها وقتی ماکت ساختمان سایر تیم های دیگر را مشاهده می کنند ، آموزش و یادگیری آن ها سریعتر از زمانی می شود که کار دیگران را مشاهده نکرده باشند . آن ها با مشاهده ی کار تیم های دیگر بهتر خواهند توانست که از تکرار اشتباهاتی که بعضی تیم ها درساخت ماکت داشته اند در مراحل بعدی در اجرای کار خودشان از آن اجتناب کنند .

 

 

45 دقیقه

ارزشیابی تکمیلی

در این مرحله تیم ها، معیار های خود را برای عملکرد موثر یا سطحی  از رشد مهارت هایشان را تنظیم و بیان می کنند و فراگیرانی که همراه با فعالیت های عملی از آموخته های علمی خود نیز استفاده کردند و در این کار به سطح کارآیی مطلوب رسیده اند مورد تشویق قرارمی گیرند . برای آشنایی بیشتر فراگیران ، معیار های منطقی و استاندارد برای آن ها توضیح داده می شود و از دانش آموزان نتیجه کار پرسیده می شودونظرات صحیح آن ها مورد تشویق قرارمی گیرد.

10 دقیقه

ارزشیابی تکوینی

معیار های نوشته شده هرکدام از تیم ها را مورد بررسی قرار داده و در صورتی که سوالاتی در این زمینه داشته باشند پاسخ داده می شود .

و در این مرحله توجه می کنیم به رفتارفراگیران که نشانه ی علاقمندی یا احتمالا عدم علاقه آنان نسبت به فعالیت انجام شده می باشد .

10 دقیقه

تعیین تکلیف

در پایان از فراگیران خواسته می شود که معیار هایی را برای تشخیص یک تولید خلاق از یک تولید غیر خلاق تدوین کنند و معیار هایی را برای آماده کردن یک محصولی یا تولید خلاق به کار گیرند و یک وسیله ساده بسازند و معیار های خود را برای ساخت آن در جلسه آینده بیان کنند .

5 دقیقه

 

گردآوری و تدوین : گروه آموزشی حرفه و فن – منطقه بلداجی

دی ماه  1390

خانم علائی

 

 

[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 11:12 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

  روشهای تدریس

 مقدّمه

تدریس یکی از ارکان اصلی هر سیستم آموزشی به شمار می‌رود که کارآیی هر نظام آموزش بستگی به آن دارد. یکی از مشکلات نظام تعلیم و تربیت، مربوط به عدم آشنایی و عدم استفاده از الگوها و روش‌های پیشرفته تدریس است.

مشاهدات مکرر نشان داد که متأسفانه بسیاری از اساتید، هنوز از روش‌های سنتی و غیرکاربردی استفاده می‌کنند. استادان دروس معارف اسلامی نیز از این امر مستثنی نبوده و برخی استادان هنوز هم از روش‌های منسوخ بهره می‌گیرند و در نتیجه در زمینه تأثیرگذاری از موفقیت‌ کمتری برخوردارند. از این رو در این نوشتار سعی شده به برخی از شاخصه‌های تدریس موفق در حوزه‌های مختلف علمی، مهارتی، عاطفی و تأثیرگذاری اشاره گردد. امید است اساتید محترم با مطالعه این نوشتار با معیارها و انتظارات از استاد معارف بیشتر آشنا شوند، ضمن اینکه توصیه می‏شود اساتید بزرگوار برای اطلاع بیشتر به کتبی که در این زمینه نوشته شده مراجعه فرمایند.

الف) عامل علمی

مراد از عامل علمی، مجموعه عناصری است که توانمندی و تسلط علمی استاد را در مقام ارائه درس نشان می‏دهد. به عبارت دیگر، محور اصلی در این عامل، تسلط علمی استاد بر موضوع درس می‏باشد؛ از این رو یکی از مهم‏ترین اصول آموزش و نیز ویژگی‏های استاد، تسلّط بر محتوا و موضوع درس و آگاهی کافی و گسترده درباره مطالب آموزشی است، به نحوی که استاد را توانا سازد تا با تسلّط کامل مطالب درسی را ارائه دهد.

استادی که تسلّط علمی کافی ندارد شاید بتواند متن درس را آماده کرده و به شکل کامل و صحیح در کلاس ارائه کند؛ اما به دلیل ضعف علمی و عدم احاطه کامل بر مطالب آموزشی، نکات مهم درس تشخیص داده نمی‏شود و اگر ارائه خوب درس نیاز به خلاقیت (مثل تقدّم و تأخّر مطالب و...) و یا ذکر مطالب تکمیلی و... داشته باشد استاد از عهده آن بر نمی‏آید.علاوه اینکه نمی‏تواند پاسخگوی سؤالات و ابهامات فراگیران باشد و استادی که در مسائل علمی ضعیف باشد و نتواند به پرسش‏های فراگیران خود پاسخ دهد و روحیه پرسشگری و نقّادی آنها را اقناع و ارضا نماید مسلّماً در کار خود شکست خواهد خورد.

از این رو مطالعه دائم و مستمر استاد در زمینه موضوع مورد بحث، امری ضروری و لازم می‏نماید؛ زیرا این امکان را به استاد خواهد داد تا ضمن تقویت بنیه‏های علمی خود، با شبهات و یافته‏های جدید در زمینه کار خود آشنا شده و در نتیجه بتواند با تسلّط و آمادگی بیشتری در کلاس حضور پیدا کند؛ چراکه گاهی کمبود وقت و یا احیاناً سهل‌انگاری ممکن است سبب شود استاد با عدم آمادگی کافی وارد کلاس شود. در چنین مواردی ممکن است استاد برای تظاهر به داشتن آمادگی جهت تدریس، معلومات نادرست ارائه دهد و یا صرفاً به نوشته کتاب یا جزوه اکتفا کند.

علاوه اینکه عدم آمادگی استاد و نداشتن مطالعه کافی پیرامون موضوع مورد بحث، این فرصت را از وی خواهد گرفت تا هنگام تدریس، نکات اصلی و کلیدی درس را گوشزد نماید و نیز مشکلات و شبهات احتمالی درس را پیش‏بینی نموده و آنها را جهت ارتقای سطح علمی فراگیران در کلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا این امر باعث شود تا استاد یا اصلاً علاقه‏ای برای طرح چنین سؤالات و شبهاتی را از خود نشان ندهد که این حالت، موجب رکود و خمودی کلاس شده و مانع رشد، تکامل، خلاقیت و نوآوری فراگیر است؛ و یا اگر هم چنین مسائلی از طرف فراگیران مطرح شود این عدم آمادگی سبب می‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقی و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرایی در مقام پرده‌پوشی از این ضعف برآید.

از این رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگی لازم را برای ارائه درس کسب نماید تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدریس مکرّراً به کتاب یا جزوه مراجعه ننماید.

البته توقّع نمی‏رود که استاد همیشه همه محتوای درس را حفظ باشد، بلکه طبیعی است گاهی نیم‌نگاهی به طرح درسی که از پیش تهیه کرده است، داشته باشد؛ ولی رجوع مکرّر به کتاب یا جزوه باعث مکث مخلّ به تدریس و از بین رفتن نشاط کلاس می‏شود.

در مورد عامل علمی دو نوع شاخص فرعی وجود دارد:

۱ )شاخص‏هایی که با درس خاصی ارتباط نداشته، بلکه در هر درسی لازم و ضروری هستند.

۲ )شاخص‏هایی که به درس خاصی اختصاص دارند.

به عنوان مثال کامل بودن مطالب ارائه شده و یا صحت آنها در هر درسی لازم است. اما تحلیل مطالب تاریخی و نتیجه‏گیری از آنها فقط در دروسی نظیر درس تاریخ تحلیلی اسلام و یا انقلاب اسلامی ضرورت می‏یابد و یا توجه به مباحث نظری علم اخلاق که فقط در درس اخلاق اسلامی مورد توجه قرار می‏گیرد.

در اینجا ابتدا به توضیح شاخص‏های علمی مشترک پرداخته و سپس شاخص‏های علمی اختصاصی هر یک از گرایشهای پنج‌گانه دروس معارف اسلامی را بیان می‏کنیم.

الف) شاخص‏های علمی مشترک

۱) کامل بودن مطالب ارائه شده: بدیهی است مطالبی که از سوی استاد ارائه می‏شود بایستی با توجه به متن و سر فصلهای درس کامل باشد، به این معنا که مطالب ارایه شده ضمن اینکه بایستی تمامی سر فصلهای مورد نظر را پوشش دهد، لازم است تمام مباحث مورد نیاز و مرتبط با هر سرفصل را نیز مطرح سازد؛ و به طور کلّی محتوای درس باید تمام حقایق، مفاهیم و اصولی را که لازم است فراگیران بیاموزند، در برداشته باشد.

۲) صحّت مطالب ارائه شده: لازم به ذکر است که مطالب ارائه شده توسط استاد بایستی قوی، مورد قبول و خدشه‏ناپذیر ارایه گردد و تحقق این أمر مستلزم این است که محتویات و مباحث طرح شده به گونه‏ای ارائه گردد که از صحّت و اتقان لازم برخوردار بوده و اصول و مسلّمات علمی در آنها رعایت شود، چه اینکه یادگیری هنگامی اثربخش خواهد بود که مطابق با واقعیات بوده و از دقت و صحّت لازم برخوردار باشد؛ زیرا اگر فراگیر احساس کند که با بعضی از مسائل، غیر علمی و بدون دقت کافی برخورد شده است هر آینه ممکن است بقیه مباحث و مطالب را ـ هر چند حق هم باشند ـ نپذیرد و با دید منفی به آنها بنگرد و به این ترتیب اعتماد فراگیر به درس و استاد کاسته شده و نفوذ کلام استاد نیز کم می‏شود.

۳) استفاده از منابع متعدد و ارجاع به آنها: ضروری است استاد به مطالب آموزشی موجود در متن اکتفا نکند، بلکه از هر فرصتی برای توسعه فکری و اطلاعات فراگیران استفاده نماید.

از این رو، جهت عمق بخشیدن به اطلاعات و ارائه تدریسی شایسته، لازم است استاد آشنایی کامل با منابع معتبر و گوناگونی که در زمینه موضوع درس وجود دارد، داشته باشد و متناسب با واحد درسی، سطح علمی فراگیران و... از آن منابع ـ که عمدتاً اصلی و معتبر باشند ـ در تهیه و ارایه محتوای درس استفاده کند؛ زیرا مطالعه مستمر و مراجعه به منابع متعدد در زمینه موضوع مورد بحث، این امکان را به استاد می‏دهد که ضمن بالابردن توان علمی خود، با دیدگاههای مختلفی که پیرامون موضوع مطرح است نیز آشنا شده و در نتیجه بتواند با تسلّط و آمادگی بیشتری به تدریس بپردازد.

البته تذکر این نکته ضروری است که همواره در این امر باید حدّ اعتدال را رعایت کرد تا محتوای درس انباشته‏ای از گفته‏ها و سخنان دیگران نشود.

۴) نگارش و تلفظ صحیح آیات، روایات، اسامی، اصطلاحات و عبارات تخصصی: در موضوعات و مباحثی که استاد احساس می‏کند باید از آیات، روایات، اسامی یا اصطلاحات خاص استفاده کند باید توجه داشته باشد که نگارش و تلفّظ آنها به طور صحیح باشد؛ ضمن اینکه لازم است کاربرد آنها کاملاً بجا و بر حسب ضرورت باشد و حتی‏الامکان از استفاده مکرر از اصطلاحات تخصصی غیر ضروری خودداری شود.

۵) پاسخگویی صحیح به سؤالات دانشجویان: مقصود از این شاخص، صرف اسکات فراگیران در مقام بحث و سؤال نیست، بلکه استاد باید بتواند پاسخ صحیح، علمی و قانع‏کننده ارائه کند و با پاسخگویی صریح و منطقی به سؤالات و مشکلات علمی فراگیران و دفاع صحیح و معقول از مبانی دین و انقلاب اسلامی، موجبات نشاط علمی کلاس را فراهم آورد. لازمه چنین امری این است که:

اولاً استاد توان علمی لازم را دارا باشد. ثانیاً سؤالهای احتمالی را حتی‏الامکان پیش‏بینی نماید که لازمه دست یافتن به این مهم، داشتن طرح درس مناسب و سنجیده‏ای است که استاد قبل از تدریس برای یک جلسه درس تهیه می‏کند، چنین طرح درسی به وی فرصت خواهد داد تا سؤالات و ابهامات احتمالی تدریس را پیش‏بینی کند و پاسخ لازم و متناسب با آنها را بیابد.

تذکر این نکته ضروری است که اگر استاد، پاسخ سؤالی را به هر سببی ندانست لازم نیست که با داستان‏سرایی در مقام پرده‏پوشی بر آنچه که نمی‏داند بر آید، بلکه باید صراحتاً ارائه پاسخ صحیح را به جلسه آینده موکول نماید.

۶) دارا بودن جامعیت نسبی در معارف اسلامی: استادان گروه معارف اسلامی افزون بر اینکه باید تسلط و توان علمی لازم را در گرایش مورد نظر داشته باشند در زمینه‌های دیگر معارف دینی از جامعیت نسبی بر خوردار باشند؛ چراکه رسالت یک استاد معارف صرفاً در فعالیت‌های آموزشی خلاصه نمی‌شود، بلکه یکی از مهم‌ترین رسالت آنان تبلیغ دین در کنار آموزش می‌باشد. همان‌گونه که در اهداف تک‌تک دروس معارف آمده است، محوریت در تدریس این دروس، دین با نگاه تبلیغی و ترویجی و در نهایت تأثیرگذاری است. استاد تاریخ اسلام یا انقلاب اسلامی و... صرفا بیانگر حوادث و وقایع تاریخی نیست، بلکه به همراه تحلیل وقایع و توجه به عبرت‌آموزی آن به نکات اخلاقی، اعتقادی و مذهبی مبتنی بر باور‌های دینی نیز توجه دارد؛ مثلاً استاد اخلاق باید در زمینه مباحث اعتقادی، تاریخی، سیاسی، احکام شرعی و... دارای اطلاعات باشد تا در صورت لزوم توان پاسخگویی را داشته باشد. همچنین نکات اخلاقی را باید با باورهای دینی پیوند دهد و...

یا مثلاً استاد در درس اندیشه اسلامی ۱ـ۲، باید اطلاعات اجمالی نسبت به تاریخ اسلام و تاریخ معاصر داشته باشد یا استاد انقلاب اسلامی نیز باید با احکام شرعی یا مباحث قرآنی و روایی آشنا باشد.

۷) آمادگی در ارائه درس: کمبود وقت و یا احیاناً سهل‌انگاری ممکن است سبب شود استاد با عدم آمادگی کافی وارد کلاس شود. در چنین مواردی ممکن است استاد برای تظاهر به داشتن آمادگی جهت تدریس، معلومات نادرست ارائه دهد و یا صرفاً به نوشته کتاب یا جزوه اکتفا کند.

علاوه اینکه عدم آمادگی استاد و نداشتن مطالعه کافی پیرامون موضوع مورد بحث، این فرصت را از وی خواهد گرفت تا حین تدریس، نکات اصلی و کلیدی درس را گوشزد نماید و نیز مشکلات و شبهات احتمالی درس را پیش‏بینی نموده و آنها را جهت ارتقای سطح علمی فراگیران در کلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا این امر باعث شود تا استاد یا اصلاً علاقه‏ای برای طرح چنین سؤالات و شبهاتی را از خود نشان ندهد که این حالت، موجب رکود و خمودی کلاس شده و مانع رشد، تکامل، خلاقیت و نوآوری فراگیر است؛ و یا اگر هم چنین مسائلی از طرف فراگیران مطرح شود این عدم آمادگی سبب می‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقی و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرایی در مقام پرده‌پوشی از این ضعف برآید.

از این رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگی لازم را برای ارایه درس کسب نماید تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدریس، مکرّراً به کتاب یا جزوه مراجعه ننماید. البته توقّع نمی‏رود که استاد همیشه همه محتوای درس را حفظ باشد، بلکه طبیعی است گاهی نیم‌نگاهی به طرح درسی که از پیش تهیه کرده است، داشته باشد؛ ولی رجوع مکرّر به کتاب یا جزوه باعث مکث مخلّ به تدریس و از بین رفتن نشاط کلاس می‏شود.

● راز طلایی موفقیت

روزی از سرخپوستی که به عنوان کارگر روی اسکلت آسمان خراش در ارتفاع چند صد متری زمین کار می کرد پرسیدند ‚ چه چیز باعث شده که تو از آن ارتفاع چند صد متری نترسی؟و او گفت من اگر از ارتفاع ده متری سقوط کنم همان بلایی سرم میآید که از ارتفاع چهار صد متری. پس چرا باید ترسم بیشتر از کارگری باشد که روی اسکلت یک آپارتمان معمولی کار می کند.

خوب به این نکته ظریف فکر کنید اگر در هر کاری در زندگی بدترین وضعیت ممکن را تجسم کنید و یکبار با تجسم ذهنی خود را در آن وضعیت قرار دهید خواهید دید که وقتی آب از سر بگذرد دیگر یک متر یا صد متر با هم فرقی نمی کند . پس اگر بتوانید در عمق پنج متری شنا کنید در اقیانوس ها ی با عمق بیشتر از پانصد متر هم می توانید غوطه ور شوید.

براستی معنای شکست چیست؟آیا معنایش این است که چیزی به دلخواه شما یا آن گونه که انتظارش را داشتید پیش نیاید؟ قانون تجربه همواره کامل و بی نقص است. ما اندیشه ها و اعتقاد های درونی خود را به شیوه ای عالی باز می تابانیم. یا یکی از گامها را بر نداشته اید یا اعتقاد باطنی شما این بوده است که لیاقتش را ندارید‚ و یا احساس بی ارزشی کرده اید.

این گفته قدیمی که اگر بار نخست موفق نشدی باز هم بکوش.براستی حقیقت دارد .معنایش این نیست که خود را بکوب و دیگر بار همان شیوه سابق را تکرار کن. معنایش این است که اشتباه خود را دریاب و از راهی دیگر وارد شو تا بیاموزی چگونه درست آن را انجام بدهی.

این حق طبیعی ماست که در تمام مدت عمر خود‚ از موفقیتی به موفقیت دیگر رهسپار باشیم. اگر وضع مااینگونه نیست ‚ یا با تواناییهای ذاتی خود همنوا نیستیم ‚ یا معتقدیم که موفقیت از آن ما نیست ‚ یا موفقیت خود را در نمی یابیم.

اگر نسبت به جایگاه این لحظه خود ‚ معیارهای چنان دور از دسترس برگزینیم _که هم اکنون نتوانیم به آن دست یابیم_ همواره شکست خواهیم خورد.

هنگامی که کودک سرگرم آموختن راه رفتن یا حرف زدن است ‚ تشویقش می کنیم و برای هر پیشرفت کوچک تحسینش می کنیم . کودک به وجد در می آید و می کوشد که بهتر آن را انجام دهد . آیا به هنگام آموزش چیزی تازه ‚ خود را به همین شیوه تشویق می کنید؟ یا اینکه با گفتن کلماتی نظیر احمق یا دست و پا چلفتی یا شکست خورده فراگیری خود را دشوار تر می نمایید؟

بسیاری از ستارگان و هنر پیشه ها تصور می کنند که از همان نخستین نمایش نحوه اجرایشان باید عالی و بی نقص باشد . اما آنها باید بدانند که هدف نمایش ‚ تمرین و آموختن است . بر روی صحنه می اییم تا اشتباه کنیم و راههای تازه را بیاموزیم و بیاموزیم . تنها با تمرین مکرر چیزی تازه را می آموزیم و آن را جزیی از طبیعت خود می سازیم هر گاه در هر زمینه ای به یک کار تمام شده حرفه ای می نگرید به حاصل ساعتهای بی شمار تمرین چشم می دوزید.اصلا مهم نیست که برای چه مدت زمانی خود را شکست خورده پنداشته اید . می توانید هم اکنون الگوی موفقیت را بیافرینید .اهمیت ندارد که در چه زمینه ای می خواهید کار کنید. اصول یکسانند . لازم است که دانه موفقیت را بکاریم . این دانه ها خرمنی عظیم به بار خواهند آورد.

● سخنی چند از بزرگان علم

ـ وظیفه آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه ذهن های پر.

ـ دوستانی انتخاب کنید که اهل زحمت باشند و شما را به درس خواندن و زحمت کشیدن تشویق کنند.

ـ خوشبخت کسی است که به یکی از این دو دسترسی داشته باشدیا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.

ـ یک تمبر پستی موفقیتش را تضمین می کند چون این توانایی را دارد که تا رسیدن به هدف به چیزی بچسبد.

ـ موفقیت مانند سایه به دنبال پشتکار است.

ـ شرط پیروزی داشتن اراده قوی است شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارد.

ـ خواندن بدون فکر کردن همانند خوردن بدون هضم کردن است.

ـ برای آدمهای مصمم و جدی همیشه وقت و فرصت فراهم است.

ـ آرمانهای بزرگ همت های بلند می طلبد.

ـ عظمت زندگی در علم نیست بلکه در عمل است.

ـ جدیت مقصد را نزدیک می کند.

ـ در دنیا لذتی نیست که با لذت مطالعه برابری کند.

ـ فردا وقتیست که تنبلها کار خواهند کرد.

● نکاتی در مورد یادگیری آسان تر مطالب

ـ نکته ۱)مطالبی که در آغاز و در پایان مطالعه می خوانید بهتر در حافظه می مانند و مطالبی که در میان قرار دارند ‚احتمال فراموش کردنشان بیشتر است

پس بخش های میانی مطالعه به تمرین زیادتری نیاز دارند. پس مدت زمان مطالعه نباید به حدی باشد که مطالب زیادی در بین شروع و انتهای آن قرار گیرند .

بهترین زمان مطالعه ۵۰ دقیقه و ۱۰ دقیقه استراحت است. مطالعه برای مدت زمان طولانی و مستمر نه تنها سبب یادگیری بیشتر نمی شود بلکه به علت خستگی از کارایی تان نیز کم می شود. دقت کنید این زمان تنها برای استراحت است ‚ مرور کردن مطالب و حتی فکر کردن به آن چه که مطالعه کردید نیز سبب خستگی شما می شود.

ـ نکته ۲) مطالعات نشان می دهد که ایجاد تداعی های ذهنی در قدرت به خاطر سپاری مطالب بسیار موثر است .یعنی بین موضوعی دیگر ارتباط برقرار کنید تا در ذهنتان باقی بماند . لزومی ندارد که تداعی ها طبیعی یا منطقی باشند .اگر آنها حالت مضحک و غیر عادی هم داشته باشند حتی موثر تر هم هستند. تداعی باید حتما از خود شما باشد و استفاده از تداعی های دیگران در مورد شما موثر نیست.

ـ نکته ۳) حتما مطالب را مرور کنید.

ـ نکته ۴) از مطالب مهم و مطالبی که دیر به ذهن سپرده می شوند در کاغذهای کوچک فیش و خلاصه بردارید .گمان نکنید این کار باعث اتلاف وقت می شود با امتحان این عمل متوجه می شویدکه چقدر خلاصه نویسی برای شما مفید است.

ـ نکته ۵) باید دانست تکرار یکنواخت و پی در پی مغز را خسته می کند و در نتیجه به شخص حالت خواب آلودگی دست می دهد ‚ به این جهت باید از طوطی وار از بر کردن و تکرار بی معنی خودداری کنید.

▪ منظور از ترک تحصیل

دانش آموزانی که زودتر از موعد مقررمدرسه را ترک می کنند و یا به عبارتی قبل از اتمام یک دوره قادر به ادامه تحصیل نمی باشند و به ناچار مدرسه را ترک می کنند.ترک تحصیل معمولا به دنبال تکرار پایه و ناتوانی و عدم کارایی مدرسه می باشد. همچنین ترک تحصیل منجر به افزایش بی سوادی در جامعه می گردد.

▪ روند ترک تحصیل در ایران

ترک تحصیل یکی از معضلات آموزش در جهان می باشد. امروزه ترک تحصیل و افت تحصیلی در تمام کشور های جهان از عمده ترین مباحث و مسائل آموزش و پرورش و حتی مسئولان نظام آموزشی است.نظام آموزشی ایران مانند بسیاری از کشور های در حال رشد از یک سلسله بیماری رنج می برد و این مسائل عمدتا از رژیم قبل به ارث رسیده اند. و علی رغم کوشش هایی که تا به حال انجام گرفته هنوز این مشکل لاینحل باقی مانده است.

عوامل موثر در ترک تحصیل دانش آموزان

برترین عوامل مشترک در ترک تحصیل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی بخصوص در مقطع متوسطه بیانگر این حقیقت است که فقر مالی و فقر انگیزشی بیشترین نقش را داشته است و همچنین محیط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚

تنبیه و تشویق معلم ‚ سختگیری های بیهوده که باعث می شود انگیزه تحصیلی شاگردان ضعیف شودزمینه های ترک تحصیل فراهم می گردد.

از عوامل دیگر که در موفقیت تحصیلی جوانان و نوجوانان می توانند تاثیر گذار باشندسلامت جسمی و روحی و بهداشتی ‚عوامل ارثی ‚ذهنی و هوشی ‚ امکانات آموزشی ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتکار فردی ‚ تاثیر همسالان ‚ اهمیت قائل شدن والدین به تحصیل فرزندان می باشد. در اینجا مهمترین موارد موثر در افت تحصیلی دانش آموزان بیان شده است.

۱) شرایط اقتصادی

۲) سواد والدین

۳) برخورد معلم

۴) محتوای کتب درسی

۵) شیوه برگزاری امتحانات(شیوه های ارزیابی)

۶) عقب ماندگی درسی

۷) نارسایی های جسمانی

۸) انگیزه

▪ شرایط اقتصادی

ترک تحصیل دانش آموزان با وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده در ارتباط می باشد. عواملی چون پایین بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستی و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پایین شغلی والدین بر ترک تحصیل فرزندان تاثیر دارد. پس مسلم است که کیفیت آموزش و تربیت در رشد جسمانی و قوای دفاعی دانش آموز در خانواده هایی با سطح پایین اقتصادی و فرهنگی جامعه و خانواده اثرات مستقیمی بر عدم پیشرفت فرزندان به جای می گذارد. مشکلات والدین در راه کوشش و تلاش برای معاش و گرفتاری های بی شمار آنها در این رابطه معمولا والدین را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل می نماید و در حقیقت رابطه صحیحی را لازمه یک زندگی سالم است را مختل می سازدو اثرات این نوع زندگی در ظرف چند سال به اعماق نحیف افراد نفوذ می کند و موجب تخریب نیروهای بالقوه آنان می گردد. وقتی فقر در خانواده ای باشد امکان بروز مشکلاتی در رفتار جوانان من جمله دانش آموزان وجود خواهد داشت . علی علیه السلام درباره فقر می فرمایند&#۶۴۸۳۱;فان الفقر منقصه للدین ‚مدهشه للعقل و داعیه للمقت&#۶۴۸۳۰; فقر باعث نقصان دین سراسیمگی عقل و بر انگیختن خشم می شود و بیکاری ‚ جوانان را به جانب برخی از بزهکاری ها می کشاند. البته اسلام زمینه اجتماعی را برای تعادل اقتصادی ایجاد می کند و بر والیان امور فرض می داند که مبادا فقر آنان را به انحراف بکشاند. پس معلوم می شود که مهمترین عامل برای رهایی دانش آموزان از تحصیل فقر اقتصادی است.

▪ سواد والدین

یکی از عوامل مهم در پیشرفت یا ترک تحصیل دانش آموزان سواد والدین محسوب می شود. اگر بچه ها در محیط خانواده احساس پشت گرمی نمایند و هر گاه از نظر درسی مشکلی برایشان پیش آمد مطمئن باشند که اولیای آنها کمک می کنند در این صورت با دلگرمی بیشتری درس می خوانند و دچار عقب ماندگی تحصیلی نخواهند شد. چون تحصیلات والدین تاثیر بسزایی در موفقیت تحصیلی فرزندان دارد. تحقیقات متعددی نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها افرادی آگاه و با سواد بوده اند موفقیت تحصیلی آنان بیشتر بوده است. محیط خانواده در پیشرفت تحصیلی نقش مهمی دارد. دانش آموزی که والدین خود را مشغول مطالعه می بیند خودش نیز تشویق به درس خواندن می شود و آنها را به عنوان بهترین الگوی همانند سازی تحصیلی انتخاب می کند. بنابراین کمک و راهنمایی فرزندان توسط والدین امری است ضروری و نمی توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در این زمینه غافل شد. دانش آموزان اوقات زیادی را در منزل می گذرانند و تحت تاثیر اعمال و رفتار والدین هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمایی در زمینه درس را دارند.

▪ برخورد معلم

پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تا حدود زیادی بستگی به شرایط محیطی و نحوه برخورد معلمان و اطرافیان دارد . فضایی که نوجوانان در آن پرورش می یابند باید به گونه ای باشد که موجب موفقیت آنها گردد. برخورد معلم باید منطقی بوده تا دانش آموز را در مسیر موفقیت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پیدا کند و از خود انتظار موفقیت داشته باشد زیرا موفقیت هم چون نردبانی است که وقتی شروع شد تا آخرین پله ادامه می دهد.

بنابراین می توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان دیگر دبیرستان می تواند موفقیت دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد و از ترک تحصیل جلوگیری کند.

برخورد معلم و اولیای دبیرستان باید به گونه ای باشد که دانش آموز از طریق دستکاری اشیا ‚آزمایش‚جمع آوری اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهای گروهی‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه یادگیری بپردازند و بدین وسیله از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری نمایند .

همچنین استفاده از تشویق های مادی و غیر مادی مفید است . استفاده بیشتر معلمان از تشویق های کلامی و تشویق در جمع در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارد و هم باعث جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان می شود.

▪ محتوای کتب درسی

عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی‚عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیاز ها و علایق دانش آموزان از عوامل افت تحصیلی می باشد.اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعا با نیاز ها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد باعث می شود که آنها در تحصیل بهتر کوشش کنندو تحصیلات خود را به پایان برسانند و در نتیجه از میزان ترک تحصیل کاسته شود.

کتابها و موارد درسی و محتوای دروس مهم ترین راه رسیدن به اهداف آموزشی است .نگاهی اجمالی به کتب درسی نشان می دهد که غالب کتابها و برنامه های آموزشی از نظر کیفی و کمی با توان و و نیاز های دانش آموزان هماهنگی ندارد .

بین محتوای کتب‚ ساعات تدریس و درک دانش آموزان و مراحل رشد آنها تناسب وجود ندارد.

یکی از مهم ترین و موثر ترین عوامل ترک تحصیل محتوای کتب درسی است و همچنین ارتباط نداشتن محتوی دروس با نیاز های دانش آموزان‚ ارتباط نداشتن محتوی دروس با آموخته های قبلی دانش آموزان ‚حجیم بودن محتوای کتب درسی با توجه به مقدار زمانی که برای یادگیری فرصت دارند‚ ارتباط نداشتن محتوای دروس با نیاز های حال و آینده جامعه‚ روان نبودن و جذاب نبودن و قابل درک و فهم نبودن مطالب درس‚ عدم ایجاد تفکر و عدم ایجاد روابط اجتماعی مطلوب در دانش آموزان نیز از دیگر عوامل مرتبط می باشد .

▪ شیوه برگزاری امتحانات(شیوه ارزیابی)

هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است . تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد . زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیتهای مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد ‚این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود.

بوسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوششهای خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدفهای مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است.

چنانچه امتحان به جای اینکه یک وسیله باشد ‚یک هدف اصلی به شمار آید و این بر کل فرایند آموزشی اثرات سو می گذارد و هدفهای حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد.در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تاثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند .

دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود.

همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.

استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی ‚نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدفهای آموزش و پرورش راهنمایی کند بلکه بر اساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند.به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند.

بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیل و برای انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد.

▪ عقب ماندگی درسی

برخی از دانش آموزان عقب ماندگیشان ناشی از افت هوشی و نارسایی ذهنی نیست بلکه صرفا ناشی از تن پروری یا بیکارگی است . یعنی عقب ماندگی درسی ناشی از تنبلی .

گاهی عقب ماندگی ناشی از تن پروری و تنبلی است بدین معنی که کودکان وقت و تلاش خود را مصروف کار و تحصیل نمی کنند و مانند دیگر دانش آموزان درس نمی خوانند و یا عوامل دیگر مانند وجود نارسایی های عضوی ‚ چون ضعف در بینایی و در شنوایی عدم قدرت بیان ‚اختلال در رفتار ‚ حالت گیجی و ماتی و گم کردن دست و پای خود در حین پاسخ به سوالات معلم است.

▪ نارسایی های جسمی 

دانش آموزانی که دارای بنیه ضعیفی هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند.

وجود ضعف در بینایی و شنوایی نیز باعث عقب ماندگی و افت تحصیلی می شود.این نوع دانش آموزان به علت خوب درک نکردن درسها افت تحصیلی پیدا می کنند .

ناراحتی های مربوط به مراکز عصبی و ناهماهنگی هایی حتی حرکتی در جای خود باعث افت تحصیلی دانش آموز خواهد بود.

▪ انگیزه

به حرکت های درونی فرد که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف است انگیزه گفته می شود.

محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند.برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز کند.وقتی دانش آموزان در اثر شکست در دل تازه نسبت به آن نگرشی منفی پیدا می کنند ‚باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند در نتیجه به تصویری مثبت تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد‚ زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود.و باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموزاموفقیت خود را احساس می کند زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به آن کمک نمی کند.معلمان تکالیف یکنواخت ارائه ندهند‚ به عبارت دیگر از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کنند.

● در آخر

در آخر می توانم بگویم ترک تحصیل یکی از مهمترین مشکلات نظام های آموزشی است و در نظام تعلیم و تربیت ما نیز ترک تحصیل به صورتهای مختلف یکی از مشکلات عمده محسوب می شود.

ترک تحصیل یا همان افت تحصیلی (این کلمه از زبان اقتصاد دانان آمده است ) هر ساله مقدار قابل توجه ای از بودجه و نیروهای انسانی و امکانات را به هدر می دهد و اثرات ناخوشایندی نیز چه از نظر روحی و چه از نظر روانی به دانش آموزان وارد می نماید و مشکلات عدیده ای را برای خانواده ها بوجود می آورد.اکنون اینجانب دبیر شیمی دبیرستان بنت الهدی به عنوان عضو کوچکی از خانواده آموزش و پرورش وظیفه خود دانسته تا با ارائه این کار و آپدیت آن به صورت ماهانه تا حدودی هر چند اندک راهکار های مناسب را برای ارتقای سطح دانش فرزندانمان ارائه دهم.

بامید روزی که در ایران مشکلی به عنوان ترک تحصیل به پایین ترین درجه ممکن برسد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 13:48 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

40 نکته مهم برای مطالعه بهتر،   گرد آوری حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب

راهنمای روش مطالعه صحیح و اصولی و روشهای مرور مطالب خوانده شده

مقدمه

آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که هنگام مطالعه از چه روشی استفاده می‌کنید؟ یک روش مطالعه صحیح و اصولی می‌تواند بسیاری از مشکلات تحصیلی را از بین ببرد. بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که افرادی که در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند، روش صحیحی برای مطالعه داشتند. یادگیری (learning) مسئله‌ای است که در سراسر طول زندگی انسان بویژه در دوران دانش آموزی و دانشجویی اهمیت زیادی دارد. چرا که دانش آموزان و دانشجویان همیشه در معرض امتحان و آزمون قرار دارند و موفقیت در آن آرزوی بزرگشان است.

شاید به افرادی برخورده باشید که می‌گویند: همه کتابها و جزوه‌ها را می‌خوانم، اما موقع امتحان آنها را فراموش می‌کنم، یا من استعداد درس خواندن را ندارم، چون با اینکه همه مطالب را می‌خوانم اما همیشه نمراتم پایین است و یا ... . بسیاری از اینگونه مشکلات به نداشتن یک روش صحیح برای مطالعه باز می‌گردد. عده‌ای فقط به حفظ کردن مطالب اکتفا می‌کنند، بطوری که یادگیری معنا و مفاهیم را از نظر دور می‌دارند. این امر موجب فراموش شدن مطالب بعد از مدتی می‌شود، در واقع آنچه اهمیت دارد یادگیری معنا و مفهوم است، چیزی که نمی‌توانیم و نباید از آن دور باشیم.

برای آنکه مطلبی کاملا آموخته شده و با اندوخته‌های پیشین پیوند یابد، باید حتما معنا داشته باشد، در این صورت احتمال یادگیری بیشتر و احتمال فراموشی کمتر خواهد شد. بنابراین قبل از اینکه خود را محکوم کنیم به نداشتن استعداد درس خواندن ، کمبود هوش ، کمبود علاقه ، عدم تونایی و سایر موارد ، بهتر است نواقص خود را در مطالعه کردن بیابیم و به اصطلاح آنها بپردازیم. در اینصورت به لذت درس خواندن پی خواهیم برد. اولین قدم در این راستا آن است با اندکی تفکر عادتهای نامطلوب خود را در مطالعه یافته و سپس عادتهای مطلوب جایگزین آن گردد.

برای تغییر عادات مطالعه مراحل زیر را باید در نظر گرفت:

آگاهی ،درباره موضوع

1. علاقه

2. ارزیابی ،ارزیابی اطلاعات بدست آمده با در نظر گرفتن موقعیتهای موجود

3. مطابقت خود با فکر تازه و اختیار و قبول آن

انواع روشهای مطالعه

روش پس ختام

این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.

مراحل پیش خوانی

در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر می‌باشد.

مرحله سؤال کردن

پس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری می‌گردد.

مرحله خواندن

در این مرحله به خواندن دقیق و کامل مطالب کتاب پرداخته ، که هدف فهمیدن کلیات و جزئیات مطالب و نیز پاسخگوی به سؤالات مرحله قبل می‌باشد. در مرحله خواندن برای فهم بهتر مطالب می‌توان از کارهایی مثل یادداشت برداری ، علامت گذاری و خلاصه نویسی بهره جست.

مرحله تفکر

در این مرحله هنگام خواندن ، ساختن سؤالها ، و ایجاد ارتباط بین دانسته‌های خود ، درباره مطلب فکر کنید. در این مورد نیز مهمترین اصل همان بسط معنایی است. بسط معنایی ممکن است در مراحل پنجم و ششم نیز یعنی در مراحل از حفظ گفتنی و مرور کردن نقشی داشته باشد.

مرحله از حفظ گفتنیwww.zibaweb.com

در این مرحله باید بدون مراجعه به کتاب و از حفظ به یادآوری مطالب خوانده شده پرداخته شود و بار دیگر به سؤالاتی که خود فرد طرح کرده بود پاسخ دهد. در اینجا باید مطالب آموخته شده را در قالب کلمات برای خود کرده ، در غیر اینصورت لازم است که مجددا به خواندن مطالبی که آموخته نشده پرداخته شود. مرحله از حفظ گفتنی در پایان هر بخش انجام می‌گیرد و وقتی بخشهای یک فصل به اتمام رسید به مرحله بعد ، یعنی مرور کردن یا آزمون وارد می‌شویم.

مرحله مرور کردن

این مرحله ، که مرحله آزمون نیز می‌باشد، در پایان هر فصل انجام می‌گیرد. در اینجا به مرور موضوعات اصلی و نکات مهم و نیز ارتباط مفاهیم مختلف به یکدیگر پرداخته و در صورت برخورد با موضوعات مورد اشکال به متن اصلی یا مرجع مراجعه شود. یکی از راههای کمک به این مرحله پاسخگوئی به سئوالات و تمرینات پایان فصل است: اجرای این مرحله می‌تواند مقداری از اضطراب امتحان را کاهش دهد.

روش دقیق خوانی

هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که می‌تواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:

تکنیک خلاصه برداری

به نوشتن عبارت ، مفاهیم و موضوعات کلیدی متن پرداخته ، بطوری که در مرور مطالب ، با نگاه کردن و خواندن خلاصه‌ها ، همه مطالب خوانده شده را یادآوری کند. یک روش بسیار مطلوب این است که از خلاصه‌ها نیز دوباره خلاصه برداری شود.

تکنیک سازماندهی مطالب

این تکنیک باعث افزایش درک و سرعت یادگیری و سهولت در بازیابی مطالب آموخته شده می‌شود. برای سازماندهی مطالب استخراج سه بخش از متن اصلی مورد مطالعه لازم است که عبارتند از:

موضوع اصلی: موضوعی که تمامی مطالب را در بر می‌گیرد و بقیه مطالب حول و حوش آن می‌چرخد.

نکته‌های اصلی: خطوط و اندیشه‌های اصلی و مهم هستند که در مجموع موضوع اصلی را می‌سازند و از صراحت بیشتری برخوردار است.

نکات جزئی: اطلاعات جزئی‌تر هستند که بصورت مثالها ، نمونه‌ها ، عکس و تصویر اطلاعات واقعی مطرح می‌گردند.

تکنیک علامت گذاری در متن

در این تکنیک علامتهایی را بر روی متن اصلی انجام داده ، از قبیل علامت گذاری به شکلهای مختلف در متن ، خط کشیدن زیر عبارات مهم ، حاشیه نویسی و ... ، این موارد بسته به صلیقه‌های افراد متفاوت می‌باشد. اما نکته مهمی که در هر نوع علامت گذاری حائز اهمیت است این است که ، بهتر است همانند تکنیک سازمان دهی ، مطالب را در سه دسته مجزا) موضوع اصلی ، نکته اصلی ، موارد جزئی ( قرار داده و آنها را با علامتهای مختلف نشان دهید.

در کنار روش مطالعه عوامل محیطی نیز در میزان یادگیری تأثیر دارد. یک محیط مناسب باعث توجه و تمرکز بهتر و بیشتری می‌شود.

حذف عوامل مزاحم فکری

مواردی هست که بخش عظیمی از وقت و فعالیت ذهنی را موضوعاتی به خود مشغول می‌دارند که هیچ رابطه با موضوع ندارند، موضوعاتی مانند: رفتار معلمان و استادان ، افزایش شهریه و نوع رفت و آمد و … برخی از موضوعاتی هستند که موقع مطالعه اگر به آنها فکر شود از کارایی مطالعه می‌کاهد. برخی حتی خیال پردازیهایشان را موقع مطالعه انجام می‌دهند؛ که به شدت فکر را آشفته کرده و تمرکز را از بین می‌برد. توصیه کلی این است که اگر ذهن خود را از افکار مختلف پاک کنید تا بر روی موضوع مورد مطالعه تمرکز کنید، مطالعه را کنار بگذارید و زمانی مطالعه را شروع کنید که سرحال، علاقمند و متمرکز هستید.

فراهم کردن محیط مناسب

محل و مکانی که مطالعه در آنجا انجام می‌شود باید مناسب باشد. منظور از محل مناسب مکانی است که آرام ، ساکت و دور از عوامل مزاحم محیطی باشد، این باعث تمرکز بهتر روی موضوع مطالعه می‌شود. بعضی افراد محل و زمانی را برای مطالعه انتخاب می‌کنند که بسیار شلوغ و پر سرو صدا است و بعضی از افراد رختخواب را برای مطالعه انتخاب می‌کنند و توقع یادگیری سطح مطلوب را دارند، ولی از این حقیقت غافلند که این محلها بدترین محل برای مطالعه است.

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :

(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((10 بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا" باید 10 بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرورکرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرارکردتا یادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را کاهش میدهد.

2- میزان یادگیری را افزایش میدهد .

3-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.

4- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه ازروی یادداشتهای خودمطالب رامرور کرد . یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن خط کشیدن زیرنکات مهم حاشیه نویسی خلاصه نویسی کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا" درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

3- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

5- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

6- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه

((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :

1- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.

2- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.

5- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))

6- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.

8- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .

9 – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .

10-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.

11 –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چندتوصیه مهم که بایدفراگیران علم ازآن مطلع باشند.

1- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از 30 دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا" با همین روال شروع به مطالعه کرد.

2- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.

3- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا" یادداشت برداری ننمائید .www.zibaweb.com

انسان به عنوان یکی از موجودات عالم ، امتیازات زیادی نسبت به سایر موجودات دارد. یکی از این امتیازات قدرت یادگیری ، تفکر و حفظ اطلاعات است . قدرت یادگیری و حفظ اطلاعات باعث تفاوت میان انسان و حیوان شده و نیز برتری انسان را نسبت به سایر موجودات به اثبات رسانده است.

بنابراین درگیری فکری با استعداد سوال بر انگیز حافظه و یادگیری در حافظه محدود به زمان حاضر که مادر آن زندگی می کنیم نیست بلکه بسیاری از تمدنها در گذشته منشاء و کارکرد حافظه را مدنظر داشته اند .

بیش از ۲۵۰۰ سال پیش ، یونانیان ، هنری را در باره حافظه اختراع کردند که عموما" تحت عنوان تدابیر((یادیار)) نامیده می شود . و به معنی نقش بستن اثرات مکانها و تصاویر بر روی حافظه است .

اولین سیستم تقویت حافظه به وسیله شاعر یونانی به نام سیمونیدز ((Simonides ))در قرن پنجم و ششم قبل از میلاد پدید آمده است .

شرح واقعه چنین است که سیمونیدز ، تالار ضیافتی را که در آن شعر طویلی را ایراد کرده بود برای چند لحظه ترک کرد . در همین حین ، سقف تالار فرو می ریزد و در نتیجه تخریب تالار و مرگ میهمانان ، هویت آنان غیر قابل شناسایی می شود . اما پس از بازسازی تالار ، سیمونیدز توانست جایگاه دقیق هر یک از حاضرین را بیش از قرائت شعر بیاد آورد و تمامی آنها را شناسایی کند بدین ترتیب بود که نخستین تئوری تداعی در بخاطر سپاری و اساس تمامی سیستمهای منمو تکنیک (تدابیر یادیار )پدید آمد .

افلاطون می گوید : روح دارای بستری است از موم قالب سازی شده که منحنی ، غلظت و خلوص آن در افراد مختلف متفاوت است و همین موم نقش احساسات و اندیشه ها را می پذیرد. این نقش حک شده که از حیث برجستگی مانند نقوش یک مهر به نظر می رسد ، همانند نشانه ای از اشیاء است که امکان بخاطر آوردن آنها را فراهم می سازد . اگر نشانه ای ناپدید و فراموش می شود ، به این خاطر است که به طور کامل بر روی این موم حک نشده است .

ارسطو معتقد بود:حافظه مجموعه ای از تصاویر ذهنی است که تنهااز راه تاثیرات حسی به دست می آید . وی تنها کسی بود که قوانین منموتکنیک را به صورت تداعی پایه ریزی کرد. سنت توماس اکیناس ، سه قانون اولیه تداعی ارسطو را احیاءکرد.

۱-قانون تشابه : خاطره مشابه با تاثیر معینی به یاد می ماند .

۲-قانون عکس یا متضاد : اگر دو یا چند تاثیر ، آنتی تز یکدیگر باشند داشتن یکی سبب یاد آوری دیگری می شود.

۳-قانون همزمانی یا همراهی : اگر دو یا چند تاثیر همزمان اتفاق بیافتند ، بروز یکی سبب یاد آوری دیگری می شود .

بنابراین براساس نظریات داده شده می توان گفت حافظه عبارت است از کنشی که احیای تجارب گذشته را در بر می گیرد . یا یک استعداد همگانی در بخاطر سپاری رویدادها و اطلاعات و همچنین یاد آوری آنهاست پس حافظه قابلیت رشد ، تقویت و پرورش را داشته و بیش از همه به بکارگیری و تمرین نیاز دارد .حافظه شبیه عضله می باشد که با تمرین کردن پرورش یافته و تقویت می گردد و در صورت عدم بکارگیری سست و تنبل می شود .

در این مقاله قواعدی را بیان می کنیم که شما را در داشتن یک حافظه خوب یاری می کنند . همچنین تکنیکهای ساده و در عین حال کاملا" موثر و کاربردی را ارائه می دهیم که پس از مطالعه و یادگیری و در صورت بکارگیری آنها شاهد تحول بسیار چشمگیری در روند بخاطر سپاری مطالب خواهید بود .

تقویت و بهبود حافظه همان یادگیری بهتر است . تقویت حافظه یعنی رعایت اصول و قوانین حاکم بر یادگیری ، اگر قوانین حاکم بر یادگیری را خوب رعایت کنیم بهتر یاد خواهیم گرفت و در نتیجه احساس می شود که کارائی حافظه بالا رفته است پس حافظه ما تقویت شده است تقویت حافظه یا پرورش حافظه همان عوامل موثر بر یاد آوری است که روان شناسان به عنوان روشهای پرورش حافظه پیشنهاد کرده اند . قبل از بیان روشهای موثر در بخاطر سپاری ،اصول حاکم بر یادگیری را ذکر می کنیم که عبارتنداز :

۱- مرحله اول – توجه : اولین گام در جریان هریادگیری توجه است .

۲- مرحله دوم – زبان گردانی : گام دوم در یادگیری ((زبان گردانی )) مطالب مهم است . زبان گردانی عبارت است از تبدیل مطالب شنیده یا خوانده شده به زبان مشخص و معنی دار . این کار را می توان از طریق برگرداندن مطالب به زبان خودمان یا ایجاد تصویری در ذهن از مطالب مزبور انجام داد .

۳- مرحله سوم – پیوند مطالب جدید با دانسته های قبلی : مرحله سوم در یادگیری کلامی بسیار مهم است . اگر به مطلبی توجه کرده و آنرا به زبان خود برگردانده باشید . بازهم بیش از چند لحظه در خاطرتان باقی نخواهند ماند. برای فراموش نکردن و بخاطر سپردن چنین مطالبی در حافظه بلند مدت ، باید از مکانیسم پیوند استفاده کرد. منظور از پیوند ایجاد ارتباط بین مطالب جدید و دانسته های قبلی است .

●ویژگیهای راههای بهبود حافظه

الف : اصول استفاده از حافظه

ب : بهداشت حافظه

ج : اصول اولیه مطالعه

د : درک و یادگیری و یاد سپاری

الف -اصول استفاده از حافظه :

۱-آموزش : به وسیله آموزش می توان عمل فراگیری یا بهره گیری از حافظه را که یک فعالیت مستقیم و قابل کنترل است افزایش داد. www.zibaweb.com

۲-علاقه:اگربه موضوعی علاقمند باشید بهتر آن را یاد می گیرید.موضوع مورد مطالعه و همچنین میزان علاقه ای که خواننده نسبت به مطلب دارد ، در بخاطر سپاری آن مطلب در حافظه تاثیر زیادی دارد بخاطر سپردن موضوعات مورد علاقه در حافظه به سهولت انجام می گیرد . و همچنین به آسانی می توان آنها را بیاد آورد بنابراین علاقه در یادگیری نقش دارد . هر چه قدر حافظه قوی داشته باشیدبه خاطر سپردن مطالبی که به آنها علاقه ای ندارید امکان پذیر نخواهد بود . فقط از راه ایجاد علاقه در خود می توانید از عهده این کار بر آیید.

۳-تمرکز حواس : داشتن تمرکز حواس هنگام یادگیری موجب می شود که مطالب آموخته شده بهتر در حافظه باقی بماند . اصولا" بدون داشتن تمرکز نمی توان مطلبی را به خوبی فهمید . باید هنگام مطالعه تمامی حواس خود را بر روی مطالب متمرکز کنید تا بتوانید آنها را به حافظه خود بسپارید . برای ایجاد تمرکز باید شرایط مطالعه را نیز رعایت کنید . در واقع با رعایت شرایط مطالعه موقعیت مناسبی را برای تمرکز و یادگیری بهتر مطالب ایجاد می کنید.

۴-طبقه بندی مطالب مورد مطالعه : (ارتباط ) :یکی از اصول حاکم بر حافظه اصل ارتباط و بهم پیوستگی است یعنی ، حافظه مطالب مرتبط و به هم پیوسته را بهتر در خود جای می دهد و هر چقدر آموخته های شما بیشتر با همدیگر ارتباط داشته باشند به همان نسبت به خاطر سپاری و بیاد آوری آنها آسانتر خواهد بود. حافظه به شکل زنجیره ای عمل می کند . بنابراین مطالب باید به صورت زنجیره ای ، پیوسته و در ارتباط باهم در آیند تا کار بخاطر سپاری و از آن مهمتر، عمل بیاد آوری راحت باشد.

۵-خوب درک کردن ( درک مفاهیم ):پرفسور ((ربروت توکه )) می گوید : ((درسی که کاملا" فهمیده شود از قبل یاد گرفته شده است .)) پس اگر مطلبی را بجای حفظ کردن بفهمید ،بهتر در حافظه ضبط و بایگانی می گردد.واصولا" اگرمتنی به خوبی درک شود ، کمتر فراموش می شود . قبل از آنکه بخواهید مطلبی را حفظ کنید ، ابتدا باید آن مطلب را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهید . و هنگامی که آنرا به خوبی درک کردید بخاطر بسپارید .

۶-اعتماد به نفس : اعتماد به حافظه نخستین گام تقویت حافظه است ، باید به قوی بودن حافظه خود اعتماد داشته باشید . باید از کاربرد کلمات و جملاتی که موجب تضعیف حافظه می شوند جدا" خودداری کنید . حتما" از گفتن جملاتی نظیر حافظه ام یاری نمی کند ، حافظه ام ضعیف شده است …. خودداری کنید. چرا که با گفتن این جملات ، به خودتان تلقین می کنید که واقعا" حافظه تان ضعیف شده است ، در آن صورت حافظه نیز به یاری شما نمی شتابد.

نتیجه : آنچه که در ذهن شماست نتیجه یادگیری و بخاطر سپاری صحیح است . بخاطر سپاری مهارتی قابل کسب است حافظه را می توان طوری تربیب کرد که موثرتر انجام وظیفه کند .کسانی که به روشهای یادگیری خود توجه بیشتر دارند و هنگام به خاطر سپردن مطلبی تمرکز حواس داشته باشند و مطالب را با نظم وترتیب در حافظه ضبط کنند آن موقع به خاطر آوری مطلب در آنها آسانتر خواهد بود.

ب - اصول بهداشت حافظه :

چگونه می توان یک حافظه بهتر داشت ؟یادگیری و حفظ مطالب به چند صورت امکان پذیر است ؟

چگونه می توان حافظه را به فعالیت وا داشت ؟

ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذائی و مراقبت دارد . همانطور که به وضع پوشش خود دقیق هستیم باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز دقت کنیم . هنگام کار و فعالیتهای ذهنی ،برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید موارد بهداشتی زیر را رعایت کرد :

۱-تاثیر تغذیه مناسب بر حافظه ( اعم از اکسیژن و غذا ) : تغذیه مناسب یکی از مهمترین عوامل در افزایش کارایی حافظه است . کلسیم و منیزیم و فسفر سه عنصر اساسی و ضروری برای حافظه به شمار می آید و باید با تغذیه مناسب مانند : جوانه گندم ، لبنیات ،جگر ، بادام ، گردو ، فندق ، سبزیجات و تخم مرغ می توان مواد مورد نیاز مغز را تامین کرد . و در فعالیتهای شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی ، نان ، وقند بپرهیزید و تا حد امکان از غذاهای دارای پروتئین مانند تخم مرغ ، گوشت – جگر سیاه و ماهی استفاده کنید . به طور کلی در نظر داشته باشید که پرخوری و معده سنگین فعالیت ذهنی را سست و محدود می کند

۲-تاثیر دخانیات و مواد مخدر: استفاده از سیگار و دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود بلکه عمل طبیعی سیستم عصب و حافظه را مختل کرده و اثرات دائمی دارد و با عدم استفاده از آنها می توانیم کارایی حافظه را بالا ببریم .

۳-تاثیر استرس بر حافظه :استرس یکی از عواملی است که موجب رکود ذهن در مرحله فکر کردن می شود . استرس در دو مرحله مهم باعث اخلال در عمل حافظه می شود : یکی در مرحله ثبت اطلاعات و دیگری در مرحله یاد آوری اطلاعات . مسائلی چون مرگ یا حادثه ناگوار برای یکی از اعضای خانواده ، ترس ، خوشحالی بیش از حد و ازدواج می تواند بر کارایی حافظه تاثیر گذارد .

توجه : اکثر دانش آموزان موقع امتحان بیشتر به طرف پایین خیره می شود که این عمل کارایی حافظه را در یاد آوری مطالب پایین می آورد پس بهتر است که با چشمانی باز به گوشه بالا و چپ یا بالا و راست بنگرید . این عمل فیزیکی به نیمکره های مغز کمک می کند تا همکاری بهتری داشته باشند و امکان دستیابی شما به اطلاعات را فراهم آورند .

۴-تاثیر استراحت در حافظه : هنگام مطالعه نباید خسته باشید ، اگر احساس خستگی می کنید کمی باید استراحت کنید و بعد مطالعه را شروع کنید . پس از یادگیری نیز حتما" استراحت کنید تا آموخته های شما مجال استحکام و پایداری در حافظه را پیدا کنند و از به وجود آمدن عامل تداخل جلوگیری شود.

۵-تاثیر آرامش در حافظه : تا حدممکن در هنگام مطالعه آرامش بیشتری داشته باشیدچون در وضعیت آرامش ، امواج آلفا که بین ۱۳-۸ هرتزاست در مغز منتشر می شود . در این حالت انسان می تواند از حداکثر نیروهای مغز خویش بهره جوید و یادگیری و بخاطر سپاری را تسهیل بخشد . در ضمن حفظ آرامش و حالت طبیعی ارگانیسم کارکرد طبیعی مغز و اعصاب را نیز تسهیل می کند.

ج- اصول اولیه مطالعه :

اولین اصل قبل ازشروع مطالعه چیست ؟ چگونه می توان بازده مطالعه را افزایش داد ؟ نحوه تفکرات واراده چه نقشی در مطالعه و کارهای روزمره دارد؟ و بهترین زمان و مکان مناسب برای مطالعه چیست ؟ یکی از ضروری ترین و کاملترین ابزار پیشرفت انسان مطالعه است برای اینکه بتوانید مطالعه بهتری داشته باشید تا بازیابی و بخاطر سپاری آن آسان باشد اصول زیر را باید رعایت نمائید :

۱-هدف : تیری که بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. قبل از شروع مطالعه باید حتما" هدف خود را مشخص کنید . زیرا وقتی که هدف خود را مشخص کردید آمادگی بیشتری برای خواندن و یادگیری خواهید داشت و داشتن هدف به شما کمک می کند تا در حین مطالعه دقت بیشتری داشته باشید و تمرکز حواس نیز بهبود می یابد ، بنابراین قبل از مطالعه هر کتابی ، هدف خود را به طور دقیق و واضح بیان کنید .

۲-برنامه ریزی : برنامه ریزی درسی ، این امکان را می دهد که بهتر ودر زمان مخصوص به خودش آن درس را بخوانید با طرح برنامه ، نظم خاصی به روند یادگیری خود می دهید . که این نظم خاص بمکانیسم حافظه در بخاطر سپاری مطلب کمک می کند.

۳- مکان و زمان مطالعه : مکان مطالعه باید آرام بوده ،از نور کافی برخوردار باشد و زمان مطالعه بهتر است موقع صبح باشد، حافظه وقع صبح فعال تر می باشد.

بنابراین قبل از شروع مطالعه باید هدف مشخص شود و به صورت معقول برنامه ریزی کنید و با علاقه وبدون هر نگرانی در اجرای برنامه نهایت سعی تان را بکار ببرید ورزش را به زندگی خود وارد کنید.

 

 

د - درک ، یادگیری و یادسپاری :

 

-چرا برای به خاطر سپردن مطالب یک کتاب ، چند بار آن را می خوانیم و پس از مدتی مطالب را فراموش می کنیم ؟

-آیا فهمیدن دلیل بریاد داشتن برای همیشه است و خلاصه نویسی به چه صورت باید انجام بگیرد؟

-رعایت کدام اصل بخاطر سپردن مطلب یک کتاب را برای همیشه امکان پذیر می سازد.؟

برای اینکه مطالب خوانده شده را در حافظه بلند مدت خود ضبط کرده و برای مدتهای طولانی – بدون مراجعه به اصل کتاب کل مطلب را به یاد داشته باشید و در مواقع لزوم با صرف وقت کمتر به یاد بیاورید می توان از روش خلاصه کردن و الگوهای یادآوری استفاده کرد.

۱-اصل الگوهای یادآوری : عبارت از درک مطلب و متن خوانده شده ونوشتن آنها به صورت کلمات کلیدی. این کار که همان خلاصه نویسی می باشد در هنگام مطالعه سبب افزایش تمرکز حواس و مانع از خواب آلودگی می شود و قدرت به یادسپاری مطلب را بالا می برد. بنابراین خلاصه نویسی و الگوهای یاد آوری که از اصول درک و یادگیری و یاد سپاری است دارای مراحل ذیل می باشد .

الف: یادداشت برداری : در یادداشت برداری نکات بصورت اصلی و فرعی نوشته می شوند بدین صورت که موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی شاخه های اصلی و فرعی می نویسید در اینجا از جمله نویسی پرهیز می کنید و از کلمات کلیدی استفاده می کنید . با توجه به اینکه یاداشت برداری و خواندن دو عمل مجزا می باشد و هر یک کار فیزیکی متفاوتی دارد لذا از خواندن توام با نوشتن پرهیز کنید زیرا در کار مغز اختلال ایجاد می کند .

ب – مرحله بازنگری و تکمیل : پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را بررسی، و آن را تکمیل و مرتب کرده ودر مرتب کردن سعی کنید کلمات کلیدی باهم ارتباط بیشتر داشته باشد.

ج – مرحله تعریف : بعد از آن دو مرحله متن اصلی را کنار گذاشته با نگاه کردن به الگوهای یاد آوری و کمک گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آنچه را یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح دهید. این مرحله مغز شما را پویا و فعال خواهد کرد .

د – مرحله تکرار و مرور : مرور و یاد آوری از فراموشی مطالب جلوگیری می کنند و حفظ و یاد آوری مطالب به همین عنوان است . اگر مطالب مرور وتکرار شود از فراموشی آن مطالب جلوگیری می شود .

بیش از ۹۰% از مطالب خوانده شده بعداز ۲۴ ساعت فراموش می شوند در حالیکه مرحله مرور مانع از فراموشی مطالب می شود . پس باید بعد از خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را تکرار و مرور کنید.

● اصول دیگر بازسازی و یادآوری :

۲- تداعی : برای بازسازی و یادآوری موضوعات جدید باید تداعی مناسب بین آنها بر قرار کنید، چون حافظه به صورت زنجیره ای عمل می کند پس باید هر یک از موضوعات را یکی از حلقه های زنجیر در نظر گرفت . آن وقت این حلقه ها را با کمک سیستم های تداعی بهم پیوند داد. اما از آنجا که هر چقدر این تداعی غیر منطقی تر باشد بهتر در حافظه باقی می ماند، بنابراین باید سیستم های تداعی را به صورت مضحک مبالغه آیز رنگهای غیر واقعی در آورد تا موضوعی بهتر در حافظه باقی بماند . بنابراین تداعی بین اطلاعات کمک بزرگی در بخاطر سپاری آنها می کند.

۳-تجسم : تداعی بین اطلاعات به تنهایی کافی نیست ، بلکه باید علاوه بر تداعی ، آنها را به وضوح و آشکارا در ذهن خود مجسم کنید . تجسم از اعمال نیمکره راست مغز است . بنابراین اگر در هنگام بخاطر سپاری از نیمکره راست مغز خود را نیز بهره بگیرید یعنی همزمان از دو نیمکره مغز خود استفاده کنید تداعی یادگیری و بخاطر سپاری اطلاعات چندین برابر می شود.

بنابراین به طور کلی داشتن هدف ، اعتماد داشتن ، علاقه ، سلامتی ، اکسیژن کافی ،دقت ، تمرکز ، استراحت ، خواب کافی ، آرامش ، مدت یادگیری برنامه ریزی ، یادگیری با فاصله – تصمیم به خاطر سپردن ، خوب درک کردن و… از عوامل موثر در بهبود به خاطر سپاری و بازیابی حافظه است .

● نتیجه

به خاطر سپردن ، مهارت و هنری است همانند حرف زدن ، خواندن و فکر کردن هر کسی می تواند با تلاش و آموزش اصولی بهبود حافظه که ذکر کردیم هر یک از این مهارتها یا همه آنها را در خود تقویت کرده و بهتر انجام دهد. زمانی بود که اگر به صفحه ای از یک کتاب نگاه می کردید محال بود حتی مفهوم یک کلمه را درک کنید ولی پس از گذشت سالهای دبستان توانستید هزاران کلمه خوانده و میلیونها جمله بسازید بنابراین استعداد و ظرفیت داشته اید که توانائی نوشتن و خواندن در شما شکوفا گردد اما برای اینکه کارایی حافظه شما بهبود یابد باید توجه کنید که همانگونه که اعضا جسمی بدن انسان اگر حتی جنب وجوش طبیعی و معمولی خود را از دست بدهند و یا این جنب وجوش متوقف گردد موجب بی حالی و سستی می شود تا آنجا که گمان می رود او مریض است و نیاز به درمان دارد ، حافظه را هم اگر مدتی رها کرده و او را برای یاد سپاری های مختلف بکار نبرید ، کم کم حالت پویائی خود را از دست داده و انسان احساس می کند که حافظه او کارایی لازم را ندارد .پس می توانید با رعایت اصول بهبود حافظه، میزان کارایی حافظه خود را بالا ببرید .

● اصول بهبود حافظه عبارتنداز :

۱- اصل استفاده از حافظه

۲- اصل بهداشت حافظه

۳- اصل اولیه مطالعه

۴- اصل درک و یادگیری و یاد سپاری

 

منابع :

1ـ سیف ، علی اکبر ( مترجم ) ، روش های مطالعه ، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات رشد ، 1364

2ـ میرعابدینی ، امیر ، ‹‹ چگونه درس بخوانیم ؟ چگونه امتحان دهیم ؟ ›› ، تهران ، نشر

چکامه ، 1371

 

 

3_ ANDERSON , J.R . AND BOWER , G.H ;

“ HUMAN ASSOCIATIVE MEMORY '

WASHINGTON , D.C ; WINSTON , 1963 .

4_ MASE , C.A ; THE PSYCHOLOGY OF STUDY , PELICAN BOOKS , 1982 .

 

شجاع عربان : کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

 

http://moshaverelorestan.persianblog.ir/

 

00000000000000000000000000

 

 

 

 

 

 

مرور چيست؟

 

 

فرض كنيد كه فردي، مطلبي را به طور دقيق مطالعه كرده است.

سوال: آيا كار تمام شده است؟  قطعاً خير!

- چرا؟

- به اين دليل كه جايگاه درك مطلب بعد از خواندن دقيق، بستري متزلزل و غيرقابل اعتماد است.

اين جايگاه در بهترين شرايط، تنها قابليت نگهداري مطالب خوانده شده، حفظ شده و درك شده را تا 2 روز دارد و پس از آن با يك افت سريع و تصاعدي، حذف مطالب آغاز مي‌شود.

اين جايگاه «حافظه كوتاه مدت»(1) نام دارد؛ حافظه‌اي مهم، اما موقت كه در مطالعه بايد به عنوان يك واسطه به آن نگريسته شود. واسطه‌اي كه وظيفه انتقال داده‌هاي ورودي از طريق مطالعه را به حافظه بلندمدت، به عهده دارد. www.zibaweb.com

 

● پس:

مكمل مطالعه دقيق هنر انتقال دادن مطالب خوانده شده به حافظه بلندمدت است. اساسي‌ترين راه در اين زمينه نيز مرور است. (3)

درست است كه با خواندن دقيق و يادگيري اصولي و درك عميق، 90 درصد از راه مطالعه را مي‌پيماييم؛ اما بايد حواسمان باشد اگر 10 درصد باقي مانده مسير تا مقصد نهايي را ادامه ندهيم، عملاً به هدف نرسيده‌ايم و كل تلاش انجام شده، بيهوده و ابتر مي‌شود. به بيان ساده، بيشتر آنچه را كه در زمان مطالعه به دست آورده‌ايم، به راحتي بر باد مي‌رود.

 

● مرور هدفمند و سازمان‌دهي شده:

اساسي‌ترين عامل حفظ مطالب خوانده شده است.

اطلاعات مهم حافظه كوتاه مدت را كه هنگام مطالعه به دست آمده، به حافظه بلندمدت منتقل مي‌نمايد.

زمان پايداري مطالب خوانده شده را در حافظه افزايش مي‌دهد.

قشر خاكستري مغز (كورتكس) را فعال مي‌كند.

مرور در كدام مرحله مطالعه صورت مي‌گيرد؟

مرور يكي از قسمتهاي مهم مرحله بعد از مطالعه است؛ يعني – بر اساس يك زمان‌بندي دقيق كه بعداً اشاره خواهيم كرد- پس از اينكه خواندن، يادگيري و درك كامل صورت گرفت، مرور شروع مي‌شود.

مرور، عامل يادگيري نيست؛ ولي يادآوري را تضمين مي‌كند.

 

● چه چيزي را بايد مرور كرد؟

اساساً در مرور، از يادداشت‌برداري‌هايي كه هنگام مطالعه تهيه كرده‌ايم، استفاده مي‌شود. البته مي‌توان از روي منابع اصلي (كتاب، جزوه و… ) هم مرور كرد كه اين كار نيز مفيد است؛ اما مرور هر قدر صحيح‌تر و دقيق‌تر انجام شود، تأثير آن قدرتمندتر و عميق‌تر خواهد بود.

 

● جايگاه مرور در فهم مطالب چيست؟

فهم، شامل دو سطح و مرحله است كه پس از هم به صورت مرتب صورت مي‌گيرد. سطح اول فهم، ورود و پايداري اطلاعات خوانده شده در حافظه بلندمدت است كه هدف از آن، دسترسي ارادي به اطلاعات خونده شده در هر زمان است؛ مثلاً در زمان برگزاري امتحان يا مباحثه يا تدريس، ما نياز به فراخواني كامل اطلاعاتي داريم كه قبلاً مطالعه كرده‌ايم.

فهم سطح اول، پيش‌نياز فهم اصلي يعني فهم سطح دوم است. هدف فهم سطح دوم، خلق است؛ يعني اينكه بتوانيم از اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت استفاده كرده و مطلب و مفهوم يا نظريه و فكر جديدي را خلق كنيم.

حال به وظيفه مرور دقت كنيد. مرور، وظيفه اجراي فهم سطح اول را بر عهده دارد؛ يعني پايداري اطلاعات در حافظه بلندمدت.

از آنجايي كه فهم سطح دوم بدون فهم سطح اول ميسر نمي‌شود، مرور و جايگاه مرور در فهم مطلب، كاملاً روشن و مشخص مي‌شود.

 

◊ مرور چگونه انجام مي‌شود؟

مهم‌ترين عامل در چگونگي مرور، رعايت زمان‌بندي آن است. براي مثال، گياهي تزييني را تصور كنيد كه در گلدان زيبايي قرار دارد. آيا با يك آبياري، ريشه‌هاي اين گياه مي‌تواند براي هميشه از مخزن گلدان خود تغذيه كند؟

مطمئناً خير؛ بلكه بايد مثلاً هر 3روز يك‌بار به اين گياه آب داده شود؛ زيرا با هر بار آبياري، نفوذ آب درخاك تا 3 روز مي‌تواند جوابگوي گياه باشد و اگر آبياري مرتب صورت نگيرد، شاهد پژمردگي روز به روز آن گياه زيبا خواهيم بود.

ذهن انسان هم نياز به آبياري منظم و مستمر دارد و با يك بار مطالعه، تا زمان بسيار اندكي ذهن مي‌تواند از اطلاعات ورودي استفاده كند. اگر اين اطلاعات ورودي را رها كنيم، پژمردگي ذهن و فراموشي مطالب، تنها نتيجه ممكن خواهد بود.

پس از گذشت 24 ساعت از زمان مطالعه، 70 درصد از محتواي خوانده شده فراموش مي‌شود. اين نقطه به قله فراموشي معروف است. پس حتماً بايد مطالب خوانده شده را يك روز بعد از مطالعه، دوباره مرور كرد تا پايداري مطالب حفظ شود.

به جدول زير دقت كنيد:

 

نوع مرور شماره مرور زمان مرور مدت پايداري اطلاعات

الزامي 1 1 روز پس از مطالعه 10 روز

2 10 روز بعد از مرور اول 1 ماه

3 1 ماه بعد از مرور دوم 4 ماه

4 4 ماه بعد از مرور سوم 1 سال

اختياري 5 1 سال بعد از مرور چهارم 2 سال

6 2 سال بعد از مرور پنجم 5 سال

7 5 سال بعد از مرور ششم 10 سال

8 10 سال بعد از مرور هفتم 20 سال

9 20 سال بعد از مرور هشتم 80 سال

 

در بخش مرور الزامي، چهار مرور منظم زمان‌بندي شده خواهيم داشت. مرور اول كه يك روز پس از مطالعه خواهد بود، باعث مي‌شود قشر خاكستري مغز فعال شود و محتواي مطالعه شده تا 10 روز در حافظه دوام يابد. پس مرور دوم، 10 روز بعد از مرور اول خواهد بود تا مطالب خوانده شده، به مدت يك ماه ديگر پايداري خود را حفظ نمايد.

مرور سوم، يك ماه پس از مرور دوم و مرور چهارم، چهار ماه پس از مرور سوم خواهد بود. مرور چهارم باعث مي‌شود يادآوري تمامي اطلاعات تا يك سال بعد از آن به راحتي انجام شود.

بخش مرور اختياري، براي افرادي است كه تمايل به استمرار طولاني مدت و پايداري هميشگي اطلاعات در حافظه بلندمدت خود را دارند.

 

تكنيك انباشتي تكراري

هرگاه قصد كرديد مطالعه درس جديدي را شروع كنيد، حتماً در ابتدا دروس گذشته را سريع مرور كنيد.

طبق تكنيك انباشتي تكراري، مطالعه دروس بايد مانند غذاخوردن به صورت لقمه لقمه باشد تا حافظه انسان، لحظه به لحظه در وظيفه خود موفق‌تر و دقيق عمل كند.

البته زمان مرور دروس گذشته، همواره بسيار كوتاه است و از 10 دقيقه تجاوز نمي‌كند. مرور بايد سريع، دقيق و با هدف تداعي مطالب مطالعه شده گذشته انجام شود. اين يك تكنيك عملي براي تداوم مرور است.

امام علي(عليه السلام) مي‌فرمايند:

هر كس پي در پي دري را بزند و پافشاري كند، (در به رويش باز مي‌شود) و داخل خواهد شد. (4)

 

براي مطالعه بيشتر:

1- شجري، ف؛ يادگيري خلاق؛ تهران، انجمن قلم ايران.

2- حسامي، احمد؛ نردبان ترقي؛ انتشارات طلوع انديشه.

3- حسيني، سيد محمدرضا ؛ روشهاي علمي در برنامه‌ريزي، مطالعه و يادگيري؛ انتشارات شلاك.

 

پاورقي‌ها: www.zibaweb.com

1- براي آشنايي بيشتر با حافظه‌ها مي‌توانيد به بروشور «از حافظه چه مي‌دانيم؟» مراجعه كنيد.

2- اين نمودار، حاصل تلاش دانشمندي به نام «ابينگ هاووس» است و به همين دليل، به «منحني فراموشي ابينگ هاووس» معرفي شده است.

3- البته روشهاي برجسته‌سازي، رابطه و تداعي، كاربرد سازي و … نيز براي انتقال اطلاعات از حافظه كوتاه مدت به حافظه بلندمدت، از اهميت بسزايي برخوردارند.

اما جامعيت، سرعت و پايداري طولاني مدت، مرور را به كاربردي ترين روش انتقال تبديل كرده است. (لازم به ذكر است كه مرور، روشهاي ذكر شده را نيز در خود جاي داده است.

4- تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ص 193، ح 3758.

http://www.bashgah.net/l به نقل از مجموعه بروشورهای خشت اول، شماره 6

*******************************

 

چه كنيم تا مطالب مطالعه شده را فراموش نكنيم

 

 

گروهي از دنش آموزان از فراموش كردن آموخته هاي خود ويا از اينكه مطلب را در جلسه امتحان به ياد نمي آورند گلايه دارند.اگر شما جزء اين دسته از دانش آموزان هستيد نكات زير مي تواند به شما كمك نمائيد تا دچار فراموشي نشويد.

بيشتر فراموشيهابدين علت است,مطلبي راكه خوانده ايدوارد حافظه بلند مدت شما نشده است يعني درحقيقت گول حافظه كوتاه مدت راخورده ايد.

اگر مي خواهيد چيزي را درست بياموزيد وفراموش نكنيد:

 

 

1 - موقع مطالعه تمركز داشته باشيد.

 

2-تمرين وتكرار پس از مطالعه را فراموش نكنيد.

 

3-مطالب خوانده شده راحتما مرور كنيد.

 

4-به محتوي ذهن خود با خواندن مطالب مشابه پشت سر هم نظم بدهيد.

 

5-از علائم ونشانه ها براي ياد آوري مطالب استفاده كنيد.

6 - استفاده از قلم وكاغذ هنگام مطالعه جهت تمركزحواس را فراموش نكنيد.

 

http://hamra.blogfa.com/post-1.aspx

 

****************************

 

 

 

چهل نکته مهم براي مطالعه

 

 

1. طبق برنامه مدرسه،درسهای هر روز را همان روز مطالعه نمائید.

2. هنگام مطالعه از روش نت برداری یا خلاصه نویسی استفاده کنید،به عبارتی یا مطالب مهم روی یک برگه یا در دفتری نوشته شود ویا اینکه در کتاب با مداد زیر آنها خط کشیده شود ویا با ماژیک مخصوص (فسفری)روی مطالب مهم علامت گذاری شود وطبق برنامه مرور شود.

 

3. همیشه مدتی قبل از شروع امتحانات مطالب کتاب راتقسیم بندی نموده وطبق برنامه چون مطالب کم است سعی شود بخوبی آنها را یاد بگیرید.

 

4. با توجه به اینکه در هر هفته می بایست کتابی مطالعه شود وبرای هر کتاب دو جلسه خواندن کامل ویک جلسه مرور در نظر گرفته شده است،خوب است که آن تقسیم بر دو شود ودر هر جلسه محدوده مورد نظر،طبق آنچه که در شماره دو گفته شد خوانده شود.

 

5. خوب است که درجلسه های چهارم ویا پنجم هرکتاب،قبل از شروع کردن درس جدیدو بخش جدید،آموخته های قبلی مرور شود.

 

6. برای مطالعه وکارهای خود،نظم وترتیب خاصی را در نظر بگیرید.هر روزی که کارها را برطبق برنامه انجام دادید وخوب بود،برای خود تشویقی در نظر بگیرید.مثلاً خوردن بستنی یا شیرینی یا هرفعالیت موردمورد علاقه ی دیگر،اما اگرکارها به هر دلیل از جمله تنبلی،ویا بی نظمی وبی هدفی انجام شد،برای خود تنبیهی در نظر بگیرید تا کارهاودرس،سرو سامان بگیرد.مثلاً:برای تببیه خود می توان از خوردن غذا یا میوه ی مورد علاقه یا تماشای فیلم ویا هرکار مورد علاقه و وقت گیر دیگر،خوداری کرد.

 

7. سعی کنید ازهمان ابتدا خود را عادت وملزم به اجرای برنامه کنید.www.zibaweb.com

 

8. قبل از مطالعه وضو بگیرید ودرس را بانام ویاد خدا شروع کنید.

 

9. موفقیت ها وپیشرفت های خود راهر چند اندک،در برگه یا دفترچه ای یاداشت کنید ودر موقع ناامیدی یا...آنها رامرور کنیدتابه آینده امیدوار شوید.

 

10.آن مطالبی را که یاد گرفته ایدخوب است که به دیگران یاد بدهید و اگر کسی نبود برای خود یا آینه یا هر فرد دیگری توضیح دهید.

«کسانی که با افکار خوب وعالی دمسازندهرگز تنهاوبی مونس نیستند.» ( سیدنی)

 

11.خود را به درس خواندن و آن چیزی که یاد می گیرید،تشویق کنیدو برای ارزش های خود ارزش قایل شویدوبرای حفظ آن کوشا باشید.

12. .سعی نمایید که طرح «یاداشت همراه کتاب»را برای همه کتابهای خود اجرا کنید. به این صورت که یک برگه کاغذ سفید به ابعاد9سانتیمتردر 13سانتیمترآماده کرده وآن را در اولین صفحه کتاب خود بچسبانید و تمرینها،سوالهاو کارهایی را که برای یادگیری آن کتاب باید انجام دهید در آن بنویسید،تا فراموش نکنید.

 

«دل منطقی دارد که عقل از آن بیخبر است.» (پاسکال)

 

13.از آنجا که خواندن سوره ی قدر و آیهَ الکرسی نقش بسیار مهمی در یادگیری و موفقیت شما دارد،خوب است که پس از هرنماز وهمیشه این دو را تکرار و مرور کنید و به خدا توکل کنید.

14.هر موقع که خسته شدیدو دلتان گرفت وناامید از هر کار وزندگی شدید قران بخوانید وبه معنی آن توجه کنید.

15.علم را برای خود علم بخوانید،نه برای ثروت یا پز دادن بلکه برای دل خود بخوانید وعمل کنید.

 

16 .مطمئن هستیم در کار ی که شروع کرده اید،موفق خواهید شد چون که با یاری خدا و علاقه به پیش می روید.

 

17.فرصتها و لحظه ها را به آسانی از دست ندهید،چرا که این فرصتها همیشه به وجود نیامده و نخواهند آمد. پس به قول شاعر:اکنون که در پیش توام دریاب،شاید که فردایی نباشد.

 

18.این عبارت را با خط خوش بنویسید ونصب العین خود قرار دهیدوعمل کنید :

«دانایی،توانایی است وخواستن،توانستن،پس بخوان تابتوانی»

 

19.برای اینکه در بین راه به خاطر خستگی ویا هر دلیل دیگر ناامید از ادامه راه نشوید،در اولین فرصت، انگیزه خود را در برگه ای یادداشت کنید وهر موقع که احساس کردید که درس خواندن فایده ای نداردآن انگیزه را که یاداشت کرده ایدمرورکرده تا دوباره جان تازه ای گرفته وبا نیرو ونشاط بیشتر کار را ادامه دهید.

 

«هیچ لباسی برازنده تر از تندرستی نیست.» حضرت علی(ع)

 

20.هر نکته یا سوالی که هنگام مطالعه ی هر درس با آن مواجه می شوید را دربرگه ای یا گوشه ای از کتاب یاداشت کنیدودر اولین فرصت آن را از کسی که می داند،بپرسید ویاد بگیرید.

21.برای یادگیری بعضی از دروس توضیحی و حفظی می توان از روش «بگو وگوش کن» استفاده کرد. به این صورت که مثلاً:شما چند صفحه ای از مطالب یا کتاب را می خوانید ،سپس آنچه را که فهمیدید،برای یک دستگاه ضبط صوت که روشن است ودر آن نوار کاست هم قرار دارد،توضیح داده،پس از آن،آنچه را که گفته اید گوش می کنید. با این کار هم مطالب را خوب یاد می گیرید وهم اینکه پی به مشکلات خود ونقاط ضعف خود می بریدو برای از بین بردن ضعفها تلاش بیشتری می کنید .

«شکست باید انرژی خفته را بیدار کند.» (رومن رولان)

22.برای یادگیری فرمولها ونکات مهم می توانید از روش« نبین واز برکن»استفاده کنید.به این صورت که ابتدا آن فرمول یا نکته مهمی یا عبارتی راکه می خواهید از بر کنید در برگه ای نوشته وبه مدت یک تا دو دقیقه به آن خوب نگاه کنید.سپس چشمهای خود را بسته وبا دستهای خالی بدون خودکار ومداد آنرا روی هوا بنویسید . با این روش همه مطالب مهم بطور مستقیم وارد حافظه بلند مدت شده و خیلی دیر فراموش می کنید.در روزهای بعد اگر آن مطلب را فراموش کردید به آن نگاه کنیدوبه همان صورت یاد شده تمرین وتکرار کنید تا برای همیشه سبز شود وهرگز آنرا فراموش نکنید.

 

23.روش G5روشی دیگر برای یادگیری است وآن به این صورت است که مطالبی را که خلاصه کرده ونت برداری کرده ایدبه صورت سوال وجواب در آورید ودربرگه های کوچکی«فیش های مخصوص»یاداشت کرده وآنها رادر معرض دیدخودقرار دهید.مثلاً:یک گیره ی لباس درکنارآینه ایکه روز به آن نگاه می کنید،نصب کنیدوهر چندروزیکبارمطالب آنراعوض کنیدوزمانیکه چشمتان به این مطالب افتادآنها رامرورکنیدتاهرگزآنهارافراموش نکنید.

 

 

« تندرستی در کم خوراکی و گرسنگی است.» حضرت علی (ع)

 

24.روش «اداره فکرویادگیری مادام العمر»روشی دیگر برای یادگیری است.به این صورت که شما می توانید بعضی ازصفحه های کتاب یا نکات خلاصه شده خود را در مکانهایی که حتی لحظات کمی نیز در آنجا حضور دارید مانند...به گیره نصب کنیدودر مدت کوتاهی که در آنجا هستید،آنها رامرور کرده ویادبگیرید.

 

25.همه این روشها آزمایش شده است وامتحان خود را پس داده اندوجزو مهمترین روشهای یادگیری هستندکه همه ی این هابه تلاش مستمروکوشش پیوسته شما را بستگی دارد پس سعی کنیدهمواره ازیک یادو روش ذکر شده استفاده کنیدومطمئن باشیدکه موفق خواهید شد.

 

26.خودتان راباورکنید.یعنی اینکه باور کنیدکه می توانید.مگرشمااز دیگران چه کم دارید؟اراده وتصمیم موفقیت که دارید،پس چرااز آن به خوبی استفاده نکنید؟

 

27.نمونه سوالهای امتحانی سالهای گذشته راپیدا کنید پاسخ آنها راهم پیدا کرده وبنویسیدویادبگیرید،چراکه حداقل 40درصدسوالها از سوالهای سال گذشته است ودیگر این که شما بانمونه سوال هاآشنا می شوید که هنگام مطالعه چه قسمت هایی را بیشتر مطالعه کنید ونکات مهم کدام قسمتها هستند.

 

28.برنامه درسی شبکه ی آموزشی تلویزیون راپیدا وبررسی کنیدوببینیدکه درسهای موردنظرشمارا درچه ساعاتی پخش می شود.آن را خوب نگاه کنید حتی اگرمربوط به دوره راهنمایی باشد.بدون شک مفیدفایده واقع خواهدشد.(کلاس خصوصی رایگان)

 

29.از فیلم های آموزشی که درباره ی درس هایی همچون ریاضی،عربی،زبان،دینی وقرآن فلسفه ومنطق و...که موجود می باشد استفاده کنید.

 

30.درس جغرافی را با نقشه یاد بگیریدواز نقشه های گنگ استفاده کنید تا مطالب بخوبی در ذهن شما جاسازی شود.

 

31.در جلسه امتحان تا آخرین لحظه بنشینید وخوب هم فکر کنید چرا که به قول معروف از این ستون تا آن ستون فرج است.

 

«هر روز چنان زندگی کن که گویی عمری جاودان داری» (مارسوس)

 

32.پاسخ همه سوالات را دربرگه امتحانی بنویسید وهیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید.هرچندکه اشتباه پاسخ بدهیدچرا که همین پاسخ شما از بی هیچی بهتر است.اگر هم ندانستید که چه بنویسیدهمان سوال را دوباره تکرار کنید ودر باره کلمه های سوال توضیح دهید.

 

33.سعی کنید از همین آغاز،خودتان را طوری عادت دهیدکه درس خواندن ومطالعه بهترین تفریح وسرگرمی باشد وبا آن خستگی های روزانه تان را ازبین ببرد.

 

34.«کتاب»بهترین دوست شما باشدو هرجا که می رویدتنها نرویداورا هم با خود به مهمانی ها ومحل کار و...ببرید وبه جای وقت تلف کردن با این و آن با کتاب صحبت ومشورت کنید.این کارشدنی است از فلش کارت وکتابهای کوچک جیبی می توانید استفاده کنید.

 

35.«کینه ای از هیچ کس به دل نگیرید»دل دریایی داشته باشیدوهمه راببخشید.چراکه گذشت ومردانگی خصلت مردان بزرگ است.www.zibaweb.com

 

«ساده ترین درس زندگی این است:هرگز کسی رامیازار»

(ژان ژاک روسو)

۳۶.همچون گذشته وهمیشه،در کارهایتان صداقت داشته باشیدتا موفق شوید.چرا که صداقت وراستی بزرگترین سرمایه است که ما رابه موفقیت وخوشبختی می رساند.

 

37.در زندگانی کاری و درسی که دارید،به فکردیگران نیز باشید وبه آنهاکمک کنید تا دیگران نیز به فکر شما باشندوبه شما کمک کنند،یعنی این که هرجا که هستید وبه هرجا که رسیدید،خدمت خدا وخلق خدا را فراموش نکنید.

 

38.گویند چو با مانشینی ما شوی،با گل نشینی گل شوی،باخار نشینی خار شوی. پس هر کس که نشست وبرخاست کنی؛مثال همان می شوی.پس خوب است که در زندگی با آدم های خوب واهل علم نشست و بر خاست کنید تا شما نیز جزو خوشبخت ترین هاوبهترین هاشوید.

 

39.همواره از کسی که از اوعلم می آموزید،تشکر وسپاسگذاری کنید تا اونیز بتواند از آنچه که می داند،بهترینش را دراختیارتان بگذارد.

 

40.آخرین ومهمترین نکته در یادگیری علم ودانش این که:خدارا هرگز فراموش نکنیدو هر کاری راکه می خواهیدآغاز کنیدبا نام ویاد خداباشدتاخداوندشما را در ادامه ی راه یادگیری بهتر یاری می کند.خدای رانیزشاکروسپاسگذارباشیدچراکه:شکر نعمت نعمتت افزون کند.

 

به نقل از ماهنامه نگاه

http://hamra.blogfa.com/

 

 

[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 7:32 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

۲۱ نکته انرژی بخش وموفقیت آمیز

در زندگی به همراه ۲۱ سخن از بزرگان

1) رویاهای بزرگ را در سر بپرورانید . فقط رؤياهاي بزرگ ميتوانند روح انسان ها را به حركت درآورند.(ماركوس ارليوس)

2) حس هدفمندي را در خود پرورش دهيد

كسي كه هدفي روشن داشته باشد حتي در ناهموارترين راه ها به جلو ميرود و شخص بدون هدف در هموارترين راه ها نيز پيشرفتي نخواهد داشت.(توماس كارلايل)

3) خود را داراي شغل آزاد بدانيد   من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم.(ويليام هنلي)

4) كاري را كه واقعاً دوست داريد انجام دهيد

وقتـي كاري را انجام دهيد كه واقعاً آن را دوست داريد ديگر حتي يك روز هم به زحمت دچار نخواهید شد.(برايان تريسي)

5) در كار خود هميشه بهترين باشيد

كيفيت زندگي شما ، صرف نظر از اينكه در چه حوزه اي كار ميكنيد ، بسته به اين است كه تا چه حد خود را متعهد ميدانيد در كار خود بهترين باشيد.(وينس لومباردي)

6) سخت تر و بيشتر كار كنيد

هر چه سخت تر كار كنم موفق تر ميشوم.(جيمز تربر)

7) خود را وقف يادگيري مادام العمر كنيد

يادگيري مستمر حداقل شرط لازم براي كسب موفقيت در هر زمينه اي است.(دنيس ويتلي (                     

8) ابتدا حق و حقوق خودتان را بپردازيد

بخشي از كل درآمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانيد آن را پس انداز و سرمايه گذاري كنيد ، بذر بزرگي در شما نيست.(كلمنت استون)

9) همه جزئيات مربوط به كارتان را ياد بگيريد

اگر در شغلتان مهارت بالائي به دست آوريد ، هيچ چيز مانع درآمد بيشتر و پيشرفت سريعتر شما نخواهد شد.(دان كندي)

10) خود را وقف خدمت به ديگران كنيد

اگر به ديگران كمك كنيد تا به آنچه ميخواهند برسند ، شما هم ميتوانيد در زندگي به آنچه ميخواهيد برسيد.(زيگ زيگلار)

11) با خود و ديگران كاملاً صادق باشيد

تفكر منبع اصلي ثروت ، موفقيت ، پيشرفتهاي مادي ، اكتشافات و اختراعات بزرگ و همه كاميابي هاست.(كلود بريستول)

12) بالاترين الويت هايتان را تعيين و سپس با تمام قوا روي انها تمركز كنيد

انسان غيرمتمركز در همه امورش ناپايدار است.(برايان تريسي)

13) سريع العمل و قابل اعتماد باشيد

كار خودتان را انجام دهيد ، اما در فقط در حد وظيفه ، بلكه اندكي بيشتر و از روي سخاوت. همين مقدار اندك به اندازه تمام كار ارزش دارد.(دين بريگز)

14) براي جهش از قله اي به قله ديگر آماده باشيد

برنده شدن يك چيز گاهگاهي نيست ، بلكه هميشگي است.(وينس لمباردي)                

15) انضباط فردي را در همه موارد اعمال كنيد

انضباط فردي يعني توانائي وادار كردن خود ، به انجام به موقع كارهائي كه بايد انجام دهيد. چه خوشتان بيايد و چه نيايد.(آلبرت هبارد)

16) خلاقيت و استعداد ذاتي خود را شكوفا كنيد

قدرت تصور از واقعيات برتر است.(آلبرت انيشتين)

17) با افراد درست در ارتباط باشيد

طي پنج سال آينده شما تغييري نخواهيد كرد مگر به دليل ملاقات با افرادي خاص و كتابهائي كه مطالعه ميكنيد.(چارلز جونز)

18) به بهترين نحو مراقب سلامتي خود باشيد

رمز خوشبختي داشتن ذهني سالم در بدني سالم است.(تئودور روزولت)

19) قاطع و عمل گرا باشيد

به جنگ درياي مشكلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد.(ويليام شكسپير)

20) هرگز شكست را يك انتخاب ندانيد

چيزي براي ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس.(فرانكلين روزولت)

21) در امتحانات پايداري قبول شويد

هيچ چيز نميتواند جايگزين پايداري شود. استعداد نميتواند : انسان هاي با استعداد ناموفق فراوانند. نبوغ نميتواند : نابغه هاي ناكام به صورت ضرب المثل درآمده اند. تحصيلات نميتواند : دنيا پر از تحصيل كرده هاي بيحاصل است. فقط پايداري و اراده داراي قدرت لايتناهي است.(كالوين كوليج)                   

 

 

[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 7:27 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

اداره کل آموزش وپرورش استان چهارمحال وبختیاری

کارشناسی تکنولوژی وگروههای آموزشی دوره متوسطه وراهنمایی

اداره آموزش و پرورش منطقه بلداجی

                         نمون برگ تهیه برنامه سالانه درس                                               سال تحصیلی 91-1390                       

 

 

نیازسنجی وتحلیل وضع موجود

 

 

طرح مسئله

 

 

علت یابی

 

 

راه کارهای مناسب

 

 

عنوان برنامه

عناوین فعا لیتها

زمان بندی اجرای فعالیت

شیوه ارزشیابی

نظرکارشناسی گروه ها

 

طراحی آموزشی (بهبود روش های یاددهی-یادگیری)

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

خلاقیت ونوآوری

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

نقد وبرسی کتبدرسی

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درآغاز سال تحصیلی

 

 

 

 

در طول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

سنجش وارزشیابی ونظارت

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

 

درطول سال تحصیلی

 

 

 

                                                                   

نام ونام خانوادگی اعضاگروه آموزشی                                                        امضا

 

 

                             امضا

[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 7:41 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

چرا همواره از انسان‏هاى خوشبخت مى‏پرسند: راز موفقیت شما چیست؟

بعضى از صاحب نظران معتقدند موفقیت مثلثى طلایى است؛ مثلثى که سه ضلع آن عبارتند از:

۱- نظم و آرامش

۲- برنامه ریزى و دقت

۳ -سرعت عمل و زمان‏شناسى

پرمودیترا مى‏نویسد: «حتى یک سازمان موفق امتداد سایه یک مدیر موفق است» در حقیقت هر انسانى ناخداى کشتى زندگى خویش است و زمانى موفق خواهد بود که خوب بیندیشد، خوب حرکت کند، خوب با تغییرات سازگار شود، خوب برنامه‏ریزى و خوب عمل کند.

ویلمام جیمز مى‏نویسد: «بزرگ‏ترین کشف نسل ما این است که انسان مى‏تواند با تغییر دادن نگرش خود زندگى‏اش را تغییر دهد.»

ما امروزه اغلب در شرایط شتاب هستیم و سعى داریم مسائل را حل کنیم؛ اما در واقع بر شدت آن‏ها مى‏افزاییم. از آن جا که همه چیز را مسئله مهمی مى‏دانیم، از یک درام به سراغ درامی دیگر مى‏رویم و بعد از مدتى به تدریج باور مى‏کنیم که همه چیز مسئله بزرگى است. به این مهم توجه نمى‏کنیم که طرز برخورد ما با مسائل روى چگونگى حل آن‏ها تأثیر مى‏گذارد. ما باید بیاموزیم که با مسائل راحت‏تر برخورد کنیم. اگر این نکته را بیاموزیم، مسائلى که حل ناشدنى به نظر مى‏رسند راحت‏تر و بى‏اهمیت‏تر به نظر خواهند رسید و حتى مسائل بزرگتر و به راستى استرس‏آمیز به قدر سابق انسان را ناراحت نمى‏کنند.

در این وادی گشتی بر زندگانی افراد موفق و تحقیقات اندک من نشلن داده است با رعایت 30 قانون زیر می توان در مسیر موفقیت قرار گرفت:

1. قانون انگیزه:

هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته های شما سرچشمه می گیرد. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص کرد تا با یک برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.

2. قانون انتظار:

اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقوع می پیوندد . شما همیشه هماهنگ با انتظارات تان عمل می کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تأثیر می گذارد.

3. قانون تمرکز:

هر چیزی را که روی آن تمرکز کرده و به آن فکر کنید در زندگی واقعی، شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که واقعاً طالب آن هستید.

4. قانون عادت:

حداقل 95 درصد از کارهایی که انجام می دهیم از روی عادت است. پس می

توانیم عادت هایی را که موفقیت مان را تضمین می کنند در خود پرورش دهیم؛

و تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهیم.

5. قانون انتخاب:

زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار

خود آزاد هستیم، کنترل کامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.

6. قانون تفکر مثبت:

برای رسیدن به موفقیت و شادی، تفکر مثبت امری ضروری است. شیوه تفکر شما

نشان دهنده ی ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

7. قانون تغییر:

تغییر ، غیر قابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قربانی آن.

8. قانون کنترل:

سلامتی ، شادی و عملکرد درست از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونمان به وجود می آید.

9. قانون مسؤولیت:

هر چه و هر کجا که هستید به خاطر آن است که خودتان این طور خواسته اید.

مسوولیت کامل آن چه که هستید ، آن چه که به دست آورده اید و آن چه که

خواهید شد بر عهده خود شماست.

10. قانون پاداش:

عالم در نظم کامل به سر می برد و ما پاداش کامل اعمالمان را می گیریم. همیشه از همان دست که می دهیم از همان دست می گیریم. اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.

11. قانون خدمت :

پاداش هایی را که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه

مستقیم دارد. هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار کنید و

توانایی های خود را افزایش دهید، در عرصه های مختلف زندگی خود بیشتر پیشرفت می کنید.

12. قانون علت و معلول:

هر چه به دلیلی رخ می دهد. برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی علت یا علت های به خصوصی وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را که بخواهید می توانید انجام دهید به شرط آن که تصمیم بگیرید که دقیقاً چه می خواهید و سپس عمل کنید.

13. قانون ذهن:

شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید. پس همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعاً طالب آن هستید.

14. قانون عینیت یافتن ذهنیات:

دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید.

15. قانون رابطه مستقیم:

زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز تفکر و احساسات درونی شما ، و عملکرد و تجارب بیرونی تان رابطه مستقیم وجود دارد. روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی شرایط مالی و موفیت های شما بازتاب دنیای درونی شماست.

16. قانون باور:

هر چیزی را که عمیقاً باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود. شما آن چه

را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلاً به عنوان باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید.

17. قانون ارزش ها:

نحوه عملکرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه که ارزش هایی را که واقعاً به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.

18. قانون تأثیر تلاش:

همه امید ها، رویاها، هدف ها و آرمان های ما در گرو سخت کوشی است. هر چه بیشتر تلاش کنیم؛ موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد.

19. قانون آمادگی :

در هر حوزه ای موفق ترین افراد ، آن هایی هستند که وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارها می کنند. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است.

20. قانون حد توانایی :

شاید برای انجام همه کارها وقت کافی وجود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست. هر چه بیشتر کار کنیم کارایی بیشتری پیدا می کنیم. اما باید اموری را بر عهده بگیریم که در حد توانمان باشد.

21. قانون تصمیم:

مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشیم.

22. قانون خلاقیت:

ذهن ما می تواند به هر چیزی که باور داشته باشد دست یابد . هر نوع یشرفتی در زندگی با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی ما در خلق ایده های جدید نامحدود است آینده نیز محدودیتی نخواهد داشت.

23. قانون استقامت:

معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شکست ها و ناامیدی

هاست . استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر به اندازه کافی استقامت کنیم، طبیعتاً سرانجام موفق خواهیم شد.

24. قانون صداقت:

خوشبختی زمانی به سراغ ما می آید که تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنیم. همواره باید با آن بهترین بهترین ها که در درون مان وجود دارد صادق باشیم.

25. قانون انعطاف پذیری:

در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دست یابی به آنها انعطاف پذیر باشید. درعصر تحولات سریع و رقابت شدید، انعطاف پذیری از

ضروریات است.

26. قانون خوشبختی:

کیفیت زندگی ما را احساسمان در هر لحظه تعیین می کند واحساس ما را تفسیر خودمان از وقایع پیرامونمان مشخص می سازد، نه خود وقایع. هرگز برای این که تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست. کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید.

27. قانون تعجیل :

ما همواره دوست داریم که هر چه زودتر به آرزوهایمان برسیم، به همیت دلیل است که در تمام عرصه های زندگی بی قراریم.

28. قانون فرصت:

بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های زندگی مان به وجود می آید. پس بزرگترین فرصت ها به احتمال زیاد همیشه در دسترس ماست.

29. قانون خود شکوفائی:

شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز

دارید بیاموزید. آن هایی که می آموزند توانا هستند.

30. قانون بخشندگی :

هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش به دیگران خدمت کنید خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد، آن هم از جاهایی که اصلاً انتظار ندارید. شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت خواهید شد که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 10:37 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

آشنایی با شرایط استرس زا در فصل امتحانات و راه های مقابله با آن

با فرا رسیدن ماه خرداد، دلهره دانش آموزان هم شروع می شود. آنان در هر سن و سالی که باشند بازهم چون نگرانی های مختلف مربوط به درس خواندن در ذهن شان شکل می گیرد دچار اضطراب و ترس از امتحان می شوند. گروهی از دانش آموزان عصبانی، افسرده، پریشان، ناراحت و مضطرب می شوند و گروهی دیگر، چنان آشفته و نگران می شوند که پاسخ سوالات ساده را هم از یاد می برند.

داشتن کمی اضطراب و دلهره در ایام امتـحانات امری طبیعی و معقـول است چرا که مـوجب حرکت و انگیـزه بچه ها برای یادگیری و موفقیت می شود. اما اگر این نگرانی به حدی برسد که تاثیر منفی بر روند آموزش روزانه آنان بگذارد و مانعی برای پیشرفت آنها شود، غیرطبیعی و نامعقول است. علت تشویش بیش از اندازه گروهی از دانش آموزان، عدم استفاده درست آنها از نیروی فکری - ذهنی شان است. آنها می توانند با کمی تلاش، برنامه ریزی و به کارگیری روش های گوناگون کاهش اضطراب موفقیت خود را در امتحان ها تضمین کنند.
اضطراب امتحان

اضطراب امتحان، حالت تشویش، نگرانی و هیجان ناخوشایندی است که اغلب دانش آموزان و دانشجـویان در ایام امتحانات بدان مبتلا می شوند. گاهی این اضطراب با سردرد، سرگیجه، دل درد، حالت تهوع، تپش قلب و تنگی نفس نیز همراه می شود.

اضطراب امتحان، اضطرابی است که با خودپنداره ضعیف دانش آموز درباره توانایی های ذهنی اش شناخته می شود و موجب کاهش عملکرد او در روزهای پایانی سال تحصیلی می شود. میزان قابل قبولی از تنش و دلهره در زمان امتحان می تواند سیستم عصبی خودکار انسان را فعال کند و موجب هوشیاری بیشتر او برای کسب موفقیت در امتحان شود. دلیل اصلی این اضطراب همیشه کم کاری، تنبلی و یا عدم تسلط بر محتوای درس ها نیست، بلکه گاهی دانش آموزان موفق، با انگیزه و درس خوان نیز دچار آثار منفی اضطراب ناشی از امتحان می شوند.
بسیاری از دانش آموزان قبول دارند زمانی که دقیق تر و عمیق تر مطالعه می کنند اضطراب امتحان در آنها به حداقل کاهش می یابد. این امر نیز بدان دلیل است که هر چه درباره موضوعی بیشتر بدانند مهارت و اعتماد بیشتری نسبت به دانسته های خود پیدا می کنند. داشتن اعتماد به نفس در زمان گذراندن امتحانات به منزله امید برای موفقیت است. به طور حتم، این گروه از دانش آموزان با اتکا به تلاش و کوشش خود می توانند با آرامـش و آسـودگی سـر جلسـه امتحان بروند و آزمون شان را با کمترین دلهره و تشویش بدهند.
باورهایی که موجب اضطراب دانش آموزان از امتحان می شود اغلب تصورها و نگرش های منفی و کاهش دهنده قوای ذهنی و انگیزشی هستند. برای مثال:

▪ اگر در امتحان قبول نشوم تمام اعتبارم را از دست خواهم داد.

▪ کاش اول سال درس ها را به طور کامل می خواندم.

▪ من یک بدشانس واقعی هستم و تمام سوالاتی که بلد نیستم، سر امتحان خواهند آمد.
▪ به طور حتم کمترین نمره کلاس نصیب من خواهد شد.

برای مقابله با چنین طرز فکرها و باورهایی، دانش آموز باید بلافاصله مداد و کاغذ به دست بگیرد و به نوشتن و خواندن درس هایش ادامه دهد. او نباید اجازه دهد که چنین تفکراتی مانع مطالعه و تلاش او برای یادگیری شود. به طور حتم، همین که دانش آموز مطلبی را بخواند یا مساله یی را حل کند، علائم نگرانی و اضطراب او کاهش خواهد یافت. او حتی می تواند به مقابله با این افکار برخیزد و در مقابل به خود بگوید، «من اکنون فقط باید به درس و تکلیفم توجه کنم و جایی برای منفی نگری و رشد افکار مخرب در ذهن ندارم».



والدین و مربیان هم می توانند با به کار بردن روش های زیر اضطراب امتحان را در کودکان و نوجوانان کاهش دهند:
۱) انجام تکالیف درسی، تمرین حل کردن،... باید از ابتدای سال تحصیلی با نظم و جدیت دنبال شود. اگر دانش آموزی در طول تـرم تحصیـلی خـود عمـلکرد ضعیفی داشته باشد، تذکرهای پشت سرهم پدر و مادر در ایام امتحان نه تنها هیچ کمکی به کودک یا نوجوان نمی کند، بلکه موجب ترس و آشفتگی بیشتر او هم می شود.
۲) هر گونه سخت گیری بی مورد و تنبیه دانش آموز به دلیل نگرفتن نمره های عالی، باعث تشدید اضطراب درونی دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان می شود. راه حل نمرات پایین بچه ها در تنبیه کردن آنها نیست، بلکه در یافتن راهی برای رفع علت اصلی آن است که همانا ضعف یادگیری کودک است.
۳) ترس از شکست و عدم قبولی در دانش آموزانی رشد می کند که فکر موفقیت و اول شدن، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است. اگر پدر و مادر خواسته ها و معیارهایی دور از توان و استعداد کودکانشان داشته باشند، آنان را چنان نگران و پریشان می کنند که راه دستیابی به موفقیت برایشان غیرممکن و سخت جلوه می کند.
۴) هیچ گاه تفاوت های فردی بین کودکان را نادیده نگیرید و مرتب نمره های آنها را با هم مقایسه نکنید؛ زیرا همین امر موجب ناراحتی، فشار روانی و بدبینی نسبت به یکدیگر در آنها می شود. برای تشویق بچه ها به درس خواندن می توان به آنها دلگرمی داد و با حمایت های کلامی مثبت خود آنها را نسبت به استـعدادهای بالقوه شان آگاه کرد تا بدین ترتیب، ریشه های ترس و اضطراب را - که عامل بسیاری از مشکلات روانی است - در آنها از بین برد.
۵) ایجاد آمادگی در بچه ها و فراهم آوردن شرایط و امکاناتی که آنها بتوانند با آرامش و راحتی به مطالعه و درس بپردازند، می تواند ترس و اضطراب ناشی از امتحان را کاهش دهد.

روش های صحیح مطالعه قبل از امتحان
گام اول تنظیم برنامه درسی مناسب برای گذراندن موفقیت آمیز امتحان هاست. برنامه ریزی درست به دانش آموز کمک می کند تا وقتش را با دقت بین درس های مختلف تقسیم کند و از انرژی ذهنی خود بهترین استفاده را ببرد. برای مثال، می تواند برنامه ریزی خود را براساس وقت بیشتر برای درس های مهم تر و یا وقت بیشتر برای درس هایی که در آن ضعیف است، مشخص کند. بدیهی است بیشتر خواندن و تمرین کردن، علاقه و انگیزه دانش آموز را برای یادگیری بیشتر خواهد کرد.
هنگام برنامه ریزی برای مطالعه درس ها باید توجه داشت که از شیوه تک درسی استفاده نشود، زیرا نه تنها دانش آموز را زود خسته و بی حوصله می کند، بلکه سطح یادگیری او را نیز کاهش می دهد. به جای این شیوه بهتر است مطالعه سه، چهار درس را در برنامه روزانه خود بگنجاند. هر چه تنوع در زمان بندی درس ها بیشتر باشد، نتیجه بهتری نیز دریافت خواهد کرد. همچنین دانش آموز باید به تناسب بین درس های انتخابی نیز توجه کند.
تمرین حل کردن ممتد و مطالعه کردن درس هایی که با عدد و فرمول سر و کار دارند یا درس های حفظ کردنی، روش موثری برای یادگیری نیست. ترکیب درس هایی مثل فیزیک، ریاضی، هندسه با درس های حفظ کردنی مثل تاریخ، جغرافی و ادبیات بهترین روش برای مطالعه محسوب می شود. هنگام مطالعه درس های حفظ کردنی، برای اینکه ذهن دانش آموز از موضوع اصلی دور نشود، بهتر است:
▪ موضوع درس را برای خود خلاصه کند.
▪ ضمن خواندن، پرسش هایی از متن درس درآورد.
▪ محورهای اصلی درس و نکات کلیدی آن را فهرست وار یادداشت کند.
▪ رابطه یی بین قسمت های مختلف درس در ذهن خود برقرار کند.
به طور معمول، بعد از هر یک ساعت مطالعه، ۱۵ دقیقه استراحت و تنفس نیاز است. قدم زدن در حیاط، نوشیدن یک لیوان آب میوه یا خوردن مقداری گردو و بادام تاثیری مثبت بر عملکرد مغز دانش آموز می گذارد. دیدن یک برنامه تلویزیونی مفرح بعد از دو ساعت تمرین ریاضی حل کردن می تواند موجب افزایش تمرکز و توجه دانش آموز بر مفاد درسی اش شود.

روش های کاهش استرس قبل از امتحان
▪ توجه به تغییرات فیزیکی بدن (مثل عرق کردن کف دست، افزایش ضربان قلب، برافروختگی صورت، تنگی نفس) و تغییرات روانی حاصل از اضطراب (مثل کاهش توجه و تمرکز، حواس پرتی و احساس تشویش و نگرانی) می تواند دانش آموز را نسبت به پاسخ های روانی - جسمانی خود هوشیار کند. او می تواند با توجه به حالت های عاطفی - هیجانی خود د رصدد کنترل آنها برآید و آن را به استرس مثبت (انرژی زا) تبدیل کند. برای مثال، توانایی های خود را باور داشته باشد، خود را با دیگری مقایسه نکند، سعی نکند نفر اول باشد (نفر اول، همیشه یک نفر است)، نسبت به خود قضاوت مثبت داشته باشد، مشکلات را درونی نکند و....
▪ خواب کافی می تواند از شدت اضطراب امتحان بکاهد. اغلب دانش آموزان به حداقل ۶ و ۷ ساعت خواب در طول شبانه روز احتیاج دارند و اگر آنها کمتر از این میزان بخوابند، بدنشان مستعد و آماده آسیب های روحی - جسمی خواهد شد. هر گونه بی نظمی در برنامه خواب یا کم خوابی موجب کاهش کارایی مغز و افزایش استرس می شود.
▪ تغذیه مناسب نیز تاثیری مستقیم بر عملکرد تحصیلی دانش آموز می گذارد. تحقیقات و پژوهش های مختلف نشان می دهند رژیم های غذایی ناسالم و ناکافی تاثیری منفی بر قابلیت فراگیری دانش آموزان، تمرکز حواس و هوشیاری آنان می گذارد. همان طور که می دانید برخی از غذاها آرامش بخش تر از سایر غذاها هستند.
شیر گرم، موز، حبوبات پخته، نان، کاهو، سبزی ها، ویتامین ها و املاح مختلف از جمله موادی هستند که مصرف آنها در شرایط استرس آور بالا می رود و نیاز بدن به آنها بیشتر می شود. دانه های مغزدار (بادام، نخودچی، کشمش، فندق، پسته، گردو) سرشار از منیزیم است و کمبود آن منجر به ناتوانی یادگیری می شود. از میان میوه ها هم سیب، آناناس و خرما به علت داشتن انواع ویتامین ها و مواد قندی تاثیری مثبت بر فعالیت های مغزی می گذارند. موادی که باید از مصرف افراطی آنها در روزهای امتحان پرهیز کرد، عبارتند از قهوه، شکر، شیرینی، گوشت های پرچرب (مثل سوسیس، کالباس) و نوشابه های کافئین دار.
▪ ورزش موجب کاهش تنش های عصبی و استرس می شود. ورزش منظم و سبک موجب افزایش گردش خون در بدن (به ویژه در مغز) و کاهش هورمون های استرس زا می شود. پیاده روی، دویدن، دوچرخه سواری، شنا و هر ورزش دیگری که موجب فعالیت بدنی و تحرک جسمانی دانش آموز شود می تواند همین تاثیر را داشته باشد.

روش های رفع استرس در روز امتحان
▪ سعی کنید زودتر از ساعت تعیین شده امتحان، در محل باشید.
▪ وسایل مورد نیازتان را به همراه داشته باشید.
▪ در صورت نیاز یک بطری کوچک آب به همراه داشته باشید.
▪ یادداشت های خود را که شامل نکات مهم درس، فرمول ها، تاریخ ها، نام های خاص و... است با خود همراه داشته باشید تا بتوانید پیش از امتحان مروری بر آنها بکنید.
▪ ساعت مچی خود را همراه ببرید تا متوجه مرور زمان بشوید.
▪ زمانی که آموزگار درباره نحوه چگونگی امتحان صحبت می کند، خوب گوش کنید. وقتی ورقه سوال ها را گرفتید، ابتدا نفس عمیقی بکشید و آن گاه تمام سوالات را بخوانید و سپس با در نظر گرفتن زمان امتحان، شروع به نوشتن پاسخ ها - از آسان به سخت - کنید. این کار به شما کمک می کند تا برآوردی از زمان و بخش های مختلف سوالات امتحانی داشته باشید. اگر نکته یی را نمی فهمید، نگران نشوید، همان ابتدای امتحان - قبل از آنکه شروع به پاسخگویی کنید - از آموزگار خود بپرسید.
▪ اگر آن قدر عصبی و مضطرب هستید که احساس می کنید هیچ چیز را به خاطر نمی آورید، بهتر است یکی دو دقیقه کاملاً آرام بنشینید و به موضوعات آرامش بخش فکر کنید. پس از چند دقیقه که توانستید به حالت عادی برگردید، مطمئناً تمرکز و توجه بهتری برای پاسخگویی به سوالات خواهید داشت.

در مورد پرسش های تشریحی
▪ ابتدا تمام سوالات را به دقت بخوانید.
▪ پاسخگویی به سوالات را از آسان به سخت شروع کنید.
▪ جواب پرسش ها را با توجه به دانسته ها و معلومات تان بدهید نه بر پایه حدسیات.
▪ سعی کنید از حاشیه روی پرهیز کنید و تنها اصل پاسخ را بنویسید.
▪ توجه به زمان داشته باشید و بیش از حد برای یک سوال وقت نگذارید.
▪ سوالاتی را که پاسخی برای آنها ندارید، کنار بگذارید و به بقیه پرسش ها بپردازید. در صورتی که وقت اضافه داشتید، می توانید با تمرکز بر سوال، پاسخ آن را پیدا کنید.
▪ پاسخ هر سوال را در جای خودش بنویسید.
▪ بعد از پایان پاسخگویی به سوالات، در صورت داشتن وقت، حتماً ورقه تان را یک بار مرور کنید.

در مورد سوالات چهار گزینه یی:
▪ ابتدا تمام جواب ها را به دقت بخوانید و سپس جواب درست را علامت بزنید، شاید پاسخ صحیح، گزینه چهارم باشد
▪ دقت داشته باشید، هیچ گاه سعی نکنید ارتباطی بین پاسخ های صحیح پیدا کنید.
▪ تنها زمانی که اطمینان دارید پاسخی که اول داده اید اشتباه است، آن را تغییر دهید.

منبع: مجله تندرستی - شماره بیست و چهارم - اضطراب


همه رویاهای ما می توانند محقق شوند اگر ما شجاعت دنبال کردن آن ها را داشته باشیم (والت دیسنی)

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 8:43 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

توصيه هاي كليدي جهت موفقيت در امتحانات

نويسنده: داوود سلطانعلي

سال تحصيلي با تمام فراز ونشيب هايي كه داشت رو به اتمام است و امتحانات پايان سال، آخرين مرحله سال تحصيلي به شمار مي آيد. قطعا دانش آموزان درصدد اين هستند تا با برنامه ريزي هر چه بهتر موفقيت خود را بيشتر نمايند. با دانستن برخي نكات كليدي اين موفقيت كاملتر مي شود و لذا به همين منظور توصيه هاي زير ارائه مي گردد؛

    -1 آغاز كار مطالعه با ياد خدا و به جا آوردن نماز واجب و تلاوت آياتي از كلام الله مجيد آرامش را در وجودتان ايجاد مي كند.

    -2 همواره سعي كنيد امنيت و آرامش را در خانه فراهم كنيد و براي مطالعه يك مكان آرام و بي سروصدا را مد نظر قرار دهيد.

    -3 در اتاقي كه مطالعه مي كنيد عوامل مزاحم از جمله تلفن ثابت، تلفن همراه، تلويزيون و... را از خود دور نماييد.

    -4 حتما وسايل و مكان مطالعه را قبل از مطالعه، مرتب و منظم نماييد. تنها وسايلي را كه واقعا مورد نيازتان مي باشد مقابلتان قرار دهيد.

    -5 در خود تمركز ايجاد نماييد و تمام حواس خود را در جهت مطالعه قرار دهيد.

    -6 از ميز و صندلي مناسب استفاده نماييد و هرگز از تختخواب خود به عنوان مطالعه استفاده نكنيد زيرا مطالعه كردن درمكان خواب يا در جاهاي بسيار نرم و راحت يا در حالت خوابيده و دراز كش اشتباه است. همان طور كه خوابيدن هم نبايد در محل مطالعه انجام پذيرد. اگر هنگام مطالعه احساس خواب آلودگي و ميل به خواب داشتيد حتما مكان مطالعه را ترك نماييد تا در همان جا خوابتان نبرد.

    -7 نوشتن افكار مزاحم روي برگه مرتبا فكر شما را از درس دور مي كند.

    -8 زمان و وقت مطالعه براي دروس حفظي در هر نوبت بين 45 الي 60 دقيقه و 60 الي 90 دقيقه در دروس مفهومي و تحليلي مي باشد.

    -9 بين نوبت هاي مطالعاتي خود حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت فكري و ذهني داشته باشيد و در مواقعي كه 90دقيقه مطالعه كرديد مي توانيد تا حدود 25 دقيقه استراحت نماييد.

    -10 در هنگام مطالعه زير نكات مهم خط بكشيد.

    -11 نمونه سئوالات امتحان سال هاي قبل را تهيه كنيد و به بررسي آنها بپردازيد تا با نحوه وسبك طرح سئوالات آشنا شويد.

    -12 اشكالات درسي خود را يادداشت كنيد و در روزهاي باقيمانده تا امتحانات و در فواصل امتحانات از دوستان و همكلاسي ها و اعضاي خانواده و در صورت دسترسي از معلم بپرسيد.

    -13 تكرار مطالب درسي قدرت ذهن شما را بيشتر مي كند

    -14 هميشه به خود تلقين كنيد كه توانسته ايد با مطالعه كافي و مفيد، نمرات بهتري بگيريد.

    -15 به دقت درس امتحان خود را مطالعه كرده و با تمام توان از فرصت بهره بگيريد و بدانيد از دست دادن چنين ايام مهمي جبران ناپذير نخواهد بود.

    -16 برنامه مطالعه خود را طوري تنظيم كنيد كه بعد از حداقل يك بار مطالعه دقيق و عمقي مطالب، حداقل يك بار مطالب امتحاني خود را مرور كنيد.

    -17 حتي المقدور برنامه مطالعه در ايام امتحانات به گونه اي تنظيم شود كه در شب امتحان استراحت به ميزان لازم وجود داشته باشد.

    -18 داشتن برنامه غذايي سالم و نشاط بخش و خوابيدن به اندازه كافي در راس برنامه هايتان قرار گيرد.

    -19 صبح روز امتحان، داشتن روحيه لازم فوق العاده مهم است. خسته و خواب آلود بودن و صبحانه نخوردن از جمله موارد مهمي هستند كه باعث مي شود دانش آموز در زمان برگزاري امتحان نتواند از پس پاسخگويي به سئوالات امتحان به نحو صحيح برآيد.

    -20 در زمان امتحان هر مسئله و مشكلي را كه بر ذهنتان موثر است و انرژي مفيد شما را كاهش مي دهد و ذهن را درگير مي كند حذف نماييد.

    -21 آرامش داشتن در روز امتحان فوق العاده اهميت دارد. افرادي كه كارهاي خود را منظم تر برنامه ريزي مي كنند و به انجام مي رسانند كمتر در شرايط تنش امتحان قرار مي گيرند.

    -22 با آمادگي كامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شويد.

    -23 با اطمينان خاطر در امتحان شركت كنيد، مثبت انديشي كنيد. همواره جملاتي مثل «آماده ام» و «به خوبي از عهده آن بر مي آيم» را چند بار تكرار و نگراني را از خود دور كنيد.

    -24 آرام ولي هشيار باشيد و در سر جاي خود با آرامش مستقر شويد.

    -25 قبل از پاسخ دادن به سئوالات، به خداي بزرگ توكل كنيد و به ياد داشته باشيد كه: «ياد خداوند آرام بخش دلهاست»

    -26 در ابتدا نگاهي گذرا به سئوالات بيندازيد

    -27 براي پاسخگويي به سئوالات از يك برنامه منظم پيروي كنيد. ابتدا سئوالات ساده و بعد سئوالاتي كه نمره بيشتري دارد و سپس سئوالاتي را كه مشكل تر هستند و جواب دادن به آنها وقت بيشتري مي گيرد و در انتها سئوالاتي را كه نمره كمتري دارند پاسخ دهيد.

    -28 در امتحانات تشريحي قبل از پاسخ دادن به سئوالات ابتدا خوب فكر كنيد.

    -29 در امتحانات تشريحي به اصل موضوع بپردازيد و به حاشيه نرويد.

    -30 در امتحانات تستي براي انتخاب پاسخ درست، فكر كنيد.

    -31 در زمان امتحان، زمان امتحان را مديريت كنيد.

    -32 زماني به سئوال، درست پاسخ خواهيد داد كه سئوال را به درستي بخوانيد و بفهميد كه سئوال از شما چه خواسته است.

    -33 پس از پاسخ دادن به كليه سئوالات يك بار ديگر سئوالات را چك و كنترل نماييد.

    -34 سعي نماييد به سئوالات با خودكار آبي پاسخ داده و حتما خوش خط بنويسيد.

    -35 در زمان امتحان اضطراب را از خود دور نماييد.

    مطمئن هستيم كه با تلاش بيشتر و سختكوشي مي توانيد به نتايج مطلوبي در امتحانات دست يابيد همان طور كه در قرآن كريم آمده است؛     ليس للانسان الاماسعي (موفقيت و پيروزي هر كسي در گرو تلاش اوست.)

    به اميد موفقيت هر چه بيشتر شما دانش پژوهان.

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 8:41 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

توصیه هایی مهم برای امتحان

امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و توانایی‌های شماست و شما می‌‌توانید از آن به عنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.

برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را بکار بندید:

با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه‌ی امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.

با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: " من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم. " نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دل‌شوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی هم‌چون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.

آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.

در ابتدا نگاهی گذرا به سؤالات بیندازید. حدودا 10% از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی ( در سؤالات ) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سؤالات زمان‌بندی کنید. در حالی‌که سؤالات را می‌‌خوانید، نکاتی که به ذهن‌تان می‌‌رسد و می‌‌توانید مفید باشد را در کنار آن‌ها یادداشت کنید.

برای پاسخ‌گویی به سؤالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سؤالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آن‌ها که نمره بیش‌تری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:

- مشکل تر هستند.

- جواب دادن به آن‌ها وقت بیش‌تری می‌‌گیرد.

- نمره کم‌تری دارند.

در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.

- ابتدا پاسخ‌هایی را که می‌‌دانید اشتباه است، کنار بگذارید.

- اگر تست نمره‌ی منفی ندارد، از بین پاسخ‌های باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.

- اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.

- شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می‌‌کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر اینکه واقعا به نتیجه‌ی قطعی رسیده باشید.

در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سؤالات خوب فکر کنید.

- ابتدا نکات مهمی را که راجع به سؤالات به دهنتان می‌‌رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.

- این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.

- سپس آن‌ها را تنظیم کرده و پاک‌نویس کنید.

در پاسخ به سؤالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.

- در جمله‌ی اول موضوع اصلی را بیان کنید.

- مقدمه ای برای آن بنویسید.

- سپس موضوع را با جزئیات بیش‌تری شرح دهید.

- به سؤال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیر ضروری و مثال‌های اضافی بپرهیزید.

10% از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.

- برای ترک کردن جلسه‌ی امتحان عجله نکنید.

- در انتها تمام سؤالات را مرور کنید.

 

- مطمئن شوید که به تمام سؤالات پاسخ داده اید.

- پاسخ‌ها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای کلمات و … را تصحیح کنید.

وقتی نتیجه‌ی امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.

- به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیش‌تر مطالعه کنید.

- برای امتحانات آخر سال، سؤالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.

- بهترین روش یادگیری را که برای شما مؤثر بوده، انتخاب کنید.

- روش‌هایی که برای شما کارآیی لازم را نداشته، کنار بگذارید.

- سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه‌ی مطلوب برسید.

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 8:40 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

شرایط و عوامل حفظ قرآن         نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي         

شرط‌هاي اصلي حفظ قرآن - گروهي بي‌آنكه روشي مطمئن و آزموده برگزينند به حفظ قرآن روي مي‌آورند و در ميانه‌ي راه با شكست و نوميدي روبه‌رو مي‌شوند. «روش درست» نوعي راه ميان‌بر براي رسيدن به مقصود است. به همين دليل، آنان كه كارهايي چون شنا، خطاطي و نقاشي را زير نظر استاد و با روش درست فرا مي‌گيرند، در كم‌ترين زمان به نتيجه دست مي‌يابند. راز موفقيت در حفظ قرآن نيز روش درست است. روشي كه در اين بخش ارائه مي‌شود، تا حدود زيادي مي‌تواند شيفتگان حفظ قرآن را ياري دهد. پيش از تعيين روش، نگاهي گذرا به شرط‌ها و عوامل حفظ ضروري مي‌نمايد.

قدم گذاشتن به حوزه‌ي حفظ قرآن به مقدماتي نياز دارد. اين مقدمات اساسي است و پيمودن مسير حفظ بدون آن‌ها كاري دشوار و توان‌فرسا مي‌نمايد. شرط‌هاي حافظ عبارت است:

1. اشتياق قلبي

شرط اصلي حفظ، اشتياق قلبي است. شوق و علاقه بسياري از سختي‌ها را آسان مي‌كند و فرد را اميدوار مي‌سازد. سر اين‌كه در صدر اسلام مسلمانان قرآن را سريع به خاطر مي‌سپردند، علاقه‌ي خاص آنان به كلام الاهي و حفظ آن بود. براي ايجاد اين اشتياق، توجه به دو نكته‌ي زير گريزناپذير است: الف: آثار و نتايج حفظ قرآن ب: تشويق و اعطاي جوايز.

تشويق و اعطاي جايزه، به ويژه در كودكان، بسيار كارساز است و آتش اشتياق را در آن‌ها بر مي‌افروزد.

2. عزم و پشتكار

بيش‌تر مسلمانان و بلكه همه‌ي آن‌ها به حفظ قرآن علاقه‌ي بسيار دارند. اشتياق شرط لازم است نه كافي. بايد علاقه با عزم و پشتكار همراه شود تا سودمند افتد. عزم غير از نيت و خواستن است و به طور معمول توانستن به ارمغان مي‌آورد. نقش پشتكار در حفظ قرآن چنان است كه مي‌توان گفت: حفظ قرآن به استعداد قوي بستگي ندارد و تنها به پشتكار و عزم راسخ نيازمند است. بايد پشتكار داشت و سختي‌ها را تحمل كرد؛ زيرا خداوند مي‌فرمايد: «اِنَّ مَعَ الْْعُسْرِ يُسْري.»[1] بي‌ترديد با دشواري آساني است.

3. نظم و برنامه‌ريزي

علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «اُوصيكُمْ بِتَقْوَي اللهِ وَ نَظْمِ اَمْرِكُمْ.»[2] شما را به تقواي الاهي و نظم دركارهايتان سفارش مي‌كنم.

اختصاص دادن يك وقت زنده و مهم براي حفظ قرآن در رسيدن به هدف نقشي بسزا دارد. بي‌ترديد افراد موقعيت‌هاي مختلف دارند و نمي‌توان در اين‌باره وقت و ساعتي مشخص را به همه توصيه كرد، اما استادان سفارش كرده‌اند دست كم وقت مناسبي به حفظ قرآن اختصاص يابد؛ وقتي تهي از گرسنگي، تشنگي و خستگي كه سحر و پس از طلوع فجر را بهترين مصداق آن شمرده‌اند. البته در كنار اين وقت اختصاصي استفاده از فرصت و تكرار آيات در اوقات ديگر كاري پسنديده و مورد سفارش حافظان با تجربه است.

4. آمادگي براي تكرار هميشگي

هركه در انديشه‌ي حفظ قرآن است، بايد خود را براي تكرار پيوسته‌ي آيات آماده سازد و اين كار را جدي بگيرد؛ زيرا تكرار رمز موفقيت و اساس حفظ قرآن به شمار مي‌آيد.

5. تعيين هدف

در تحصيل مدارج علمي، داشتن همت بلند ضروري است؛ براي مثال اگر كسي بخواهد فقيه، مفسر، فيلسوف، پزشك و مهندس شود، بايد هدفي فراتر از اين عنوان‌ها بگزيند تا دست كم به آنچه خشنودش مي‌سازد، دست يابد. اين سخن ـ كه بسياري از دانشمندان بر آن تأكيد ورزيده‌اند ـ در مسئله‌ي حفظ قرآن درست نمي‌نمايد. چنان‌كه حافظان باتجربه تذكر داده‌اند، در به خاطر سپردن آيات الاهي بايد هدف نزديك باشد. كسي كه مي‌خواهد قرآن حفظ كند نبايد هدفش را حفظ كل قرآن قرار دهد. اين هدف انسان را در ميانه راه با نوميدي و دلسردي روبه‌رو مي‌سازد و از ادامه‌ي مسير باز مي‌دارد. هرچه هدف نزديك‌تر باشد، احتمال موفقيت بيش‌تر است. بنابراين، بايد در آغاز راه هدف را حفظ سه تا پنج جزء قرار داد. وقتي با چنين ديدگاهي به حوزه‌ي حفظ گام مي‌نهيم، حجم آن كم‌تر مي‌نمايد و اشتياق به ادامه راه فزوني مي‌يابد.[3] پس از دست‌يابي به هدف اول، بايد تنها به پنج جزء بعدي انديشيد نه بيش‌تر. بدين ترتيب، مي‌توان با عشق فراوان جزءها را يكي پس از ديگري به خاطر سپرد و سمت حفظ كل قرآن گام برداشت.

عوامل مؤثر

آنچه گذشت، شرط‌هاي اصلي حفظ قرآن بود به گونه‌يي كه اگر خللي بدان‌ها وارد آيد، امكان‌پذير نيست. در اين فرصت، به عواملي كه «حفظ» را مفيدتر و پربارتر مي‌سازد، مي‌پردازيم.

1. نماز حفظ قرآن

حفظ كتاب خداوند، توفيقي است كه جز به ياري آن حضرت رفيق راه انسان نمي‌شود. بدين سبب، نماز، دعا[4] و توسل را از ضرورت‌هاي مسير حفظ شمرده‌اند. مرحوم طبرسي در مكارم الاخلاق به دو نوع نماز اشاره كرده است: يكي نماز تقويت هوش و حافظه و ديگري نماز حفظ قرآن. درباره‌ي نماز حفظ قرآن مي‌گويد: شب يا روز جمعه چهار ركعت نماز مي‌گزاري؛ در ركعت اول سوره‌ي حمد و بس، در ركعت دوم حمد و حم‌دخان، در ركعت سوم حمد و حم‌سجده و در ركعت چهارم حمد و تبارك الملك. بعد از پايان نماز، نخست خداوند را ستايش مي‌كني. سپس بر پيامبر و خاندانش درود مي‌فرستي و براي مؤمنان صد بار آمرزش مي‌طلبي.

آن‌گاه مي‌گويي:«اللّهمَّ ازْجُرْني بِتَرْكِ مَعاصيكَ اَبَداً ما اَبْقَيْتَني وَارْحَمْني مِنْ اَنْ تَكَلَّفَ طَلَبَ مالايَعنيني وَارْزُقْني حُسْنَ النَّظَرِ فيما يٌرضيكَ عَنّي اللّهُمَّ بَديعُ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ ذَاالجلالِ وَ الاِكْرام وَ العِزَّةِ اللَّتي لاتَرامُ. يا اللّهُ، يا رَحْمنُ، اَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ وَ بِنوُرِ وَجهِكَ اَنْ تُلْزِمَ قَلْبي حِفظَ كِتابِكَ القُرآنِ المُنزَلِ عَلي رَسُولِكَ وَ تَرْزُقَني اَنْ اَْتْلُُوَهُ عَلَي النَّحْوِ الَّذي يُرضيكَ عَنّي. اللّهُمَّ بَديعُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ، ذاالْجَلالِ وَ الاِكْرامِ وَ العِزَّ الذَّي لايَرامُ. يا اللهُ، يا رَحمنُ، اَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ وَ بِنوُرِ وَجْهِكَ اَنْ تَنَّوَرَ بِكِتابِكَ بَصَري وَ تَطْلُقَ بِهِ لِساني وَ تَفَّرَجَ بِهِ قَلْبي وَ تَشْرَحَ بِهِ صَدري وَ تَسْتَعمَلَ بِهِ بَدَني وَ تُقَوِّيَني عَلي ذلِكَ وَ تُعينُني عَلَيْهَِ؛ فَاِنَّهُ لايُعينَ عَليَ الخَيْرِ غَيْرُكَ وَ‌لايُوَفَّقُ لَهُ اِلّا اَنْت. لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللهِ الْعَلّي العَظيمِ.»[5]

2. ايجاد آمادگي معنوي

وضو گرفتن، قصد قربت و رو به قبله نشستن، علاوه بر اين‌كه خود عبادت است، در روان حافظ تأثير مي‌نهد و او را از آرامش سرشار مي‌سازد.

3. بهره‌گيري از سحرگاهان

چنان‌كه نوجواني و جواني بهترين فصل حفظ مطالب است؛ هنگام صبح و نشاط اول روز برترين وقت حفظ به شمار مي‌آيد. در اين زمان، مغز انسان آماده‌تر است و بدن و طبيعت هر دو از آرامش خاص برخوردارند. افزون بر اين، در سحرگاه بركات فراوان نهفته است. وقتي امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ به فرمان هشام بن عبدالملك از مدينه سوي شام سفر مي‌كرد، گروهي از مسيحيان را ديد كه درون غاري گام مي‌نهادند، حضرت پرسيد: در چنين روزي عيد گرفته‌اند؟

گفتند: خير، به سوي يكي از دانشمندان خود مي‌روند. آن‌ها هرسال يك بار در چنين روزي او را از كوه خارج مي‌كنند و آنچه مي‌خواهند از وي مي‌پرسند. امام فرمود: آيا دانشي دارد؟

گفتند: آري، از داناترين مردم است. آن‌گاه حضرت چهره‌ي خود را پوشاند و با يارانش همراه مسيحيان سمت آن دانشمند نابينا و كهنسال حركت كرد، مرد كهنسال به ياري حس نيرومندش، سمت امام اشاره كرد و گفت: مرد، از ما هستي يا از امت محمد؟

امام فرمود: از امت محمد ـ صلي اللّه عليه و آله ـ . پير پرسيد: براي پرسيدن آمدي يا پرسيده شدن؟ امام فرمود: بپرس. مرد كهنسال بسيار پرسيد. و پاسخ شنيد. آن‌گاه گفت: بنده‌ي خدا، كدام ساعت نه بخشي از شب است نه بخشي از روز؛ و اگر از هيچ كدام نيست، چيست؟

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: فاصله‌ي طلوع فجر تا طلوع آفتاب نه جزئ شب است نه جزء روز. زماني از زمان‌هاي بهشت است كه در آن بيماران درمان مي‌يابند و روزي بندگان خدا تقسيم مي‌شود؛ و ساعت رحمت و خير و بركت است.[6]

از اين داستان در مي‌يابيم اين زمان زماني معنوي است و شايسته است حفظ قرآن در چنين وقتي تحقق يابد. خداوند مي‌فرمايد: «إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً»[7] نماز صبح مورد مشاهده است.

مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است.[8] بر اساس روايات شيعه و سني، در ميان نمازهاي روزانه نماز صبح مورد مشاهده‌ي فرشتگان شب و روز قرار مي‌گيرد؛ زيرا در آغاز صبح فرشتگان شب جاي خود را به فرشتگان روز مي‌سپارند و در اين تعويض جايگاه، نماز مردمان را ديده، بر آن گواهي مي‌دهند.[9]

براي بيدار شدن به هنگام طلوع فجر، توجه به نكات زير سودمند مي‌نمايد: الف: خفتن در اوايل شب ب: شب هنگام غذاي اندك خوردن ج: خواندن آيه‌ي آخر سوره‌ي كهف.

4. انتخاب مكان مناسب

اگر مكان مطالعه پر سروصدا، بسيار سرد يا بسيار گرم و نامناسب باشد، انسان دچار تشتت فكر مي‌شود. اين نكته در «حفظ قرآن» از حساسيت ويژه برخوردار است؛ زيرا حفظ قرآن به تمركز شديد فكر نياز دارد. البته پس از به خاطر سپردن آيات، تكرار آن به اين اندازه تمركز نيازمند نيست و مي‌تواند در مكان‌هاي شلوغ نيز تحقق يابد.

5. تمركز فكر

هنگام به خاطر سپردن قرآن، تمركز فكر بسيار ضرورت دارد.[1] . انشراح 94: 6.

[2] . نهج البلاغه، نامه 47.

[3] . ر.ك: چگونه قرآن را حفظ كنيم؟ علي شهريار، ص 29.

[4] . در اين‌باره دعاهايي از معصومان ـ عليهم السلام ـ نقل شده است. (ر.ك: مكارم الاخلاق)

[5] . مكارم الاخلاق، ص 341.

[6] . بحار، ج 46، ص 313.

[7] . اسراء 17: 78.

[8] . ر.ك: مجمع البيان، ج 6، ص 283.

[9] . ر.ك: نور الثقلين، ج 3، ص 201.

سيد مجتبي حسيني

 

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 13:22 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

چرا  به زنان پیامبر امهات المسلمین  گفته  شده و حق ازدواج ندارندآیا این مساله ظلم در حق زنان پیامبر (ص) نیست ؟؟

پاسخ :

۱)چون پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پدر روحانی امّت محسوب می شوند همسران ایشان نیز به خاطر او و به احترام آن حضرت مادر روحانی محسوب می شوند _ و پدر روحانی و مادر روحانی به کسانی گفته می شود که یک نوع حق معنوی بر دیگران داشته باشند و چه کسی را می توان یافت که بیشتر از پیغمبر(ص) بر گردن ما حق داشته باشند.

۲) در خصوص قسمت دوّم سؤال شما نیز عرض می شود اوّلا همچنانکه از شأن نزول آیات قرآن مورد نظر سورة احزاب فهمیده می شود که این آیات به این خاطر نازل شد که بعضی به عنوان انتقام جوئی وتوهین به ساحت مقدس پیامبر ( تصمیم ازدواج با زنان او را بعد از او گرفته بودند و از این راه می خواستند ضربه ای بر حیثیت آن حضرت وارد کنند.

ثانیاٌ : اگر این مسأله مجاز بود: جمعی به عنوان اینکه همسر پیامبر ( را بعد از او در اختیار خود گرفته اند ممکن بود این کار را وسیله سوء استفاده قرار دهند و به این بهانه موقعیت اجتماعی برای خود دست و پا کنند و یا به عنوان اینکه آگاهی خاص از درون خانه پیامبر( و تعلیمات و مکتب او دارندبه تحریف  اسلام پردازند و یا منافقین مطالبی را از این طریق در میان مردم نشر دهند که مخالف مقام پیامبر(  باشد ( که این مطلب مهم می باشد ).

و این خطر هنگامی ملموس تر می شود که بدانیم گروهی خود را برای این کار آماده ساخته بودند ، بعضی آنرا به زبان آورده و بعضی شاید تنها در دل داشتند و از جمله کسانی را که بعضی از مفسرین اهل سنت در اینجا نام برده اند ، طلحه است

خداوندی که بر اسرار نهان و آشکار آگاه است برای بر هم زدن این توطئه زشت یک حکم قاطع صادر فرمود و جلو این امور را به طور کلّی گرفت و برای تحکیم پایه های آن به همسران پیامبر ( لقب ام المؤمنین داد تا بدانند ازدواج با آنها همچون ازدواج با مادر خویش است.

با توجه به آنچه گفته شد روشن می شود که چرا همسران پیامبر لازم بود از این محرومیّت استقبال کنند؟!

در طول زندگی انسان ، گاه مسائل مهمی مطرح می شود که به خاطر آنها باید فداکاری و از خود گذشتگی از خود نشان داد و از بعضی از حقوق حقه خود چشم پوشید به خصوص اینکه همیشه افتخارات بزرگ مسئولیتهای سنگینی نیز همراه دارد ، بدون شک همسران پیامبر  افتخار عظیمی از طریق ازدواجشان با پیامبر  کسب کردند داشتن چنین افتخاری نیاز به چنین فداکاری هم دارد.

به همین دلیل زنان پیامبر بعد از او در میان امّت اسلامی بسیار محترم می زیستند و از وضع خود بسیار راضی و خوشنود بودند و آن محرومیت را در برابر این افتخارات ناچیز می شمردند ( با استفاده از تفسیر نمونه ج ۱۷ ص ۴۰۴ به بعد) به این دلیل که جضرت به همسرانش گفت : هر که نمی خواهد محرومیت ها را پذیرا باشد، از من طلاق بگیرد. (سوره احزاب آیه ۵۳) همسران عرض کردند: ما این محرومیت ها را پذیرا هستیم و افتخار همسری با شما را با چیزی عوض نمی کنیم.

 

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 13:15 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

اولا شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب های آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق می افتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در می آمدند. در این گونه ازدواج ها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود بیست سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد . آری این گونه ازدواج ها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود.
و ثانیا : این یکی از دروغ های روزگار است که عایشه در هنگام ازدواج کم سن و سال بود در این مورد گفته اند: پیامبر (ص) عایشه شش یا هفت ساله را به عقد خود درآورد و در نه سالگی با او عروسی کرد ؛ هم سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیش از شش یا هفت سال بود؛ هم در هنگام عروسی بیش از نُه سال داشت.
در مورد جملة نخست؛ (سن عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد)می گوییم:
اوّلاً : داده های تاریخی می گوید: سن عایشه در هنگام عقد، خیلی بیش از مقدار مذکور بود؛ به چند دلیل:
1- برخی از مورخان مانند ابن قتیبه دینوری نوشته اند: عایشه در سال 57 ، یا 58هجری و در هفتاد سالگی درگذشت(2)؛ پس در سال اوّل یا دوم بعثت متولد شده بود. تاریخ اجرای صیغه عقد را یک ماه پس از درگذشت حضرت خدیجه و بعد از عقد سوده بیان کرده اند(2). حضرت خدیجه در رمضان سال دهم بعثت از دنیا رفت و در شوال همین سال عایشه به عقد پیامبر درآمد(3). بنابراین عایشه در هنگام عقد حدوداً نه ساله بود؛ نه شش ساله.
2- عالمان اهل سنت از پیامبر دو روایت نقل کرده اند: یکی این که فرمود: دخترش فاطمه سرور تمام بانوان جهان است و دیگر این که درمورد عایشه فضیلتی را بیان داشت که دیگر زنان آن فضیلت را ندارند. چگونه می شود وقتی حضرت فاطمه سرور تمام بانوان جهان باشد، عایشه فضیلتی داشته باشد که دیگر زنان حتی حضرت فاطمه از آن محروم باشد؟! بین دو جمله ای که عالمان اهل سنت نقل کرده اند ، ناسازگاری وجود دارد. برخی از آنان همانند «طحاوی» که ناقل آن حدیث هستند، برای رفع ناسازگاری چاره اندیشی کرده و گفته اند: جملة دوم که دربارة عایشه فضیلتی را برشمرده است که دیگر زنان حتی فاطمه از آن محروم است، مربوط به زمانی است که فاطمه کوچک و نابالغ بود؛ یعنی در هنگامی از فضیلت عایشه یاد شد که حضرت فاطمه خردسال بود و آن فضیلت مربوط به افراد بالغ بود. همو می گوید : فاطمه در بیست و پنج سالگی درگذشت(4).
از این دو جمله استفاده می شود که حضرت فاطمه دو سال پیش از بعثت ولادت یافت و عایشه چند سال از حضرت فاطمه بزرگ تر بود. با این وجود اگر عایشه را دست کم سه سال از فاطمه (س) بزرگ تر فرض کنیم، می توان فهمید ولادت عایشه پنج سال پیش از بعثت بود، در این صورت زمانی که به عقد پیامبر درآمد، حدوداً پانزده ساله بود.
3- برخی از سیره نویسان همانند «ابن اسحاق» و «ابن هشام» که پیشگامان سیره نویسی هستند. می نویسند: عایشه بیستمین فردی بود که به پیامبر ایمان آورد. اینان می افزایند : پیش از عایشه خواهرش اسماء و پس از عایشه «خبّات بن اَرَّت» مسلمان شدند. (این امر در حدود سال چهارم بعثت و بعد از علنی شدن دعوت پیامبر رخ داد)، چنان که می افزایند: عایشه در این هنگام به سن تکلیف نرسیده و صغیره بود(5).
صغیره بودن به چه معناست؟ قطعاً به این معنا نیست که دورة شیرخواری را طی می کرده، چرا که در این دوره معقول نیست گفته شود اسلام آورد؛ باید در این هنگام سن عایشه حدی باشد که بتوان این نسبت را به او داد.
سن حضرت علی (ع) را در هنگامی که اسلام آورد، ده تا سیزده سال گفته و یادآور شده اند حضرت در این هنگام صغیر بود، «رجل» نبود. حال دربارة عایشه هم می بایست طوری سخن گفت که معقول باشد؛ یعنی سنش به اندازه ای باشد که بتواند اسلام بیاورد تا بگویند بیستمین مسلمان است ، اگرچه کم تر از سن بلوغ باشد. اگر بلوغ دختران نه سال است، ایشان در هنگام پذیرش اسلام مثلاً هشت ساله باشد. در این صورت هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، حدوداً پانزده ، یا شانزده ساله بود، نه شش ، یا هفت ساله.
ثانیا: اگر بپذیریم که هنگام اجرای صیغة عقد، شش یا هفت ساله بود، اجرای صیغه با اذن پدر بود. عقد با رضایت پدرش ابوبکر خوانده شد. چنین عقدی طبق قوانین پذیرفته شده آن زمان، نیز طبق قوانین اسلام، درست و مشروع است، اما اسلام می گوید: انجام امور زناشویی منوط بر این است که دختر به سن بلوغ برسد و خودش به اجرای صیغة عقد رضایت بدهد؛ در این صورت عقد صحیح است وگرنه باطل. بنابراین ، جهت اجرای صیغة عقد اشکالی وجود ندارد که سن عایشه، کم تر از سن بلوغ باشد.
ثالثا: در زمان پیامبر (ص) سن ازدواج دختران در همین حدود، معمولی و متعادف بود. عرب های شبه جزیره خوش نداشتند دختر دیر ازدواج کند و مدت ها در خانة پدر بماند. بلکه می کوشیدند دخترانشان را زودهنگام شوهر دهند و به خانة همسر بفرستند، تا خیالشان آسوده شود. بنابراین ازدواج دختران در سنین کم در ان عصر و زمان پسندیده و متعادف بود و هیچ اشکالی نداشت. اگر پیامبر در این مورد مرتکب اشتباهی می شد و کاری غیرمتعارف انجام می داد، بدون شک دشمنان حضرت سوء استفاده می کردند و آن را برضد رسالت پیامبر به کار می گرفتند. در تاریخ هیچ نشانی نیست که دشمنان قسم خوردة حضرت از این ازدواج برای کوبیدن شخصیتش بهره گرفته باشند، که دلیل است ازدواج حضرت با عایشه برخلاف عرف نبود.
اما در مورد جمله دوم (؛یعنی سن عایشه در هنگام عروسی) می گوییم:
به نوشتة همة مورخان و سیره نویسان عایشه در سال دوم هجری و پس از جنگ بدر به خانة پیامبر راه پیدا کرد و مراسم عروسی برگزار شد. نیز نوشته اند: عقد عایشه در ماه شوال سال دهم بعثت، سه سال پیش از هجرت و عروسی او در ماه شوال در سال دوم هجری رخ داد(6)؛ یعنی بین عقد عایشه با عروسی اش پنج سال فاصله بود. بنابراین اگر عقد عایشه در نه سالگی جاری شد، عروسی اش در چهارده سالگی صورت گرفت اما اگر عقدش در چهارده سالگی بود، ازدواجش در نوزده سالگی رخ داد. بنابراین به هیچ وجه نمی توان پذیرفت در نه سالگی همسر پیامبر شد!
دو نکته:
1- روایاتی که مربوط به کم بودن سن عایشه است، عمدتاً از وی نقل شده است. می دانیم زنان تمایل دارند سن خودشان را کم تر از آن چه هست نشان دهند! شاید کم نشان دادن سن عایشه، ریشه در همین نکته داشته باشد.
2- اگر بپذیریم عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد هفت ساله بود، در هنگام عروسی می بایست دوازده ساله باشد، نه نُه ساله، چون بیان شد تاریخ اجرای صیغه عقد، شوال سال دهم، سه سال پیش از هجرت و تاریخ عروسی سال دوم هجری در ماه شوال واقع شد. بنابراین دلیلی ندارد برخی از نویسندگان تفاوت بین تاریخ عقد و عروسی را دوسال قرار دهند.
اظهار شگفتی : جای بسی تعجب و شگفتی است که سیره نویسانی همانند ابن اسحاق و ابن هشام عایشه را در زمرة مسلمانان نخستین قرار دهند و او را بیستمین مسلمان برشمارند اما در جای دیگر بیان دارند که عایشه هفت ساله بود به عقد پیامبر درآمد و در نه سالگی در مدینه به خانه ایشان رفت!(7).
عموم سیره نویسانی که از نظر زمانی بعد از ابن اسحاق و ابن هشام قرار دارند، استناد به سخن ایشان مطالب ضد و نقیضی (که باعث خرده گیری دشمنان می شود) بیان داشته اند، از جمله «ابن قتیبه دینوری» در المعارف می نویسد : عایشه شش ساله بود که به عقد پیامبر درآمد و در سال دوم هجری ، هفده ماه پس از هجرت، در حالی که نه ساله بود وارد خانة پیامبر شد! بعد می نویسد: اودر سال پنجاه و هشتم هجری و در هفتاد سالگی درگذشت(8).
با تأمل در چند جمله مذکور، دو تناقض و ناسازگاری را می توان مشاهده نمود:
یکی ناسازگاری بین سال عقد و سال عروسی که می بایست پنج سال تفاوت داشته باشد، در حالی که در این متن به سه سال کاهش پیدا کرده است.
دیگری ناسازگاری بین سن ازدواج با هفتاد ساله بودنش در سال پنجاه و هشت هجری.
اگر در سال پنجاه و هشتم هجری ، هفتاد ساله بود، معنایش این است که عایشه در سال دوازدهم پیش از هجرت متولد شده باشد ، حال اگر ولادتش در سال دوازدهم پیش از هجرت باشد و در سال دوم هجری وارد خانه پیامبر شد، نتیجه می گیریم عایشه در هنگامی که وارد خانة پیامبر شد و عروسی کرد، چهارده ساله بود، در حالی که در آغاز به جای چهارده سال، نه سال را ذکر کرده است!
راستی چرا این گونه ناهمگون نوشته اند؟ شاید حُبّ و بُغض مذهبی و فضیلت تراشی برای این بانوی نامدار و تأثیرگذار در تاریخ اسلام یکی از عواملی باشد که برخی از نویسندگان به این لغزش روشن گرفتار شده اند؛ چرا که از سویی می خواهند به عایشه فضیلت مسلمانان اولیه را عنایت کنند و از سوی دیگر برسانند که پیامبر از آغاز محبت ویژه ای به عایشه داشت.
اما در مورد ازدواج های متعدد پیامبر (ص) و از جمله ازدواج با پیامبر باید دانست که اصولا هدف آن حضرت ، مسئله شهوت جنسی نبود ؛ زیرا پیامبر در اوج جوانی و کشش جنسی با زنی بیش از سن خود ازدواج می کند و تا سن 55 سالگی ، همان یک همسر را دارد؛بنابراین باید هدف پیامبر را در چیز های دیگر جستجو کرد.
یکی از آن ها هدف سیاسی – تبلیغی بود؛ یعنی با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسی واجتماعیش افزوده شود و از این راه برای رشد و گسترش اسلام استفاده نماید.
حضرت به خاطر دست یابی بر موقعیت های بهتر اجتماعی وسیاسی، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی‌های آنان وحفظ سیاست داخلی وایجاد زمینة مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی ازدواج ها رو آورد.
در راستای این اهداف پیامبر(ص) با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگِ «تیم»، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام‌حبیبه دختر ابوسفیان از قبیلة نامدار بنی‌امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی‌اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود. ازدواج مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیاری از خود به جا می گذارد.
در آن محیطی که جنگ و خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر «ابن‌خلدون» جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود،(9) بهترین عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پیوند زناشویی بود. به همین جهت پیامبر(ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر(ص) دشمن بودند، مانند بنی امیه و بنی اسرائیل،‌ ازدواج نمود. امّا با قبایل انصار که از سوی آنان هیچ خطری احساس نمی شد و آنان نسبت به پیامبر(ص) دشمنی نداشتند، ازدواج نکرد.
«گیورگیو» نویسندة مسیحی می نویسد: محمد(ص) ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان وسایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام‌حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه شد.(10)
پی نوشت====
1- ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص 134.
2- طبقات الکبری، ج 8،ص79.
3- همان، ص 58.
4- مشکل الآثار، ج 1، ص 47و52؛ سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام، ج ،ص264.
5- سیره ابن هشام، ج1،ص234.
6- طبقات الکبری، ج 8، ص 58.
7- سیرة ابن هشام، ج4، ص 214.
8- المعارف ، ص 134.
9- مقدمه ابن خلدون(ترجمه)، ج 1، ص 286.
10 محمد پیامبری که از نو باید شناخت، ص 207.

 

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 13:13 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

دختران و همسران پیامبر

پدید آورنده : مهدی خسروی ، صفحه 92

بر اساس آنچه از قرآن و گفتار و رفتار معصومان(ع) به دست می اید، زن و مرد، از هویت انسانی واحدی برخوردارند ؛ هدف از آفرینش، تکامل و سعادت هر دوِ آنهاست و در راه تعالی و رشد، دشمن مشترکی (شیطان) دارند .

پیامبر اسلام که رحمة للعالمین،1 اُسوة حَسَنه2 و دارای خُلق عظیم3 است، بر خلاف فرهنگ جاهلی، زنان را گرامی می داشت، با آنان مشورت می کرد، به پرسش های آنها پاسخ می داد، . . . و نسبت به آنها، کریمانه و خداپسندانه رفتار می کرد4 و توصیه های فراوانی در حقّ زنان امّت خویش داشته است.

همسران پیامبر

1. خدیجه، نخستین ازدواج: پیامبر در سن 25 سالگی، پانزده سال قبل از بعثت، با خدیجه که چهل ساله بود و از دو شوهر قبلی اش فرزندانی داشت، ازدواج کرد . وی به تعبیر خود پیامبر، بهترین زن پیامبر بود و تمام اموال و امکانات خود را در خدمت به دین محمّدی، در اختیار پیامبر قرار داد و با وی، عاشقانه زندگی کرد و پیامبر با وی هیچ مشکلی نداشت .

خدیجه، در سال دهم بعثت و در سن 65 سالگی فوت کرد و پیامبر، در آن زمان، پنجاه سال داشت. پیامبر(ص) تا خدیجه زنده بود، ازدواج نکرد و جز از خدیجه و ماریة قِبطیه، صاحب فرزند نشد . در زمان جاهلیت، خدیجه را « طاهره » می گفتند و پیامبر به او لقب « کبری » داد و تا پایان عمر شریفشان، پیوسته او را به نیکی یاد می کرد. از عایشه روایت است که: هر گاه پیامبر می خواست از خانه خارج شود، به یاد خدیجه می افتاد و او را به نیکویی یاد می کرد . روزی از ایام، حسادتم تحریک شد و گفتم: ایا او غیر از زنی پیر، چیز دیگری بود ؟ خداوند به جای او بهترش را نصیبت کرده است . پیامبر غضبناک شد، به طوری که موهای جلو سرش از شدّت غضب می لرزید و می گفت: «نه، به خدا سوگند ! بهتر از او را به من نداد . او به من ایمان آورد، در حالی که مردم، کفر ورزیدند ؛ مرا تصدیق کرد، در حالی که مردم تکذیبم کردند ؛ با مال خودش مرا یاری و همراهی کرد، در حالی که مردم محرومم کردند و خداوند از او فرزندهایی روزی من کرده، در حالی که مرا از فرزندان زنان دیگر، محروم کرد».

[ عایشه می گوید: ] عهد کردم که دیگر هیچ گاه از خدیجه، به بدی یاد نکنم5.

2. سوده: پیامبر پس از خدیجه، با سوده - که بیوه بود - ، ازدواج کرد . سوده با همسر اولش که پسر عمویش بود، در دومین هجرت تازه مسلمانان به حبشه، هجرت کردند . پس از چند ماه از بازگشت به مکه، شوهرش فوت کرد و سپس با پیامبر ازدواج کرد . او یک سال از پیامبر، بزرگ تر بود و این ازدواج، یک سال قبل از هجرت صورت گرفت . وی در نگهداری فاطمه(س) و خواهرش امّ کلثوم، کوشا بود.

3. عایشه: او دختر ابوبکر بود و در همان سال ازدواج پیامبر با سوده، در سن شش سالگی به عقد پیامبر درآمد و در سال دوم هجری در مدینه، مراسم عروسی انجام شد . او سه سال در خانه پیامبر بود، بدون آن که پیامبر، از او بهره زناشویی ببرد .

در میان زنان پیامبر، فقط عایشه بود که پیش از ازدواج با پیامبر، ازدواج نکرده بود و البته نازا بود و به همین دلیل، پیوسته به خدیجه و ماریة قبطیه، غبطه می خورد.

4. حَفصه: او دختر عمر بود . با شوهرش به مدینه هجرت کرد . شوهرش در جنگ بدر و اُحد، شرکت داشت و بر اثر زخمی در جنگ اُحد، فوت کرد . پس از آن، عمر، همسری او را به ابوبکر و سپس به عثمان - که از دوستان نزدیک و صمیمی اش بودند - پیشنهاد داد، ولی آنها قبول نکردند. عمر، شکایت آن دو را به پیامبر کرد . بعد از مدتی، پیامبر(ص) از حفصه خواستگاری کرد و با او در سال سوم هجرت، ازدواج کرد . حفصه با عایشه، همدل و همراز بود و این دو، باعث حوادث مختلفی در زندگی خصوصی پیامبر و نیز حیات سیاسی اسلام شده اند.

در نقل است که ایات اول تا چهارم سوره تحریم و ایات 28 و 29 از سوره احزاب، در شأن ایشان، نازل گشته است .

5. زینب، دختر خُزَیمه: شوهرش در جنگ اُحُد شهید شد . بعد از حفصه، در سال چهارم هجری، به ازدواج پیامبر درآمد و پس از دو یا سه ماه، در حیات پیامبر، فوت کرد .

6 . رَمله ( اُمّ حَبیبه): او دختر ابوسفیان و خواهر معاویه بود . با شوهرش به همراه مسلمانان به حبشه هجرت کرد و در آن جا صاحب دختری به نام حبیبه شد . از آن پس به او کُنیه اُمّ حبیبه دادند . در حبشه، شوهرش نصرانی شد و در آن جا فوت کرد . غُربت و مسیحی شدن شوهرش، او را رنج می داد تا آن که پیامبر، به نجاشی نامه نوشت و از راه دور، از او خواستگاری کرد و پس از بازگشتش به حبشه، در سال هفتم هجرت، با او ازدواج کرد.

ابوسفیان که روزگاری سخت ترین دشمن پیامبر بود، آن گاه که پیامبر با دخترش ازدواج کرد، از فرط شادمانی گفت: «شکست و خواری، بر این جوان مرد، مباد!».

7. هند، دختر حُذَیفه ( اُمّ سَلَمه) : شوهر او، ابوسلمه، دوست پیامبر بود و در سال دوم هجری، زمانی که پیامبر برای دستیابی به کاروان قریش به سرپرستی ابوسفیان، از مدینه خارج شدند، وی جانشین پیامبر در مدینه بود . او از هجرت کنندگان به حبشه بود . پس از بازگشت از حبشه به مکه، به تنهایی به مدینه هجرت کرد و همسرش اُمّ سلمه، یک سال بعد، به مدینه هجرت کرد و به شوهر پیوست . آنها صاحب دو پسر به نام های: سَلَمه و عمر و دو دختر به نام های: دُرّه و زینب بودند . اُمّ سلمه، پس از فوت شوهرش، خواستگاری ابوبکر و عمر را رد کرد.

پیامبر با او در حالی که چهار فرزند یتیم داشت، ازدواج کرد. امّ سلمه، همیشه سعی داشت که رضایت پیامبر را به دست آورد . او، خدیجه، فاطمه و علی را دوست می داشت و از آنان به نیکی یاد و دفاع می کرد. او تا سال 62 هجری، زنده بود و آخرین همسر پیامبر بود که از دنیا رفت .

8 . زینب، دختر جَحْش اسدی: او دختر عمّة پیامبر بود که به دستور پیامبر، به ازدواج زید بن حارثه درآمد . زید، غلامی بود که پیامبر(ص) او را آزاد کرد و سپس به فرزندی پذیرفت . زید و زینب، به دلایل شخصیتی و قبیله ای، نتوانستند زندگی مشترک را ادامه بدهند و زید، پس از سیزده سال زندگی مشترک، زینب را طلاق داد. وقتی که عدّة زینب تمام شد، پیامبر به فرمان الهی6، با او ازدواج کرد و پس از آن، سنّت جاهلی شکست و ازدواج با همسر پسر خوانده، جایز شد. البته در این داستان، ایة حجاب نیز نازل شد .

گفتنی است که زینب، اولین زن از زنان پیامبر بود که پس از رحلت ایشان، از دنیا رفت.7

9. جُوَیریه: در نبرد پیامبر با بنی المصطَلِق، اسیر و شوهرش کشته شد . در تقسیم غنائم، سهم ثابت بن قیس شد و با وی قرار گذاشت در قبال پرداخت مبلغ معینی، آزاد شود . جویریه برای تهیه پول، نزد پیامبر آمد . ایشان قیمت او را داد و آزادش کرد و سپس به ازدواج پیامبر درآمد.

وقتی این خبر، به مسلمانان رسید، آنها حدود صد اسیر قبیله بنی المصطلق را - که حالا دیگر از خویشاوندان پیامبر شده بودند - آزاد کردند .

10. صَفیه: در فتح خیبر، او به اسارت پیامبر درآمد و شوهر دومش، کشته شد . پیامبر(ص) او را آزاد کرد و بین « ماندن در خیبر و یهودی ماندن» و یا « اسلام آوردن و همسری پیامبر»، مخیر کرد. او اسلام آورد و با پیامبر ازدواج کرد و به برکت آن، بین یهودیان و مسلمانان، آشتی و دوستی برقرار شد . اسیران یهود، آزاد شدند و بسیاری از یهودیان به پذیرش اسلام، ترغیب شدند و مسلمانان رضایت دادند که اهل خیبر در آن جا بمانند و کشاورزی خیبر را به عهده بگیرند .

صفیه، زن با ادب و دانایی بود و به پیامبر، محبّت داشت و در نقل است که در وقت احتضار پیامبر، بیش از زنان دیگر اشک ریخت.

11. ماریة قِبطیه: او و خواهرش را حاکم اسکندریه، در پاسخ به نامه پیامبر (دعوت به اسلام)، به عنوان هدیه برای پیامبر فرستاد . آنها در سال هشتم هجری، به مدینه رسیدند و پیامبر، خواهر ماریه را به حسّان بن ثابت داد و خود ماریه، کنیز پیامبر شد. منزل او مانند همسران دیگر پیامبر، در نزدیکی مسجد نبود، بلکه در باغی در اطراف مدینه جای داشت. پیامبر، او را بسیار دوست می داشت و مانند همسران دیگرش به منزل او می رفت .

پیامبر بعد از خدیجه، فقط از ماریه، صاحب فرزند پسری به نام ابراهیم شد که چند ماه قبل از ارتحال حضرت، در 16 یا 18 ماهگی، از دنیا رفت؛ امّا این مسئله (تولد فرزند پسر)، سلامت مزاجی پیامبر را که مورد کنایه و طعنه برخی بود، ثابت کرد .

12. مَیمونه: یک سال بعد از صلح حُدَیبیه، طبق قرارداد با مشرکان مکّه، پیامبر و دو هزار مسلمانان همراه او، سه روز، جهت ادای عمره، در مکه اقامت داشتند . جلال و عظمت چشم گیر مسلمانان، اثر عجیبی در روحیه مردم مکه گذاشت، از جمله باعث شد میمونه - که بیوه زن بود - ، خود را به پیامبر ببخشد و به صورت افتخاری، با پیامبر ازدواج کند.

دلایل تعدّد زوجات پیامبر

در جزیره العرب، به دلایل فراوانی جنگ و غارت، نسبت زنان به مردان، بیشتر بود و نیز مشکلات اقتصادی خانواده ها و قبایل، باعث رواج پدیده چند همسری شده بود . در این میان، تنها پیامبر نبوده است که چند همسر داشته است، با این حال، با شرح کوتاهی که درباره هر یک از همسران پیامبر خواهد آمد (که در آن، نکات قابل توجّهی گفته شده است) و نیز ساده زیستی ایشان با همسرانشان، روشن می گردد که هدف و فلسفه این ازدواج ها، شهوت و امور جنسی، لذّت جویی و خواهش های نفسانی نبوده است .

برای تعدّد همسران پیامبر، دلایلی ذکر کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:

1. برقراری پیوند با قبایل عرب و کسب موقعیت بهتر اجتماعی برای تبلیغ و گسترش اسلام و جلوگیری از کارشکنی آنها . از این رو، پیامبر از قبایل مهم عرب و نیز از یهودیان مدینه (صفیه)، همسر انتخاب کرد و از انصار که نسبت به پیامبر دشمنی نداشتند، همسری نگرفت .

در فرهنگ عربستان، ازدواج، مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی بوده است .

2. تشویق مسلمانان به ازدواج با زنان سالمند و سرپرست و یتیم دار و نجات آنها از تنهایی و فقر، مانند داستان ازدواج پیامبر با اُمّ سلمه .

3. آزادی اسیران، مانند داستان ازدواج پیامبر با جویریه و صفیه که پیامبر، آن دو را آزاد کرد و سپس با آنها ازدواج کرد که نتیجة آن، الگو گرفتن مسلمانان و آزادی بسیاری از اسیران و کنیزان شد .

4. باطل کردن سنّت های جاهلی، مانند ازدواج پیامبر با زینب دختر جحش، زن پسر خواندة خویش (زید). گفتنی است که با نزول ایه سوم سورة نساء، مردان با رعایت عدالت فقط می توانند چهار همسر داشته باشند و همه ازدواج های پیامبر(ص) قبل از نزول این حکم بوده است و نیز با نزول ایه 52 سورة احزاب، پیامبر حق نداشت با زن دیگری ازدواج کند، حتی اگر همه زنانش را طلاق می داد .

رفتار پیامبر با همسرانش

این گونه نبوده است که همه زنان پیامبر، از آن روی که ایشان رسول خدا هستند، کاملاً تسلیم او باشند و در خانه پیامبر، هیچ مشکلی وجود نداشته است؛ بلکه پیامبر، با محبّت و اخلاق کریمانه و رفتار عادلانه، بر ناسازگاری آنها و مشکلات، پیروز می شدند .

پیامبر، طبق دستور خداوند،8 همسرانش را بین ماندن و تحمّل زندگی ساده پیامبر و بین طلاق گرفتن، مخیر ساخت که البته آنها همگی ماندن نزد وی را با هر شرایطی که او صلاح بداند، قبول کردند و نیز خداوند، به پیامبر اجازه داد که نوبت هر کدام از آنها را خواست، مقدّم یا مؤخّر سازد؛9 امّا با همه این اختیارات، پیامبر بین همسرانش، عدالت را رعایت می کرد؛ مهریه هر یک از آنها را چهارصد درهم قرار داد و ملاحظات قبیله ای، جوانی و پیری و . . . را نمی کرد؛ برای هر کدام، به صورت مساوی هزینه می کرد؛ هر شب را پیش یکی از آنها به صورت نوبتی و مساوی می ماند و در سفرها و جنگ ها با قرعه، یکی یا دو تا از زنان را همراه خود می بُرد .

پیامبر نسبت به همسرانش، خویشتندار بود و روحیات و علاقه ها و ویژگی های آنها را در نظر می گرفت و با بزرگواری، محبّت و مهربانی، از خطاهای آنها می گذشت. مثلاً وقتی می دید که عایشه، زن جوانی است و دوست دارد محبوب شوهر خود باشد، با الفاظی محبّت آمیز، محبّت او را به خود جلب می کرد و یا در مورد ام سلمه که دارای فرزندانی بود و بچه هایش را نیز بسیار دوست می داشت، احوال آنان را می پرسید و برای آنان اسامی جدیدی می گذاشت که نشانه اعتنا به آنان بود.10

دختران پیامبر

پیامبر از خدیجه، هفت فرزند داشت؛ سه پسر: قاسم، طاهر و طیب - که قاسم بزرگترین آنها بود - و چهار دختر: زینب، امّ کلثوم، رقیه و فاطمه - که فاطمه، کوچک ترین آنها بود - . پیامبر از ماریه قبطیه هم فرزندی به نام ابراهیم داشت که در 16 یا 18 ماهگی درگذشت .

همه پسران پیامبر از خدیجه، پیش از بعثت از دنیا رفتند؛ امّا دختران، دوران رسالت را درک کردند .

1. زینب، دختر بزرگ: او با ابوالعاص (پسر خاله اش)، پیش از بعثت، ازدواج کرد . پس از بعثت، ابوالعاص، ایمان نیاورد و در جنگ بدر، به اسارت مسلمانان درآمد . زینب، گردن بندی از مادرش خدیجه کبری، به عنوان فدیه به مدینه فرستاد . چون چشم پیامبر بر آن افتاد، متأثر شد و پس از کسب موافقت مسلمانان، ابوالعاص را آزاد ساخت و گردن بند را نیز پس فرستاد و از دامادش پیمان گرفت که زینب را برای هجرت به مدینه، آزاد بگذارد و او چنین کرد و زینب را به همراه یاران پیامبر، به مدینه فرستاد .

در سال ششم هجری، در حمله مسلمانان به کاروان تجاری قریش، ابوالعاص گریخت و خود را شبانه به مدینه رساند و به خانه زینب پناه برد . زینب، در مسجد و در حضور مسلمانان، پیامبر را از موضوع، آگاه ساخت . پیامبر، پناهندگی او را پذیرفت . ابوالعاص، با اموال قریش به مکه بازگشت و اموال مردم را بازگرداند و به مردم گفت که اسلام آورده است . او پس از چندی، در سال هفتم هجری به مدینه بازگشت و زندگی مشترک آن دو، آغاز دوباره ای یافت تا این که زینب، در سال هشتم هجری درگذشت . در سال 12 هجری، ابوالعاص نیز به او پیوست . از آنها پسری به نام « علی » و دختری به نام « اُمامه » به جا ماند، ولی از آنها، نسل پیامبر ادامه نیافت.11 گفتنی است که امام علی(ع) طبق وصیت حضرت زهرا (س)، بعد از ایشان، با اُمامه ازدواج کرد .

2 و 3 . رُقَیه و اُمّ کُلثوم: این دو، پیش از بعثت، به ازدواج دو پسر ابولهب، به نام های عُتْبه و عُتَیبه در آمدند . ابولهب، عموی پیامبر و از سرسخت ترین دشمنان آن حضرت بود . او همسایه پیامبر بود و با همسرش اُمّ جمیل، بر سر راه پیامبر، خار و خاشاک و زباله می ریختند.

پس از نزول سوره مَسَد در ذمّ آنها، ابولهب و زنش، پسران خود را وادار کردند تا از دختران پیامبر جدا شوند. پس از آن، رقیه، به ازدواج عثمان درآمد و با وی به حبشه مهاجرت کرد . در آن جا صاحب فرزندی به نام عبدالله شدند . پس از بازگشت از حبشه به مکه، نوبت به هجرت به مدینه رسید . خستگی این دو هجرت از تنشان در نیامده بود که عبدالله در شش سالگی از دنیا رفت و رقیه، بیمار گشت . عثمان، به جهت بیماری همسرش از جنگ بدر باز ماند ؛ امّا همان ایام، در سال دوم هجری، رقیه، فوت کرد .

در سال سوم هجری، عثمان با اُمّ کلثوم ( دختر دیگر پیامبر ) ازدواج کرد که بدین سبب، لقب " ذوالنّورین (دارای دو نور) " گرفت. اُمّ کلثوم در سال نهم هجری، در خانة عثمان، بدون به جا گذاشتن فرزندی، به دیار باقی شتافت.12

4. فاطمه (س): پیامبر به دستور الهی، چهل روز از همسر خود (خدیجه) کناره گیری کرد و در خانه ابوطالب، روزها را روزه داشت و شب ها را به عبادت سپری می گرد . در روز آخر، پیامبر با هدیه پروردگار که ظرفی از انگور و خرما بود، افطار کرد و نزد خدیجه رفت و وجود مقدّس زهرا (س) در رَحِم مادر شکل گرفت . از آن روز، خدیجه در وجود خود احساس آرامش می کرد، امّا نمی دانست که این آرامش، از کجاست تا این که در یکی از روزها احساس کرد جنینی در رحم دارد که با وی سخن می گوید .

در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت، وقتی درد زایمان، خدیجه را فرا گرفت و از تنهایی نگران بود (زیرا زنان قریش، از او کناره گرفته بودند)، ناگهان متوجّه شد که اطرافش چهار زن حاضر شدند: ساره (همسر ابراهیم)، آسیه (همسر فرعون)، مریم (مادر مسیح) و کلثوم (خواهر موسی) . آنان در تولّد نوزاد، کمک کردند. پیامبر، مولود تازه را بوسید و او را «فاطمه» نام نهاد .

دوران کودکی و شیرخوارگی زهرا در محاصره اقتصادی و زندگی در شعب ابوطالب گذشت که بر روح احساس و ظریف او تأثیر زیادی گذاشت. در پنج سالگی فاطمه، پیامبر و بنی هاشم از تنگنای شعب، نجات یافتند، ولی مشرکان و کفّار، تا آن جا که توانستند، پیروان پیامبر را آزار و شکنجه می دادند و فاطمه فهیم و کوچک، همه این مصائب را احساس می کرد و تحّمل می نمود.

در سال دهم بعثت بود که ابوطالب و خدیجه در فاصله کوتاهی، یکی پس از دیگری، از دنیا رفتند و فاطمه، دامن پر مهر مادر و نوازش هایش را - که اثر ناخوشایند صدمات را کاهش می داد - از دست داد و پیامبر نیز همسر محبوب و یار غمخوار خویش را و نیز عموی پشتیبان و مدافعش را - که تا زنده بود، کفّار قریش نمی توانستند به او آسیبی برسانند - .

در این زمان، پیامبر(ص) هم مشکلات خارج از خانه و اذیت و آزار دشمنان را باید تحّمل می کرد و هم مشکلات داخل منزل و سرپرستی فرزندان بدون مادر را . پیامبر، با سوده، ازدواج کرد . او نسبت به فاطمه، کم و بیش مهربان بود، ولیکن برای هر کودک یتیمی، دشوار است که به جای مادرش زن دیگری را مشاهده کند .

هر چه محرومیت فاطمه بیشتر می شد، اظهار محّبت پیامبر به همان نسبت بیشتر می گشت. در روایت است که پیامبر، تا صورت فاطمه را نمی بوسید، به خواب نمی رفت .

آزار و اذیت کفار قریش، به جایی رسید که در صدد قتل پیامبر برآمدند . با از جان گذشتگی علی نوزده ساله، پیامبر، به یثرب (مدینه) هجرت کرد و پس از دوازده روز، فاطمة هشت ساله و دیگران، به همراه علی به حضرت پیوستند . پس از رشد اسلام و موقعیت اجتماعی پیامبر، آرمان ازدواج فاطمه در سینه بزرگان و بزرگزادگان مهاجر و انصار، شعله ور شد؛ ولی پیامبر، مأمور بود که نور را با نور، کابین ببندد . عقد علی و فاطمه، در روز اول یا ششم ذی حجّه سال دوم هجری انجام گرفت . علی با فروش زره خود (به چهارصد درهم) ، آن را به عنوان مهریة فاطمه، تقدیم پیامبر کرد . پیامبر، مقداری از آن پول را به بلال داد تا عطر و وسایل آرایش خریداری کند و بقیه را به اُم سلمه و ابوبکر و مقداد داد تا جهزیه و وسایل زندگی فاطمه را تهیه کنند . زهرا یک ماه پس از عقد، به خانه علی رفت و پیامبر به علی فرمود که در عروسی باید ولیمه داده شود . پس از سفارش های پیامبر، زنان پیامبر، آنها را با تشریفات خاص، به سوی خانة علی، روانه کردند و این، خانه ای بود که از آن پس، پیامبر(ص) هر روز بر ساکنان آن، سلام می داد . دختر پیامبر در خانة علی، از کار کردن عار نداشت، از زیر بار کارهای دشوار خانه، شانه خالی نمی کرد . بنا بر گزارش علی به یکی از صحابه، فاطمه، آن قدر در خانه آب آورد که آثار مشک بر بدنش دیده می شد و آن قدر آسیاب کرد که دست هایش تاول زد و . . . .

البته فاطمه زنی نبود که فقط در گوشه منزل به اداره امور داخلی مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به اسلام، بی خبر باشد . دفاع او از علی(ع) به عنوان جانشین منصوب رسول خدا، در تاریخ، ثبت است.13

توصیه های پیامبر به زنان

حضور زنان، در جامعه، امری اجتناب ناپذیر است . در قرآن، سنّت پیامبر و معصومان، آدابی برای زنان و نیز مردانْ توصیه شده است که به مناسبت، به مواردی چند از سنّت رسول خدا، اشاره می شود14:

1. خودداری از نگاه به نامحرم: در روایت است که ابن ام مکتوم (از اصحاب پیامبر)، مردی نابینا بود . روزی به محضر پیامبر رسید . عایشه و حفصه، دو همسر پیامبر، در کنار پیامبر نشسته بودند . پیامبر، خطاب به آن دو فرمود که به داخل خانه بروند . آنان گفتند: او نابیناست . پیامبر فرمود: « اگر چه او شما را نمی بیند، امّا شما او را می بینید». 15

2. پرهیز از دست دادن زنان و مردان نامحرم: در احادیث بسیاری، از این امر، منع شده و پیامبر در هنگام بیعت با هیچ زنی، مصافحه نکرد .

3. جلوگیری از ازدحام زنان و مردان: پیامبر، پس از نماز جماعت، قدری مکث می کرد تا زنان، خارج شوند و نیز درب ویژه ای را برای رفت و آمد زنان در مسجد خویش گشود .

4. اجتناب از خلوت زن و مرد نامحرم: از پیامبر نقل است که هیچ مردی با زنی، بدون حضور محرم، خلوت نکند.

5. پوشش مناسب و پرهیز از خودآرایی: در ایات بسیاری، زنان مسلمان، مأمور به حجاب و آشکار نکردن زینت خود شده اند16 و پیامبر، زنان عریان را از دوزخیان برمی شمرد .

اسامه بن زید می گوید: رسول خدا پارچه ای کتانی، سفید رنگ و نازک بر تن من کرد . من هم آن را به همسرم دادم . رسول خدا فرمود : «به او بگو که زیر آن لباس، لباس دیگری هم بپوشد تا بدنش پیدا نباشد».

6 . خودداری از بوی خوش: پیامبر به زنان می فرمود: هنگامی که در مسجد حضور پیدا می کنید، از طیب و عطر استفاده نکنید .

7. خودداری از به ناز سخن گفتن: به این موضوع، در قرآن نیز تأکید شده است.17

8 . وقار در رفت و آمد و پرهیز از باعشوه راه رفتن.

9. عفت و پاک دامنی و حیا.

10. مهربان و دلسوز و امانتدار بودن برای همسر.

11. توجّه به تربیت فرزندان صالح.

سخن آخر

در پایان، مناسب است داستانی از تاریخ صدر اسلام بازگو شود .

هنگامی که اسماء (دختر عُمَیس)، به همراه شوهرش جعفر بن ابی طالب، از حبشه بازگشت، نزد زنان رسول خدا رفت و گفت: «ایا در قرآن، مطلبی درباره زنان نازل شده؟» و پاسخ منفی شنید . آن گاه نزد رسول خدا آمد و گفت: «زنان، در زیان و خسران به سر می برند». پیامبر پرسید: «چرا؟». گفت: «زیرا خداوند، از آنان به نیکی یاد نکرده، آن گونه که از مردان یاد می کند». سپس ایه 35 سوره احزاب نازل شد:

« مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان بایمان و مردان و زنان عبادت پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاک دامن و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، خدا برای [همة] آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است». 18

پی نوشت ها:

1.ر.ک: سوره انبیاء، ایه 107.

2. ر.ک: سوره احزاب، ایه 21.

3. ر.ک: سوره قلم، ایه 4.

4. ر.ک: زن و فرهنگ دینی (نگرشی نو به مسائل زنان)، مهدی مهریزی، تهران: هستی نما، اول، 1382، ص 13 ـ 29.

5. شیوه همسرداری پیامبر، ص 84.

6. ر.ک: سوره احزاب، ایه 27.

7. درباره ازدواج پیامبر با همسر زید، نسبت های ناروایی به پیامبر زده اند که می توانید آنها را با پاسخش در دو کتاب: شیوه همسرداری پیامبر (از: احمد عابدینی) و داستان ازدواج معصومین (از: ابراهیم بابایی) بخوانید.

8. ر.ک: سوره احزاب، ایه 28 و 29.

9. ر.ک: سوره احزاب، ایه 51.

10. ر.ک: شیوه همسرداری پیامبر به گزارش قرآن و سنّت، احمد عابدینی، تهران: هستی نما، دوم، 1382.

11. ر.ک: دائره المعارف بزرگ اسلامی، ذیل «اُمّ کُلثوم»؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «اُمّ کلثوم».

12. هما ن جا.

13. فاطمه، احیاگر شخصیت زن، فریده مصطفوی (خمینی) و فاطمه جعفری، تهران: نشر اجر، اوّل، 1383.

14. برای مطالعه بیشتر ر.ک: زن در اندیشه اسلامی، مهدی مهریزی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381، ص 83 – 117؛ سفارشات پیامبر اکرم به دختران و زنان، سید جمیلی، ترجمه و تلخیص: سید مهدی شمس الدین، قم: دارالفکر، پانزدهم، 1385.

15. الکافی، ج 5، ص 534. البته پیامبر، به مردان هم توصیه به خودداری از نگاه به نامحرم داشته است. در حدیث است که پیامبر، فضل بن عباس را در روز عید قربان، پشت سر خویش بر مرکبْ سوار کرده بود. رسول خدا ایستاد که پاسخ پرسش های مردمان را بدهد. زنی خوش سیما از قبیله خَثعم برای پرسش به نزد پیامبر آمد. فضل، زن را می نگریست و از او خوشش آمده بود. رسول خدا وقتی این منظره را دید، با دستش صورت فضل را برگرداند.

16. ر.ک: سوره احزاب، ایه 33 و 59؛ سوره نور، ایه 31.

17ر.ک: سوره احزاب، ایه 32.

18زن در اندیشه اسلامی، ص 26.

 

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 10:5 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]

مقدمه

یکی از اعتراضاتی که به پیامبر اسلام شده است موضوع تعدد زن های آن حضرت است. خلاصه اعتراض این است که زیاد زن گرفتن نشانه تسلیم بودن در مقابل شهوت است و پیامبر اسلام خود به چهار زنی که برای پیروان خود حلال کرده بود اکتفا نکرد و بیش از چهار زن را برای خود برگزید.

پاسخ به این اعتراض این است که این بحث نیازمند یک بررسی و تحلیل گسترده پیرامون آیاتی است که درباره ازدواج حضرت سخن گفته اند ولی برای آشنا شدن بیشتر با پاسخ صحیح این اعتراض باید نکاتی را یادآور شد.
1. اصولاً تعدد همسران پیامبر مربوط به افراط و زیاده روی حضرت در زن دوستی نبوده است بلکه ازدواج های آن حضرت مربوط به جهاتی است که با تحلیل هر کدام از ازدواج های وی روشن می شود.

یادآوری این موضوع برای دریافت پاسخ صحیح ضروری است که نخستین زنی که پیامبر گرفت خدیجه بود. ازدواج پیامبر با خدیجه به دوران 25 سالگی پیامبر یعنی 15 سال پیش از بعثت برمی گردد. در آن دوران حضرت با خدیجه که 40 سال داشت ازدواج کرد.
وی زن بیوه ای بود که قبلاً دو شوهر کرده بود نخستین شوهر او مردی به نام (عتیق بن عائذ مخزومی) بود که از او فرزندی به نام «جاریه» داشت و شوهر دومش (ابوهاله بن منذر اسدی) بود که از او هم فرزندی به نام «هند» داشت. پیامبر اکرم بیش از بیست سال و بدون این که زن دیگری بگیرد با خدیجه زندگی کرد و دو سوم عمر پس از ازدواج خود را فقط با او به سر برد.

2. پیامبر اسلام بعد از خدیجه با زنانی ازدواج کرد که عده ای از آنها دوشیزه و بعضی بیوه بودند. در میان زنان حضرت جوان و پیر هر دو دیده می شد و این آزادی در ازدواج هم بیش از ده سال دوام نداشت و پس از آن بوسیله آیه 52 از سوره احزاب ازدواج جدید بر آن حضرت حرام شد.

3. از آنجا که برنامه ازدواج حضرت در آغاز زندگی با خدیجه شروع شد که 15 سال از پیامبر بزرگ تر بوده و دوشیزه هم نبوده است و هم چنین در پایان زندگی که ازدواج بر او حرام شد می توان به روشنی فهمید که داستان تعدد همسران پیامبر را نمی توان حمل بر زن دوستی و شیفتگی آن حضرت نسبت به جنس زن کرد.

4. معمولاً کسانی که عشق فراوانی به زن داشته و تمایل زیادی نسبت به آن ابراز می دارند. چنین افرادی عاشق زیبایی و زینت نیز هستند و شیفته ناز و کرشمه می باشند. علاقه چنین افرادی بیشتر به زن جوان و زیبا چهره ای است که در بهار زندگی باشد در صورتی که هیچ یک از این خصوصیات در قیافه روحی پیامبر اسلام نمودار نیست.

5. پیامبر اکرم در ازدواج های خود به هیچ یک از این امور مقید نبود. از همین رو در تاریخ زندگی او می بینیم که بعد از ازدواج با دوشیزه، با بیوه هم ازدواج کرده است و نیز پس از ازدواج با زنی جوان، با پیره زنی از کار افتاده نیز ازدواج کرده است.

6. تنها دوشیزه ای که پیامبر خدا با او ازدواج کرده است عایشه است پیامبر او را در مکه بعد از مرگ حضرت خدیجه عقد کرد و پس از هجرت در مدینه با او ازدواج کرد. زنان دیگری که پیامبر پس از مرگ خدیجه با آنها ازدواج کرده تمام بیوه و اغلب دارای سن زیاد بوده اند که عبارتند از: 1ـ سوده 2 ـ زینب بنت خزیمه 3 ـ حفصه دختر عمر 4 ـ ام سلمه 5 ـ زینب دختر حجش 6 ـ جویره 7ـ ((ام حبیبه (رمله دختر ابوسفیان)|ام حبیبه)) 8 ـ صفیه 9 ـ میمونه

7. طبق شهادت تاریخ ازدواج حضرت با ام سلمه که پیرزنی بیش نبوده و هم چنین با زینب دختر جحش که پنجاه سال داشت، پس از ازدواج با عایشه و ام حبیبه جوان و زیبا بوده است.

8. پیامبر اکرم صریحاً زنان خویش را از هر زینت و تجملی نهی می کرد و آنها را بین طلاق و زهد در دنیا و ترک زینت و تجمل مخیر می ساخت، چنانچه در آیه 29 سوره احزاب این واقعیت منعکس شده است و روشن است که اصولاً روحیه انزجار از زینت و تحمل نمی تواند از خصوصیات روحی مرد حریصی باشد که تنها به آمیزش با زنان و ارتباط با آنان می اندیشد و جزء دوستی آنان فکر و برنامه ای ندارد.


علل ازدواج های پیامبر اسلام

با توجه به نکات مطرح شده، هر پژوهشگر منصفی چاره ای ندارد جزء این که ازدواج های متعددی که حضرت در اواسط عمر خود داشته است بر مبنایی غیر از شهوت و میل به خوش گذرانی توجیه کند. بر این اساس علل ازدواج های پیامبر را می توان در این محورها بررسی کرد.

1. پاره ای از ازدواج های پیامبر صرفاً برای کسب قدرت بوده و می خواسته تا از راه وصلت، قبیله و عشیره خود را گسترش داده و از آن به نفع تبلیغ دین خدا و آئین اسلام بهره بگیرد.

2. بعضی از ازدواج های آن حضرت فقط برای این بوده که دلی را به دست آورد و دلجوئی از طرف کرده باشد و می خواسته که تا در پرتو ازدواج از برخی از خطرات احتمالی محفوظ بماند.

3. در برخی از ازدواج های حضرت قصدش این بوده که صرفاً زنی را از بدبختی و فلاکت فقر نجات داده و زندگی او را تأمین کند و می خواسته تا با این ازدواج پیروان خود را تربیت نموده و فرهنگ نگهداری از فقیران و بیچارگان را در میان آنها رواج و گسترش دهد.

4. در برخی از ازدواج ها حضرت در پی آن بوده تا حکمی از احکام الهی را اجرا نماید و در سایه آن افکار غلط دوره جاهلیت را در هم کوبد چنانکه در ازدواج زینب دختر جحش همین هدف را داشته است زیرا زینب نخست زن زید بن حارثه بود.
زید که پسر خوانده رسول خدا بود او را طلاق داد. عرب چنین گمان می کرد که زن پسر خوانده بر شخص حرام است همانطور که زن پسر واقعی حرام می باشد پیامبر زینب را بعد از طلاق گرفتن از زید به ازدواج خود در آورد تا با این فکر غلط مبارزه کرده باشد آیه 37 سوره احزاب بیانگر این حقیقت است.



گزارشی کوتاه از زندگی زنان پیامبر اسلام


سوده : حدود یکسال پس از وفات خدیجه، پیامبر سوده دختر زمعه را به ازدواج خود در آورد. پیامبر در مکه سه زن گرفت خدیجه، عایشه، و سوده با بقیه زن ها در مدینه و پس از هجرت ازدواج کرد.
شوهر سوده در مراجعت از دومین هجرت حبشه از دنیا رفت. سوده زن باایمانی بود که با شوهرش به حبشه رفت و عنوان پر افتخار مهاجر را داشت. در آن هنگام که شوهرش را از دست داده بود اگر به سوی خانواده خود که هنوز کافر بودند بازمی گشت بدون تردید مورد اذیت و آزار و چه بسا کشته شدن قرار می گرفت و او را مجبور به بازگشت به کفر می کردند. پیامبر با او ازدواج کرد تا از هر گونه اذیت و آزار محفوظ بماند.

زینب دختز خزیمه : پیامبر اکرم وی را پس از شهادت شوهرش عبدالله بن جحش در جنگ احد به ازدواج خود در آورد. زینب در زمان جاهلیت از زنان بزرگوار و بافضیلت بود. او را «ام المساکین» (مادر بیچارگان) می گفتند زیرا به فقرا و مساکین نیکی و مهربانی زیاد می نمود. پیامبر با او ازدواج کرد تا آبرو و موقعیتش هم چنان محفوظ بماند.

ام سلمه : نام اصلی اش هند است پیش از آنکه همسر پیامبر شود در خانه عبدالله ابوسلمه پسر عمه و برادر رضاعی پیامبر بود. عبدالله (ابوسلمه) نخستین کسی است که به حبشه هجرت کرد. ام سلمه دختر ابوامیه، « حذیفه بن مغیره » است و پس از حضرت خدیجه کبری با فضیلت ترین زنان پیامبر محسوب می شود. وی زنی بافضیلت و متدین بوده است پس از شهات شوهرش در جنگ احد سن او زیاد بود و عهده دار سرپرستی یتیمانی بود که از شوهر به یادگار مانده بودند. در چنین شرایطی پیامبر با او ازدواج کرد.

صفیه : دختر حی بن اخطب رئیس قبیله بنی نضیر از قبایل یهودی است. پدر و شوهرش در جنگ خیبر کشته شدند و خودش نیز جزء اسیران جنگ خیبر بود. حضرت او را برای خویش برگزید و آزادش کرد و سپس با او ازدواج کرد حضرت با این ازدواج هم او را از ذلت و خواری رهایی بخشید و هم با این ازدواج خویشاوندی سببی با بنی اسرائیل (یهودیان) پیدا کرد.
پیامبر با صفیه در سال 7 هجری پس از جنگ خیبر ازدواج کرد صفیه قبلاً دو شوهر کرده بود به نام های سلام بن مسلم و کنانه بن ربیع

جویریه ـ پس از جنگ بنی المصطلق پیامبر با جویریه که اسمش بره و دختر حارث رئیس قبیله بنی المصطلق بود ازدواج کرد. مسلمانان در حادثه بنی المصطلق زن و بچه دویست خانواده را به اسارت گرفته بودند پیامبر از میان آنها جویریه را به ازدواج خود در آورد پس از این تصمیم پیامبر، تمام مسلمانان اسیران را به عنوان اینکه از اقوام پیامبر شده اند آزاد کردند. آزادی اسیران تأثیر خوبی در افراد قبیله داشت و تمام آنها متوجه پیامبر شدند و اسلام آوردند.

میمونه : نام او بره است او دختر حارث هلالیه بود. میمونه پس از وفات دومین شوهرش (ابورهم بن عبدالعزی) خود را به پیامبر هبه کرد پیامبر او را آزاد کرد و به عقد خویش در آورد.

ام حبیبه : نامش رمله است ای دختر ابوسفیان است او قبلاً زن عبدالله بن جحش بود. که در دومین هجرت به حبشه همراه شوهرش بود. شوهرش در حبشه مسیحی شد ولی رمله نسبت به اسلام وفادار ماند. ابوسفیان پدر رمله از مخالفان سرسخت اسلام و پیامبر و همیشه مشغول دسته بندی و توطئه علیه اسلام بود. پیامبر ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد و او را در پناه خویش حفظ فرمود.

حفصه : دختر عمر یکی از زنهای پیامبر خدا است. پس از آنکه شوهرش خنیس بن حذافه در جنگ بدر کشته شد پیامبر با او ازدواج کرد.


جمع بندی

با توجه به آنچه گذشت و با توجه به این که حضرت مردی زاهد و دور از تجمل بود و زنان خود را نیز به زهد و کناره گیری از تجمل امر می کرد، تردیدی باقی نمی ماند در این که اصولاً ازدواج های پیامبر (مانند ازدواج های دیگران که معمولاً برای ارضاع غریزه جنسی است) نبوده است، و نیز باید توجه کرد که اصولا روش پیامبر در برخورد با زنها روی اصل ادب و احترام بوده است به طور کلی حقوق زن که در دوره تاریک جاهلیت دستخوش هوس رانی مردم قرار گرفته و نابود شده بود به دست پیامبر زنده شد و زن که در طی قرون و اعصار گذشته موقعیت واقعی خود را در اجتماع بشری از دست داده بود به مقام خویش نائل گردید.
روش پیامبر بر اساس رعایت عدالت میان زنان و حسن معاشرت با آنان بوده است و دقت به اجرای عدالت در ارتباط با آنها مخصوص به آن حضرت بوده است چنانچه جواز ازدواج با بیش از چهار زن از احکام اختصاصی آن حضرت بوده و پیروان خود را از آن نهی کرده است.


منابع

·         تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 16، ص 323 به بعد

·         تفسیر نمونه، ج 17، ص 376 تا 390

·         معنویت تشیع، علامه طباطبایی

·         لغت نامه دهخدا، ج 22، حفصه.

 

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 10:3 ] [ کارشناس گروه های آموزشی ] [ ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
marquee behavior="alternate">به وبلاگ گروه آموزشی بلداجی خوش آمدید.